درحال بارگزاري
  • تاريخ: شنبه 6 شهريور 1389

امام عليه السلام در برابر قدرتهاى تخريب


           
نویسنده : محمد محمدى اشتهاردى


مى پرسند:

بر همگان روشن است كه روز بروز بر كيفيت و كميت سلاحهاى مدرن از موشكهاى قاره پيما گرفته تا بمبهاى اتمى و هيدروژنى افزوده مى شود، و اين وسائل در دست استكبار جهانى است ، آيا امام زمان عليه السلام مى تواند در برابر اين قدرتها ايستادگى كند و جهان را تحت حكومت خود آورد؟

پاسخ :
اولا: اگر از راه اعجاز، نه امور عادى مساءله را بررسى كنيم ، كه پاسخ سؤال آسان است ، چرا كه امدادهاى غيبى و قدرت مطلق خدا پشتيبان حضرت است و همه چيز را براى او يك شبه حل خواهد كرد، به اين معنا كه اسباب كار را از هر سو فراهم خواهد نمود.
و اگر مسئله را از راه عادى و طبيعى بررسى كنيم ، پاسخ فوق اين است كه مردم دنيا كه از ظلم و و جور و فساد به ستوه آمده و تشنه مصلح حقيقى هستند، وقتى كه نداى چنين مصلحى به گوششان رسيد، خودبخود به سوى او جذب مى شوند و همه امكانات خود را در اختيار اين مصلح قرار مى دهند، البته در اين صورت هم امدادهاى غيبى به كمكشان خواهد شتافت .
با توجه به امكانات عظيم دنياى اسلام از نظر اقتصادى ، نيروى انسانى ، جغرافيائى و استراتژيكى كه در مراحل اول به امام (علیه السلام) مى پيوندند و منافع اوليه دنياى استكبار را در اختيار امام عليه السلام قرار مى دهند، مساءله به راحتى حل خواهد شد.
مثال كوچكش پيروزى انقلاب اسلامى ايران در 22 بهمن سال 1357 در سرزمين خود ما بود كه مردم با رهبرى صحيح با مشتهاى خالى همه اسلحه هاى مدرن و پيچيده را در اختيار خود در آوردند، و غول شاهنشاهى را سرنگون نمودند و مشابه اين مسئله در دنيا كم نيست مانند: فروپاشى غول كمونيسم در شوروى سابق و نقاط ديگر.
قسط و عدل چيست ؟

مى پرسند:
در روايات مربوط به حضرت مهدى (علیه السلام) به طور تواتر (بسيار) آمده كه خداوند، پس از ظهور آن حضرت دنيا را پر از قسط و عدل مى كند آنچنانكه پر از ظلم و جور شده است . (241)
منظور از “قسط”و “عدل “و فرق بين اين دو چيست ؟

پاسخ :
واژه “قسط” بيشتر در امور اقتصادى و توزيع اموال براساس عدالت اجتماعى بين افراد به كار مى رود كه در اين جهت هيچگونه تبعيضى نباشد (242) كه در مقابل جور قرار گرفته است ، ولى عدل يك معنى عامى دارد كه شامل عدالت در تمامى ابعاد از عقائد و فرهنگ و سياست و... خواهد شد، كه در مقابل ظلم است .
توسعه عدل و داد در حدى است كه طبق بعضى از روايات نخستين گامى كه امام قائم (علیه السلام) پس از خروج برمى دارد اين است كه سخنگوى آن حضرت به جهانيان اعلام مى كند:
كسانى كه مى خواهند حج مستحب بجاى آورند، حجرالاسود و محل طواف را به كسانى كه حج واجب دارند، واگذار نمايند (243) ضمنا اين روايت حاكى از هجوم زياد مسلمين براى برگزارى حج است براستى چقدر دامنه عدالت گسترش مى يابد؟
“قسط” و “عدل “ هر دو بسيار مهم هستند، ولى رعايت “قسط” بخصوص در حكومت اسلامى جاى خاصى دارد، مثلا در اسلام بايد بيت المال بطور تساوى در بين مستعقين ، توزيع گردد، شيوه امام على عليه السلام چنانكه در گفتارش در نهج البلاغه پيداست ، همين بوده است ، داستان آهن گداخته در رابطه با برادرش عقيل كه در خطبه 224 نهج البلاغه آمده ، شاهد گويائى بر اين مطلب است اين همان قسط است .
و در خطبه 126 مى فرمايد:
“ ... و لو كان امال لى لسويت بينهم فكيف و انما المال مال اللّه ؛”
“اگر مال از شخص من بود، آنرا بطور مساوى تقسيم مى كردم ، تا چه رسد به اينكه مال ، از آن خدا است .”
از ديدگاه فقه اسلامى نيز مسئله چنين است ، عالم بزرگ شيخ طوسى (ره ) در كتاب “خلاف “ (باب العين و قسمة الغنيمة ) در مساءله 44 گويد:
در بيت المال ، بين مردم بخاطر شرافت و يا سابقه بيشتر در اسلام يا دانش و زهد، فرقى نبايد گذاشت و شيوه امام على عليه السلام همين بود... سپس ‍ مى گويد: اسم بيت المال ، مطلق است و شامل همه مردم مى شود.
محقق عاليقدر صاحب جواهر رحمه اللّه در جلد 16 نيز همين نظر را بيان مى كند.
آرى در پاره اى از موارد بخاطر امور استثنائى ، به بعضى بيشتر داده مى شود، مثلا در غنائم جنگى كه يكى از منابع درآمد بيت المال است به جنگجويان پياده يك سهم و به جنگ جويان سواره دو سهم و به جنگ جويانى كه از يك اسب بيشتر دارند، سه سهم داده مى شود، ولى اين فرق به خاطر مخارج خوراك آن اسبها است ، و حاكى از تبعيض اين فرق به خاطر مخارج آن اسبها است ، و حاكى از تبعيض در تقسيم بيت المال نيست .
ناگفته نماند كه منابع بيت المال متعدد است :
1- زكاة
2- خمس
3- انفال (غنائم جزء انفال است ).
4- جزيه (كه از اهل كتاب گرفته مى شود).
5- خراج ؛ مقدار مالى كه طبق قرارداد حكومت اسلامى و كاركنان زمين از محصول زمين يا قيمت آن گرفته مى شود آنهم بايد از اراضى خراجيه يعنى از زمينهايى كه مسلمين به اذن امام معصوم عليه السلام با قهر و غلبه يا از روى مصالحه از كفار گرفته اند باشد.
6- فيئى (به معنى بازگرداندن است ) و منظور اموالى است كه بدون زحمت از كفار بازگردانده شده و در اختيار مسلمين قرار مى گيرد، كه طبق آيه 6 و 7 سوره حشر اين اموال مال خدا و رسول و بستگان پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم و يتيمان و مستمندان و درماندگان راه خدا است ، بنابراين فرق بين فيئى و غنائم جنگى .
(بايد توجه داشت كه درآمد فيئى ، داخل در بيت المال نيست و اختيارش در دست رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم و بعد از آن حضرت در اختيار بستگان آن حضرت است و در زمان غيبت با ولى فقيه است تا به مصرف تعيين شده برساند.)
به هر حال قسط اسلامى كه تقسيم و توزيع عادلانه بيت المال است بدون هيچ گونه تبعيضى ، در عصر حكومت درخشان امام عصر(علیه السلام) در اختيار مستحقين قرار مى گيرد (244) و به اين ترتيب امر توزيع كه از مهمترين و پيچيده ترين شاخه هاى اقتصادى است به نحو عادلانه و احسن صورت مى گيرد و از شكاف عميق طبقاتى جلوگيرى مى نمايد.
امروز امر توزيع ثروت در دنيا بقدرى مفتضحانه است كه مثلا در بعضى از كشورهاى آفريقائى ، مردم دسته دسته از گرسنگى مى ميرند ولى در آمريكا و اكثر كشورهاى غربى هزاران دلار خرج ماهيانه سگ خانه شان مى نمايند، با توجه به اينكه اين دلارها و منابع آنها را از همين كشورهاى ضعيف ، مثل زالو مكيده و برده اند.
مسلمانان منتظر امام قائم (علیه السلام) بايد هم اكنون در جهان ، اين زمينه را به وجود آورند، يعنى دست استعمارگران و غارتگران جهانى را كوتاه كنند و ثروتهاى كلان خود را براى خود نگهدارند تا قسط و عدل اسلامى كه از اهداف مهم امام عصر(علیه السلام) است كم كم جامه عمل بپوشد و مستضعفان در فكر و عمل و در اقتصاد و توزيع و بر سر كار آيند و به حقشان برسند.
حكومت قائم عليه السلام و پيشرفت علم ؟

مى پرسند:
صنعت در ابعاد گوناگون روز بروز در حال ترقى و پيشرفت است ، آيا در حكومت مهدى (علیه السلام) اين پيشرفت صنعتى متوقف مى شود و يا ادامه مى يابد؟

پاسخ :
حكومت امام مهدى (علیه السلام) از متن اسلام راستين سرچشمه مى گيرد و اسلام نه تنها با پيشرفت صنعت و هر علم ديگرى كه مانع كمال و رشد انسانها نمى گردد مخالف نيست ، بلكه مؤ يد آن است .
آرى اگر صنايع به صورت عوامل تخريبى و ويرانگر در آيند، اسلام و حكومت امام مهدى (علیه السلام) شديدا با آن مخالفت مى كند.
حكومت مهدى (علیه السلام) مؤ يد پيشرفتهاى همه جانبه صنعتى است كه در خدمت بشر و عدالت و امنيت و آسايش و آزادى به كار رود.
براى اينكه اوج پيشرفت زمان حكومت حضرت مهدى (علیه السلام) را دريابيم به دو روايت ذيل توجه فرمائيد:
1- امام صادق عليه السلام فرمود:
“ ان قائمنا اذا مداللّه لشيعنتا فى اسماعهم و ابصارهم حتى لا يكون بينهم و بين القائم بريد؛”
“وقتى كه قائم ما قيام كند، خداوند شنوائى گوشها و بينائى چشمهاى شيعيان ما را به گونه اى زياد مى كند كه ديگر بين آنها و امام قائم (علیه السلام)، پيك پست نخواهد بود. يعنى آنها مستقيما در هر كجا باشند با امام عليه السلام تماس مى گيرند.” (245)
شايد بتوان گفت : اين روايت از تلويزيونهاى دو طرفه و داراى تلفن ، سخن مى گويد، و احتمال دارد كه منظور، وسعت ديد و انديشه شيعيان در آن عصر باشد.
مطلب اول را روايت ديگرى كه از امام صادق عليه السلام نقل شده تاييد مى كند:
“ ان المؤ منين فى زمان القائم و هو بالمشرق يرى اخاه بالمغرب و كذا الذى فى المغرب يرى اخاه بالمشرق ؛”
“در عصر حكومت قائم (علیه السلام) مؤ منى كه در شرق جهان است برادرش را كه غرب جهان است مى بيند و به عكس مؤ منى كه در غرب جهان است برادرش را كه در شرق جهان است مى بيند.” (246)
روشن است كه : ديدن اين چنين ، حكايت از وجود صنايع پيشرفته مى كند.
2- و در روايت امام باقر عليه السلام فرمود:
“ذوالقرنين (كه شرحش در قرآن در اوائل سوره كهف آمده ) در ميان نوع ابر مخير گرديد او ابر آرام را برگزيد و ابر ديگر كه خشن و سركش است براى صاحب شما (امام قائم (عج “ ذخيره شده است .
روايت كننده پرسيد ابر خشن و سركش چيست ؟
فرمود: ابرى است كه همراه رعد و صاعقه يا برق است صاحب شما (امام قائم “عج “ ) بر آن سوار مى شود و در پله هاى آسمانهاى هفتگانه و زمينهاى هفتگانه بالا مى رود.” (247) به اين ترتيب مى بينيم در اين روايت اشاراتى به فضاپيماهاى بسيار سريع و تندر و كه قدرت وصول به آسمانها هفتگانه را دارند شده است ، اينها و رواياتى از اين قبيل ما را به پيشرفت عجيب صنعت در عصر حكومت حضرت مهدى (علیه السلام) رهنمون مى سازد، البته صنعت مثبت نه منفى .
حكومت مهدى (علیه السلام) و تشريفات ؟

مى پرسند:
تشريفات و اسرافكارى در دنياى روز انسانها را خسته كرده و به زحمت انداخته است ، بخصوص در دنياى غرب ، مد و مدپرست ، همه زندگى آنها را گرفته و ديگر فكر و ذهن اكثر آنها جز به اين امور، كشش ديگر ندارد، آيا در زمان حكومت امام مهدى (علیه السلام) اين گونه تشريفات برچيده مى شود؟

پاسخ :
صد در صد مثبت است ، در آن عصر، هر گونه اسراف و اتراف و تشريفات حرام است و در همه چيز سادگى و زهد و پارسائى كه اساس پرواز در فضاى معنويت است ديده مى شود، چنانكه اسلام از اول اين روش را آورده است .
در اين مورد مفضل رحمه اللّه يكى از شاگردان امام صادق عليه السلام گوديد: “در سفر حج ، در مراسم طواف خانه كعبه در حضور امام صادق عليه السلام ، مرا ديد و فرمود: ترا غمگين و رنگ پريده مى بينم ؟
عرض كردم : فكرم در اين باره مغشوش است كه حكومت و سلطنت در دست زمامداران ستمگر عباسى است و همه امكانات و زرق و برق در اختيار آنهاست ، اگر حكومت در دست شما بود ما هم به طفيل شما از آن بهره مند مى شديم . امام صادق عليه السلام فرمود:
“ امام لو كان ذلك لم يكن الا سياسة الليل و سياحة النهار و اكل الجشب و لبس الخشن شبه اميرالمؤ منين عليه السلام و الا فالنار فنزوى ذلك عنا فصرنا ناءكل و نشرب و هل راءيت ظلامة جعلها اللّه نعمة ؛”
“اگر حكومت در دست ما بود، شبها به عبادت و نگهبانى و رسيدگى به پرونده هاى امور مردم و روزها به جهاد و تاءمين نيازهاى مردم مى پرداختيم ، به خوردن غذاى ساده و پوشيدن لباس خشن اكتفا مى كرديم ، همانند زندگى اميرمؤ منان على عليه السلام در غير اين صورت سرانجام ما آتش ‍ دوزخ بود، اكنون كه حكومت در دست ما نيست ، ما به طور متعارف (نه ساده ) مى خوريم و مى نوشيم ، آيا مظلوميتى را ديده اى كه خداوند آن را نعمت قرار داده باشد؟” (يعنى : اكنون كه حكومت ما غصب شده ، در لباس و خوراك و زندگى ، راحت تر هستيم ). (248)
نظير اين روايت در گفتگوى امام صادق عليه السلام با معلى بن خنيس ‍ رحمه اللّه در روايات آمده است . (249)

پی نوشت ها :

241- اثباة الهداة ج 7، ص 51.
242- القسط هو النصيب بالعدل (مفردات راغب حرف عين ) القسط اسم للعدل فى القسم (لافروق اللغويه ).
243- سفينة البحار، جلد1، صفحه 225.
244- توضيح بيشتر در اين باره ، در كتاب بيت المال در نهج البلاغه ، از استاد آيت اللّه حسين نورى (تنظيم نگارنده ) آمده است .
245- بحار، ج 52 ص 336.
246- بحار، ج 52 ،ص 393.
247- بحار، ج 52، ص 321
248- بحار، ج 52، ص 359.
249- اصول كافى ، ج 1، ص 410.

 

 

منبع:www.rasekhoon.net

Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved