• تاريخ: سه شنبه 19 مهر 1390

با توجه به آیه شریفه ( شهر رمضان الذی انزل فیه القران)؛ آیا تمام قران در ماه رمضان نازل شده است؟


           
پرسش :  

 با توجه به آیه شریفه ( شهر رمضان الذی انزل فیه القرانآیا تمام قران در ماه رمضان نازل شده است؟ 

 جواب:    درباره كيفيت نزول قرآن، دو گونه آيات در قرآن كريم وجود دارد:

يك. آياتى كه بر نزول قرآن در شب قدر و ماه رمضان دلالت دارند مانند: آيه 185 سوره «بقره» و آيه 3 سوره «دخان» و آيه 1 سوره «قدر».

 دو. آياتى كه بر نزول تدريجى قرآن در طول 20 تا 23 سال دلالت دارند مانند آيه 106 سوره «اسراء» و آيه 32 سوره «فرقان». پاسخ‏هايى كه از جانب علماى اهل سنت و شيعه داده شده، به اين صورت است:   1. بيشتر اهل سنت و برخى از علماى شيعه (مانند شيخ مفيد، سيد مرتضى، ابن شهر آشوب) گفته‏اند: كه منظور از نزول قرآن در شب قدر، آغاز و شروع نزول است كه در ماه رمضان بوده است زيرا هر حادثه‏اى را مى‏توان به زمان شروع آن نسبت داد(1). از اين رو به نظر اين گروه از علما، طايفه اول از آيات در مقابل مفاد طايفه دوم قرار نمى‏گيرد.

  2. برخى گفته‏اند: مقصود از «رمضان»، رمضان خاص نيست بلكه نوع آن است يعنى، در هر شب از هر سال، به اندازه نياز مردم قرآن بر پيامبرصلى الله عليه وآله نازل مى‏شد و جبرئيل آن را به حسب مواقع حاجت، به دستور خدا بر پيامبرش‏صلى الله عليه وآله مى‏خواند. فخر رازى اين احتمال را داده است(2). روشن است كه با اين فرض، قرار گرفتن طايفه اول در برابر طايفه دوم منتفى مى‏گردد.

 3. به نظر برخى، معناى طايفه اول آيات اين است كه بخش بزرگى از قرآن در ماه‏هاى رمضان نازل شده است و به لحاظ آن، انتساب نزول قرآن به ماه‏هاى رمضان هم صحت پيدا مى‏كند(3). 

 4. برخى- از جمله شيخ صدوق معتقدند: قرآن به صورت مجموع در يك شب قدر در بيت العزة يا بيت المعمور نازل گرديد. سپس در طول 20 يا 23 سال به صورت تدريجى بر پيامبر نازل مى‏شد. اين ديدگاه برگرفته از برخى شواهد روايى است چنان كه شيخ صدوق از امام صادق‏عليه السلام نقل مى‏كند: «قرآن يك‏باره بر بيت‏المعمور نازل شده است، آن گاه در طول بيست سال بر پيامبر نازل شده است»(4). در اين ديدگاه، نزول قرآن در بيت‏المعمور (محل جبرئيل) يا بيت‏العزّه تنها بر جبرئيل، ملك موكل وحى انجام گرفته است. بنابراين مراد از نزول قرآن در شب قدر نزول آن بر آسمان مزبور است تا ملك وحى، در زمان مناسب و به تناسب حوادث در اختيار پيامبرصلى الله عليه وآله قرار دهد.

 5. برخى ديگر از علماى شيعه (مانند فيض كاشانى و ابوعبداللَّه زنجانى) آسمان چهارم را- كه در روايات شيعه آمده است بر قلب شريف پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله تأويل مى‏كنند و معتقدند: آن حضرت چهار مرتبه «جمادى نباتى، حيوانى و انسانى» را به نهايت رساند تا آنكه حقيقت قرآن بر او نازل شد. علامه طباطبايى اين تأويل را مبرهن كرده و با فرق گذاشتن ميان نزول دفعى و تدريجى، اظهار داشته‏اند «تنزيل» همان نزول تدريجى است كه مرحله قطعه قطعه و مقام تفصيل قرآن را شامل مى‏گردد. اين ديدگاه بر گرفته از برخى شواهد قرآنى است، از جمله: «كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ»(5). علامه طباطبايى علت نياز به نزول دفعى را اين گونه بيان كرده است: «قرآن كريم داراى يك حقيقت والا، روح باطنى و وجود بسيط است همان گونه كه واجد يك حقيقت تفصيل يافته و تجزيه شده در قالب الفاظ و كلمات است. اين بار همان حقيقت بسيط و روح كلى، سر بسته و متعالى قرآن از لوح محفوظ كه مرتبه‏اى از علم الهى است، به صورت دفعى بر جان و روان پيامبر اكرم تجلى نمود،. زيرا كسى كه معلم، مربى، بشير، نذير و رحمت براى عالميان است، بايد سرفصل‏ها، اغراض و اهداف اساسى دعوت و پيام آسمانى و كتاب خويش را به صورت كلى و اجمالى (اجمال در عين كشف تفصيلى) بداند و بر معارف عظيم الهى و آيين هدايت و حقايق عالى خلقت و اسرار وجود آگاهى يابد(6)(7)(8). بنابراين علت نزول دفعى قرآن، آگاهى يافتن از اهداف، برنامه‏ها، هدايت‏ها و حقايق به صورت اجمالى و كلى است و پيامبرصلى الله عليه وآله مى‏بايست از اين گونه علم و فيض غيبى بهره‏مند مى‏شد. البته «نزول تدريجى» و متناسب با حوادث و نيازها، براى تثبيت قلب پيامبرصلى الله عليه وآله تأثير فراوانى داشته و ترتيب نزول آيات الهى براى راهنمايى بشر و ارائه الگو، جهت شكل‏گيرى يك تمدن اسلامى، بسيار راه گشا و كارساز بوده است. از ميان ديدگاه‏هاى مختلف، قول علامه طباطبايى مؤيدات كلامى دارد اما برخى از محققان علوم قرآنى، دلايل او را كامل ندانسته و معتقدند: آنچه به طور مسلم مى‏توان پذيرفت، تنها همان نزول تدريجى است و فضيلت ماه مبارك رمضان، در اين است كه آغاز نزول آياتى از قرآن به عنوان كتاب هدايت بشرى در اين ماه است(9).

 ........................................................................................................................... 

   (1)      ر. ك: محمد هادى معرفت، التمهيد، ج 1، ص 11   

 (2)   ر. ك: التفسير الكبير، ج 5، ص 85  

(3)      ر. ك: سيد قطب، فى ظلال القرآن، ج 2، ص 79. 

  (4)     ر. ك: صدوق، الاعتقادات، ص 101، و بحارالانوار، ج 18، ص 250. 

   (5) هود (11)، آيه 1. 

   (6) براى آگاهى بيشتر ر. ك:   

      (7) الف. الميزان، ج 2، صص 15 و 18، ج 18، ص 139، ج 14، صص 231 و 232.  

      (8) ب. قرآن در تفسير، تفسير موضوعى، جوادى آملى، صص 72- 74.  

    (9) ر. ك: محمد هادى معرفت، التمهيد، ج 1، ص 101- 121.    

    كد:131/1

 

Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved