• تاريخ: پنج شنبه 28 مرداد 1389

خلاصه ای از مقدمه تفسیر تبیان


           

 


پیش درآمد: اهمیت تفسیر قرآن


 قرآني که امروز در دست ما مسلمانان قرار دارد، بدون شک همان كتابی است که از جانب خداوند متعال نازل گشته است . این واقعیت ، مورد اتفاق همه مسلمانان بوده و هیچ گونه مخالفی ندارد. روایات اهل بیت (ع) نیز ما را به خواندن همین قرآن ترغیب نموده و دستور داده اند که اگر احادیث ناهماهنگی در فروع دین یافت شدند، با محوریت قرآن سنجیده و ارزیابی شوند. از ابن مسعود روایت شده اسک که گفت ما وقتی ده آیه از قرآن را فرا می گرفتیم قبل از ادامه آیات ، به فهم معنای آن آیه ها و به کار بستن آنها اقدام می کردیم و در خبر دیگری آمده است که امام علی(ع) عبدالله بن عباس را متولّي حج نمود. او چنان خطبه ای در حج ایراد کرد که اگر رومیان و ترک ها می شنیدند به اسلام می گرویدندو سپس سوره نور و به روایتی سوره قمر را برای آنان قرآئت و تفسیر کرد. شخصی از حاضران اینچنین اظهار کرد : اگر این تفسیر را اهل دیلم می شنیدند قطعاً اسلام می آوردند . سعید بن جبیر گفته است : کسی که قرآن را بخواند ولی از تفسیر آن آگاهي نیابد ، همسان بیابان نشین ها و بی سوادان است.

بخش اول: اسامي و قسمتهای قرآن
الف) نامهای قرآن
خداوند متعال، قرآن را با چهار اسم نامگذاری فرموده است:
یک : قرآن كه به معناي خواندن ، تلاوت نمودن و بیان کردن است . گاهي لفظ مصدر ، معنای اسم مفعولی می دهد مثل کتاب به معنای مکتوب و در این جا ، قرآن به معنای مقروء . پس قرآن یعني خوانده شده و تلاوت شده


دو: فرقان یعني فرق ایجاد کردن و اختلاف دو چیز را آشکار ساختن. قرآن مجید با استدلال ، صحّت حق را اثبات می نماید و باطل را مردود می کند و این یعنی فرق گذاشتن بین حق و باطل.

سه : کتاب كه مصدر و به معنای ا سم مفعول است یعنی مکتوب و نوشته شده . البته در اصل کتابت به معنای چینش و کنارهم قرار دادن است یعنی ضمیمه کردن و پیوست نمودن بخشی به بخش دیگری که با آن تناسب و همخوانی دارد. دلیل آن که به لشگر ، لفظ کتیبه را اطلاق می کنند ، این است که لشگر از پیوند قسمتی با قسمت دیگر تشکیل شده است.

چهار: ذکر .قرآن از دو جهت ، یادآور و یا د بوده و ذکر می باشد.یکی از آن رو که خداوند ، به وسیله قرآن ، هم به یاد بندگان می باشد و هم به توسّط قرآن ، خود را و حدود و واجبات خویش را به یاد آنان می آورد.
جهت دیگر نامگذاری قرآن به ذکر ، این است که هرکس به قرآن کریم ایمان بیاورد و آن را تصدیق نماید در ذهن مردم عزیز و شریف می گردد و همیشه در یاد آنها خواهد ماند و مردم به ذکر او مشغول می شوند .

ب) سوره
یک . معنای سوره
 سوره به معنای منزلت و جایگاه بلند می باشد . از همین رو به دیوار بلندی که دور تا دور شهر کشیده می شد و مشرف بر منطقه بود ، سور می گفتند. با این تفاوت که سور شهر به خاطر ارتفاع خودش به این نام موصوف شد و لی سوره قرآن به دلیل جایگاه و پایه بلند محتویاتش ، سوره نامیده می شود.

دو : دلیل تقسیم قرآن به سوره
1ـ ا تمام یک قسمت و وارد شدن به مرحله بعد، همیشه برای نفس انسان شیرین بوده و او را به استمرار تخشیدن قرائت ترغیب می نماید.
2ـ قرار دادن آیات مشابه و متناسب در کنار همدیگر و جدا نمودند آن از سایر بخشها، رویه عقلایی و رایجی است که نظم و ترتیب نیز، آن را اقتضا می کند.
3ـ ممکن است کسی نتواند همه آیات را حفظ کند ولی با سوره سوره شدن قرآن ، سعی می کند لا اقل آیات حفظ شده را به یک یا چند سوره ارتقا بخشد بلکه همین ، باعث افزایش تعداد سوره های حفظ شده شود .
4ـ اگر قرآن ، بدون سوره بندی بود، آشفتگی ، بی نظمی و امکان اشتباه و مخلوط شدن آیات وجود داشت ولی با دسته بندی و قسمت گذاری ، این اشکالات پیش نیامده است.
5ـ هر سوره ، پایه و سکّویی برای پرواز به پلّه و جایگاه بعدی است. روشن است که اگر هدف و خواسته ای ، به صورت تدریجی و به مرور حاصل شود در اندیشه ، جان و دل انسان ، راسختر می گردد و بازیابی آن آسانتر خواهد بود.

آیه
معنای آیه
آیه یعنی اثر و علامتی که هم نشان می دهد پیشاپیش ، واقعیتی وجود داشته و هم آن حقیقت را مادی ، ملموس و عینی می سازد . آیه قرآن از حقیقتی بزرگتر پرده برداری کرده ، وجودی کاملتر را نمایش می دهد و آن واقعیت را مجسّم و نمایان می سازد.

2. دلیل تکرار برخی آیات:
در زبان عربی که قرآن به آن زبان نازل شده ، یکی از اصول پذیرفته شده و قطعی، این است که برای تأکید و فهماندن هر چه بیشتر مطلب، از تکرار بهره می برند آنچنانکه برای بی اهمیت نشان دادن موضوع ، از اختصار و کوته گویی استفاده می کنند . ضمن این که در هر یک  از قبیله های پراکنده و با فاصله بسیار از هم ، گاهی آیاتی نازل می شد و تاریخ پیامبری را بیان می کرد که مردم شهر دیگر با قبیله دیگر تاریخ آن پیامبر را البته با جزئیات دیگری ، را شنیده بودند ولی نزول آن آیات در این قبیله خاص به همراه جزئیات دیگری از داستان باعث جذابیت و اثر گذاری بیشتر و آشنایی آنان با تاریخ آن پیامبر می شد و از زوایای دیگر زندگی آن پیامبر ، پرده بر می داشت . به عبارت دیگر ، موقعیت مکانی و تنوع و تأثیر پذیری مخاطبان نیز، به علت اصلی تکرار که تأکید سات ، اضافه می شد.

بخش دوم: اختلافات و متشابهات قرآن
الف) اختلاف در قرائت قرآن
آن چه برخی از پیامبر نقل می کنند که قرآن با هفت متن نازل شده و هر یک از آن متون ، کافي و صحیح است کذب محض و غلط می باشد.
قرآن کریم ، همان طور که بر یک پیامبر فرود آمده ، با یک متن و عبارت و با شیوه قرائت واحد و یگانه نازل گردیده است . البته اجماع فقها از میان قرائتهای مشهور و مجاز ، یکی از آنها را به عنوان همان قرائت اصلی پیامبر ، مشخص و واجب ننموده اند لذا پیروی از هر کدام آنها ، جایز بوده و ملکف در این زمینه مخیر است .

ب) ظاهر و باطن قرآن : بنابر روایتی از امام باقر و امام صادق(ع) برخی آیات به حوادثی اشاره می کنند که در گذشته روی داده مثل هلاک شده ستمگران در اقوام پیشین ، اینها ظاهر قرآن می باشند و باطن قرآن ، در سها و عبرت هایی است که دیگر مردم ، باید از رخدادهای پیش آمده بیاموزندو پند بگیرند. برخی از مفسرین ، آیاتی را که به آنها عمل شده ، ظاهر و آیاتی را که بعداً به آن عمل می شود باطن می پندارند و گروهی دیگر الفاظ را ظاهر ، و معانی و تفسیر و تأویل را باطن می شمارند.

ج) محکم و متشابه در قرآن کریم
1.تعریف : اگر ظاهر لفظی در قرآن ، ما را به معنای حقیقی آن آیه رهنمون ساخت ، آن آیه را از محکمات قرآن می د انیم و اگر برای فهم آیه ای غیر از لفظ ظاهری به دلیل دیگری نیاز داشته باشیم ، آن عبارت ، متشابه خواهد بود.

2.فایده وجود متشابهات در قرآن کریم .
یک. از آن جایی که برای فهم متشابه ، باید سراغ دلیل و برهان دیگر رفت ، انسان ترغیب می شود تا به استدلال و تعمّق هر چه بیشتر و یافتن دروازه های جدید اندیشه اقدام کند.

دو. با رونق گرفتن تعقّل و فکرورزی برای کشف معنای متشابهات ، علما و خردمندان به عنوان کسانی که گره های متشابهات قرآنی فقط به دست آنان گشوده می شود در فضای جامعه و در عرصه سیاست و مدیریت ، به عنوان نخبه های ارزشمند شناخته می شوند و قدر و منزلت حقیقی خود را در قلوب قرآن دوست مردم مؤمن ، پیدا می کنند.

د) تخصیص و تقیید
گاهی در آیه ای ، به معنای باز و فراگیری وجود دارد و مصداقهای مختلفی را شامل می شود ولی بلافاصله قید و محدودیتی در عبارت بعدی ذکر می شود و گروهی از مصادیق قبلی ، از دایره حکم ، خارج می شوند. اگر گروه قید شده با لفظ عام بیان شود ، اسم استثنای فوق را تخصیص می گذارند و اگر استثناشدگان با لفظ خاص ، خارج می شوند ، نام آن استثنا را تقیید می نهند. مثال اول : فرضا خداوند متعال بفرماید : مشرکین را بکشید مگر یهودیان را. مثال دوم : آزادانه در زمین رفت و آمد و گشت و گذار کنید ولی درطول چهارماه حرام.

Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved