مستبصر ترکیه‏ای: به قول پدرم عاشق ایران شدم
درحال بارگزاري
  • تاريخ: دوشنبه 20 ارديبهشت 1389

مستبصر ترکیه‏ای: به قول پدرم عاشق ایران شدم


           

در حاشیه همایش گردهمایی طلاب و دانشجویان غیرایرانی در تهران، مصاحبه‏‏ای با یکی از مستبصرین ترکیه انجام دادیم که ماحصل آن در ذیل می‏آید:
 
ـ با عرض سلام لطفاً خودتان را معرفی بفرمایید:
 
اوذدنوش داوودبگوویچ ازآنکارای ترکیه هستم و در دانشگاه تهران در رشتۀ ادبیات فارسی در مقطع دکتری درس می‏خوانم و وقتی انقلاب 20 ساله بود (یعنی 10سال پیش)به ایران آمدم.
 
ـ شیعیان در ترکیه چه وضعیتی دارند؟
 
از لحاظ آزادی مشکلی ندارند؛ ضمن اینکه شیعه در ترکیه زیاد نیست؛ شاید یک درصد شیعه باشند. اما در ترکیه علویون زیاد هستند که آنها هم با شیعه زیاد ارتباط ندارند.
در ترکیه بیشتر مناطق نزدیک ایران شیعه هستند و یا شافعی که خیلی به شیعیان نزدیک هستند. در خود استانبول هم کسانی هستند که مهاجرت کرده‏اند و شیعه هستند و مسجد هم دارند؛ حتی در آنکارا از آشنایان ما شخصی می‏باشد که در قم درس خوانده و الان در آنجا به تدریس و تبلیغ مشغول است.
  
ـ چه مساوئلی باعث شد که شیعه شوید؟
 
خانوادۀ من حنفی هستند و فقط یک خواهر دارم که شیعه است و الآن همگی در ترکیه زندگی می‏کنند. چند نفر از دوستانم به ایران سفر کردند و بعد از برگشتن از ایران، به گونه‏ای از ایران تعریف کردند که به قول پدرم عاشق ایران شدم. در مدتی قبل چند نفر  شیعۀ جعفری نیز دیده بودم؛اما قبل از آن اصلاً اطلاعی نسبت به مذهب جعفری نداشتم. دیدم  که این افراد پاهایشان را به جای شستن مسح می‏کشند. پرسیدم چکار می‏کنید؟ گفتند ما شیعۀ جعفری هستیم و بعد از آن شروع شد.
کتاب و سوال وجواب.
 
ـ از کدام کتابها شروع نمودید؟
 
کتاب شهید مطهری که خیلی دوست داشتم و الآن هم کتاب‏هایش را دوست دارم و می‏خوانم و کتاب‏های علامه طباطبایی نیز برایم همینگونه است.
 
ـ اولین کتابی که درباره شیعه خواندید چه بود؟
 
کتاب شیعه در اسلام.
 
ـ دوستانتان از ایران چه تعریف‏هایی می‏کردند که باعث شد شما به ایران سفر کنید؟
 
زیاد یادم نیست؛ همین اندازه یادم هست که به قول پدرم مرا عاشق کرد؛ البته پدرم هم عاشق شد و رفت. قرار بود پدرم دو ماه بماند و همه جای ایران را بگردد. مادرم نصیحت کرده بود که دخترمون را اونجا نگذار. او اولین باری است که به خارج کشور می‏رود. همه جا را بگرد، اگر جای نامناسبی در آن کشور دیدی، نگذار آنجا بماند. ما پنجشنبه بعدازظهر رسیدیم و جمعه صبح با پدرم رفتیم نماز جمعه و بعد بهشت زهرا رفتیم که وقتی از آنجا برگشتیم، پدرم شنبه صبح گفت: خداحافظ من می‏روم، خیالم راحت است و وقتی که به منزل رسید، مادرم تعجب کرده و گفته بود که قرار بود دو ماه بمانی، ولی پدرم گفته بود که دخترم جای امنی است و لازم نبود بمانم؛ فکر کنم آزادی زنان برای دوستانم که تعریف می‏کردند، خیلی جذابیت داشت.
 
ـ این ایران با آن ایرانی که برای شما جذابیت داشت چه فرق‏هایی دارد؟ آیا راضی هستید؟
 
راستش را بگویم ناراحت نمی‏شوید؟! متأسفانه شهر تهران به گونه‏ای است که من وقتی در ماه  مبارک رمضان به خیابان‏ها و کوچه‏ها می‏آیم، خیلی دلم می‏سوزد برای مردمی که روزه‏خواری می‏کنند. در مذهب تشیع یک قانون وجود دارد که اگر زمانی مریض هستی، می‏توانی روزه نگیری و قضایش را بعداً به جا آوری؛ ولی بعضی از افراد ماه مبارک رمضان را خیلی آسان می‏گیرند.
 
اما یک چیزی هست و آن این که هیچ جای دنیا مثل نماز جمعۀ تهران را ندارد. چون من اولین‏بار خودم نماز جمعه را در تهران خواندم و در حال قنوت گریه‏ام گرفت و گفتم خدایا کاش مادرم و یا خواهرانم دور و برم بودند، باهم می‏خواندیم. خیلی عجیب بود واقعاً.
 
اما در کل راضی هستم، من همیشه با خودم میگفتم در ابتدا در ترکیه شیعه شدم و اونجا اسم من شیعه شد؛ ولی بعداً در ایران که اصلی‏ترین مکان هم بود، خودم شیعه شدم؛ وقتی که امام علی (ع) را شناختم، بیشتر آن موقع بود که گفتم من واقعاً شیعه شدم و من همیشه خواهم گفت که ایرانی‏ها چه نعمت‏هایی دارند که خودشان خبر ندارند؛ مثلاً یک تلفن را برمی‏داری و چند تا شماره میگیری و می‏توانی هر سوالی داشته باشی بپرسی؛ این خیلی قشنگ و جالب است که مراکزی هستند که به سؤالات افراد پاسخ می‏دهند.
 
ـ شیعیان ترکیه چه مشکلاتی دارند؟
 
در ترکیه منابع خیلی کم است؛ مثلاً در ترکیه کتاب خیلی کم است و گران است؛ اگر بتوان کاری کرد که سایت‏ها کتاب‏ها را ترجمه کنند و مردم از این طریق به کتاب‏ها دسترسی داشته باشند، خیلی خوب است؛ چون هم ارزان‏تر می‏باشد و هم دسترسی به آن راحت‏تر است.
 
ـ روند آموزشی کدامیک از کتاب‏های در بازار بیشتر برای شما مناسب بوده است؟
 
کتاب‏های آقای قرائتی و شهید مطهری. مخصوصاً کتاب‎‎های آقای قرائتی؛ چراکه ایشان مطالب را به شکل خیلی ساده و شیرین توضیح داده‏اند.
 
ـ در پایان اگر مطلبی دارید که فکر می‏کنید فراموش شده است، بفرمایید؟
 
من همیشه اعتقاد دارم که اول و آخر هر کلامی علی است؛ پس یا علی.
 
 
منبع: ابنا
 
 

Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved