• تاريخ: سه شنبه 7 ارديبهشت 1389

آيا امام مجتبي(ع) همسران متعدّد داشت؟


           
سؤال:گروهي از مورّخان و محدّثان همسران متعدّدي به حضرت مجتبي(ع) نسبت داده، نوشته‌اند كه آن حضرت همسران متعدّدي تزويج مي‌كرد و پس از اندكي آنها را طلاق مي‌داد و به جاي آنها زنان ديگري اختيار مي‌نمود؛ مي‌گويند به همين دليل تعداد همسران آن حضرت زياد بود بطوري كه اين موضوع زبانزد مردم شده بود، آيا اين موضوع صحّت دارد؟

پاسخ:
از آنجا كه بررسي جوانب زندگي و شخصيّت هر فردي به روشن شدن نقاط مبهم زندگي او كمك مي‌كند، خوب است پيش از هر چيز جوانب زندگي و اخلاق امام حسن مجتبي(ع) را -ولو بسيار مختصر- بررسي كنيم و پرده از چهره حقيقي شخصيّت آن حضرت كنار بزنيم تا در پرتو آن، حقيقت مطلب روش گردد.
پيشواي دوم در پاكترين و برجسته‌ترين خاندان چشم به جهان گشود و تحت تربيت و پرورش اميرمؤمنان(ع) و فاطمة زهرا –عليهاالسّلام- بزرگ شد.
حضرت مجتبي(ع) از جهات مختلف شخصيّتي برجسته و صفاتي ممتاز داشت. او يك مرد الهي بود كه از تمام امكانات خود -نه براي بهره‌برداري بيشتر از لذّات زندگي، بلكه- در راه جلب خشنودي پروردگار و رسيدگي به حال بيچارگان و محرومان اجتماع استفاده مي‌كرد.
او در طول عمر خود بيست و پنج بار به زيارت خانة خدا رفت و با وجود آن كه مركب سواري در اختيار داشت، پياده و گاه پابرهنه راهپيمايي مي‌كرد تا در پيشگاه پروردگار بيشتر ابراز ادب و خضوع كند.
در عصر او هيچ‌كس از لحاظ كثرت عبادت و نيايش و توجّه به خدا به پاية او نمي‌رسيد و هرگاه نام خدا را مي‌برد و يا به ياد رستاخيز و عوالم پس از مرگ مي‌افتاد دگرگوني خاصّي به او دست مي‌داد. هنگام گرفتن وضو و موقع نيايش، حالت روحي و جذبة معنوي عميقي كه فقط در مردان الهي مي‌توان مشاهده نمود پيدا مي‌كرد و چون به منظور راز و نياز با خدا به مسجد مي‌رسيد، با سوز و گداز خاصّي زبان به مناجات و اعتذار به پيشگاه خدا باز مي‌كرد؛ او هرگز خدا را فراموش نمي‌نمود.
اين گوشة بسيار مختصري از بزرگيها و پاكيهاي پيشواي مردم است كه به تفصيل در كتب مربوط به اين قسمت بيان شده است.
با توجّه به اين حقايق، قابل قبول نيست كه شخصي داراي چنين اخلاق و رفتار و چنين زندگي كه سراسر عبادت و كوشش در راه خداست -آنچنان كه بعضي از مورّخان مبالغه‌جو نوشته‌اند- علاقه و توجّه خارج از حدّ متعارف به مسألة ازدواج و زناشويي از خون نشان دهد.
 
فرزندان امام

از شواهد زنده اين موضوع، تعداد فرزندان آن حضرت است كه طبق نوشتة مورّخان، اگر آن حضرت همسران زيادي اختيار كرده بود، لازمه‌اش اين بود كه فرزندان زيادي هم داشته باشد در صورتي كه چنين نيتس؛ بالاترين رقم را در مورد فرزندان امام مجتبي(ع) ابن جوزي نوشته است كه 23 نفر مي‌باشد.
يعقوبي فرزندان آن حضرت را هشت نفر؛
ابن شهر آشوب سيزده پسر و يك دختر؛
ابن خشاب يازده پسر و يك دختر؛
طبرسي شانزده پسر و يك دختر؛
و مرحوم شيخ مفيد كه در اين گونه مباحث بيش از ديگران دقّت و تحقيق داشته، تعداد فرزندان آن حضرت را جمعاً پانزده نفر (اعم از دختر و پسر) مي‌داند.
صاحب كتاب «العدد» كه بنا به نقل مرحوم علاّمة مجلسي همسران زيادي براي آن حضرت نوشته است، در عين حال فرزندان حضرت مجتبي(ع) را بيش از پانزده نفر ننوشته است.
بدين ترتيب طبق تصريح مورّخان، امام مجتبي(ع) حدّاكثر بيش از بيس و سه فرزند نداشته است و اين نشان مي‌دهد كه موضوع تعدّد زوجات آن حضرت به آن صورت كه در پاره‌اي از كتابها به چشم مي‌خورد كاملاً بي‌اساس است.
در زمان ما نيز كساني يافت مي‌شوند كه اين اندازه اولاد داشته باشند -بدون آن كه زنان زيادي بگيرند- و احتمال اين كه آن حضرت همسران زيادي داشته ولي عقيم بوده‌اند و يا به علل ديگري فرزندي به دنيا نياورده‌اند نيز بسيار ضعيف است و اين گونه احتمالات در بررسي موضوعات و مسائل تاريخي فاقد ارزش مي‌باشند.
آيا با توجّه به اين تعداد فرزندان، دروغ بودن نسبت صدها همسر به امام حسن مجتبي(ع) روشن به نظر نمي‌رسد؟ و آيا با توجّه به اين سند تاريخي، نبايد گفت كه اين‌گونه اخبار دروغين، ساخته و پرداختة عمّال بني‌اميّه است كه در جعل اخبار سابقة فراواني داشتند؟ و ما نبايد دانسته و ندانسته در مسير اين‌ گونه اخبار مجعول قرار گرفته و با نقل آنها به دشمنان خاندان پيامبر(ص) كمك كنيم!
علاوه بر اين مورّخاني كه تعداد زنان حضرت امام مجتبي(ع) را زياد نوشته‌اند، از تعيين نام آنها و يا قبيلة آنها فرومانده‌اند و فقط چند تن از دانشمندان به ذكر نام همسران معدودي اكتفا كرده‌اند كه ما ذيلاً به نحوة تزويج انها اشاره خواهيم كرد.
خنده‌آورتر آن كه برخي از محدّثان كه به نحو مبالغه‌آميزي دهها همسر به آن حضرت نسبت داده‌اند، نوشته‌اند كه پس از شهادت حضرت، همة آن زنها، پاي برهنه در تشييع جنازة امام شركت كردند.
بي‌پايگي اين سخن از آنجا پيداست كه شركت زنان، آن هم پاي برهنه در ميان نامحرمان، معلوم نيست از نظر اسلام تا چه پايه درست است؟
اگر چنين چيزي در محيط مدينه صورت مي‌گرفت، آيا فقهاي اهل تسنّن كه همواره دنبال دستاويزي جهت خرده‌گيري از اهل‌بيت مي‌گشتند، آن را به باد انتقاد نمي‌گرفتند؟
بعلاوه، زناني كه به واسطة طلاق از شوهران خود جدا مي‌شوند، از نظر عاطفي نه تنها هيچ‌گونه همبستگي با شوهران سابق خود ندارند، بلكه دربارة آنها به شدّت دچار افكار منفي مي‌شوند؛ بنابراين چگونه قابل قبول است زناني كه پيوند ازدواج آنها مدّتي پش قطع شده بود، در تشييع جنازه شركت كنند؟
آيا اين موضوع ثابت نمي‌كند كه تعداد همسران آن حضرت نيز از اين قبيل است؟!

حلّ مسأله

آنچه در اين زمينه به نظر مي‌رسد اين است كه اگر فرض كنيم اين عددهاي بزرگ حيقت داشته است، بايد بگوييم مسلمانان آن عصر به واسطة علاقة‌ خاصّي كه به پيامبر(ص) داشتند، مي‌خواستند به افتخار خويشاوندي و قرابت با پيامبر نايل گردند و چون پيشواي دوم، نوة بزرگ آن حضرت و فرزند ارشد اميرمؤمنان(ع) بود، گاهي دختران خود را داوطلبانه به حضرت مجتبي(ع) تزويج مي‌كردند و تنها به تشريفات عقد شرعي اكتفا مي‌نمودند. بنابراين آنها زنان افتخاري پيشواي دو محسوب مي‌شدند كه صرفاً روي جهت فوق با حضرت وصلت مي‌كردند.
و نيز به احتمال قوي، عدّه‌اي از زناني كه به همسران آن حضرت در تاريخ ثبت شد‌ه است، زنان بي‌پناهي بودند كه امام مجتبي(ع) تكفّل آنها را به عهده گرفته بود و براي آن كه تحقير نشوند، بر حسب ظاهر آنها را تزويج مي‌نمود.
يك شاهد اين معني، جرياني است كه «ابن جوزي» دانشمند معروف جهان تسنّن نقل مي‌كند و خلاصة آن از اين قرار است:
يكي از مسلمانان به نام «عبدالله بن عامر» همسر خود را طلاق داد، پس از پايان عدّه، امام مجتبي(ع)‌ او را تزويج كرد.
بعد از مدّتي عبدالله براي گرفتن امانتي كه نزد همسر سابقش بود به خانة امام(ع) مراجعه كرد، امام (ع) فرمود: «من براي اين، همسر مطلّقه تو را تزويج كردم كه در اين مدّت كدورتي كه ميان شما به وجود آمده بود برطرف گردد، اينك آماده‌ام او را طلاق بدهم تا زندگي مشترك خود را از نو آغاز كنيد.»
 
----------------------------

منبع:پاسخ به پرسش های مذهبی،تالیف آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله سبحانی،نسل جوان 1387
Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved