• تاريخ: چهار شنبه 27 مرداد 1389

قرآن و آباد نمودن زمين


           
يكم: مشكل فرد يا جامعه، مُعضِل حوزه يا دانشگاه. و داء عياء جوان و پير، يا از درون خود شخص است يا از بيرون او و جمع هر دو دشواري نيز ممكن چنانچه رفع هر دو نيز معقول خواهد بود. انسان از آن منظر كه موجودي است متفكر و مختار و كمال او نيز در انديشۀ ناب و انگيزۀ سَرَه خواهد بود، راهزن تكامل معرفتي و تعالي عملي وي همانا جهل علمي و جهالت رفتاري او است.
عقل كه عِقال هر تمرّد و تنمري مانند آلودگي بشر به ندانستن حقيقت و پيمودن شريعت را به همراه دارد معيار كمال او است. قرآنِ حكيم جامعه به ويژه نسل نو پا را به خردورزي از يك سو و به وارستگي از سوي ديگر فرا مي‌خواند: « اَلَم تَرَوا اَنّ اللهَ سخّر لكُم ما في السموات و ما في الارض و اسبَغَ عليكم نَعِمهُ ظاهرۀً و باطنۀً و من الناس مَن يُجادِلُ فِي اللّه بِغَير علمٍ و لاهُدَيً ولا كتابٍ مُنيرٍ» 1 دعوت به ديدن و ترغيب به رؤيت براي روشن بودن تسخير نظام كيهاني براي جوامع بشري و لزوم آگاهي از آن است.
پروردگاري كه جهان – انسان و پيوند ناگسستني اين دو را با هم آفريد و ربوبيّت آنها را به عهده دارد، تمام آنچه در نظام سپهري وجود دارد را مسخّر مراكز علمي قرار داد، چون تسخير غير از قَسر و قهر است، به خدمت گرفتن موجودات آسمان و زمين و بهره وري از آنها و آگاهي از نظم خاص و نَضدِ مخصوص حاكم بر مجموعه خلقت به منظور انتفاع همه جانبه در عين حفظ محيط زيست هم با ساختار آنها هماهنگ است و هم در دسترس جامعه پژوهشگر خواهد بود و گرنه استفاده از كهكشانِ فضا و عمق دريا و سطح صحرا يا با فشار و شتاب تحميلي همراه بود و يا مقدور بشر نمي‌بود. در حاليكه قرآن كريم واژه تسخير را به كار برد نه كلمه جبر، قسر و قهر را و اين مجموعه منسجم را رامِ دام علمي محققان قرار داد تا بر دوش آسمان نظير مَنكب زمين قرار گيرند و از آن ارتزاق كنند: « هُوَ الذي جَعَلَ لكم الارضَ ذَلُولاً فامشوا في منا كبها و كُلُوا مِن رزقَه و اليه النشورُ»2. فضاي فكري جامعه اگر درصدد تسخير منابع فراوان زمين از يك جهت و بهره‌مندي از مخازن آسماني كه شمس و قمر نموداري از آنند از جهت ديگر نباشد راه اصلي خود را نشناخت و آن را نپيمود. محصول تلخ اين فقر علمي همانا اقتصاد بيمار، سر در گمي، نياز به ديگران و در نتيجه محروميت از كرامت انساني است كه پيام رسمي قرآن كريم ناظر به آن است.
دوم‌: قرآن حكيم هندسه آفرينش را حق مداري و باطل گريزي مي‌داند: « وَ ما خَلَقنا السماء و الارض و ما بينهما لاعبين»3 و « ما خَلَقنا السماء و الارض و ما بينهما باطلاً» 4 بنابراين، حق گريز و باطل گرا هرگز به مقصد نمي‌رسد و هماره سرگردان است. تنها كساني به هدف نائل مي‌شوند و از اضطراب نجات مي‌يابند كه طبق رهنمود عقل و نقل حقيقت ياب شده و حق را بيابند و رويكرد آنها گزينه حق طلبي باشد. عمر جوان كه سرمايه اوست اگر صرف تحصيل علم، تحقيق و معرفت و پژوهش دربارۀ نوآوري و شكوفايي علوم طبيعي و معارف فرا طبيعي باشد، در راستاي هندسۀ خلقت به كار گرفته مي‌شود و هيچ اِعضالي در كار او رخ نمي‌دهد. زيرا زير ساخت خلقت جهان همان است كه وي در مسير آن گام بر مي‌دارد و هر كس همراه با كاروان هستي در راه مستقيم حركت كند و معتقد باشد رهبريِ راهيان نظام تكويني را خداوند به عهده دارد و خداوند براساس راه راست رهنمود دارد: « اِنّ ربّي علي صراط مستقيم»5، هرگز وا نمي‌ماند. زيرا روزي به اندازۀ كافي فراهم شده است و اشتغال به مقدار لازم مهيّا است. اگر عيب يا نقصي مشهود است براي آن است كه بازي به جاي تحصيلِ دانش و باطل گرايي به جاي حق طلبي و افزون خواهي به جاي قناعت قرار گرفت. قرآن مجيد پرهيز از هر بطلان و بيهوده‌گي را كه از آن به تقوا ياد مي‌شود وسيله تقرّب به خداوند مي‌داند كه وي مبدأ همه كمال‌هاي علمي و عملي است. گاهي تقوا را سبب نيل به گوهر نوراني دل دانسته‌ و آنرا مايه فرق حق و باطل، صدق و كذب، خير و شر و بالاخره حُسن و قبح معرفي كرد: «اِن تتقوالله يَجعل لكم فرقاناً» 6 و زماني تقواي مردمي را مايه نزول بركات آسماني و گشايش درهاي رزق زميني معرّفي مي‌كند: « و لو اَنّ اهل القري آمنوا و اتقّوا لفتحنا عليهم بركاتٍ من السماء و الارض»7 و گاهي آنرا پايۀ برون رفت از هر مشكل مي‌شمارد: «وَ من يتقّ الله يجعل له مخرجاً و يَرزُقه من حيث لايحتسب»8.
بنابراين ترجيح دانش اندوزي بر بازيگري، اهتمام به شناخت خلقت به عنوان تأمين كننده تمام نيازها، اعتماد به عنايت الهي در نوآوري و شكوفايي و سرانجام كوشش در توليد و قناعت در مصرف مهّم‌ترين عامل رفع اعضال موجود و دفعِ اشكال موعود است. يعني رهنمود قرآن براي برون رفت از اُفت كنوني و مصونيّت از آفت احتمالي همين اصول ياد شده است.
سوم: قرآن كريم مأموريّت اصلي جامعه بشري را آباد نمودن آزادانۀ زمين مي‌داند: «هو اَنشَأ كُم من الارض و استعمر كم فيها» 9 چنانچه تخريب آنرا تحريم و ويرانگر آنرا با تهديد به كيفر تلخ تحديد نموده است: « و اذا تولّي سَعي في الارض ليُفسِدَ فيها و يُهلِكَ الحَرثَ و النسل و الله لا يُحِبُّ الفساد» 10 و راهبرد عمران زمين را داشتن زمينة مناسب فنّ آوري در علم صائب و عمل صالح معرّفي نمود و هماهنگي كامل بين تخصّص علمي و تعّهد عملي را از سيره و سنّت رهبران الهي مي‌داند. چنانچه در كيفيّت اداره نمودن كشور بحران زده مصر توسط يوسف صديق (عليه‌السلام)چنين فرمود: « اِجعَلني علي خزائن الارض انّي حفيظ عليم » 11 و در كيفيّت ارجاع كار به كارگزار راجع به جريان موساي كليم(عليه‌السلام) چنين فرمود: «يا اَبتِ استأجره، اِنّ خَيرَ مَنِ استأجرتَ القوّي الامين».12 بدون فراگيري دانش عميق و خرد عريق و نيز بدون داشتن تقواي افيق و پرهيز از طغواي غريق در مباهات به تباهي هم مُعضِل موجود مي‌ماند و هم مشكل موعود فرا مي‌رسد. ليكن بااستمداد از هدايت قرآن كه: يهدي للّتي هي اقوم است و با استعانت از خداي سبحان به بركت عترت طاهرين (عليهم ‌السلام)اميد است مسئولان محترم و انديشوران حوزه و دانشگاه و دانشجويان متديّن در فراگيري علوم راجع به خلقت نظام كيهاني ودر تهذيب روح و تذكيۀ عقل نظر و تزكيۀ عقل عمل بيش از پيش موفّق بوده تا اين كشور متعلّق به اُسرَه ياسين و دودۀ طاها با حضور و ظهور حضرت ختمي امامت مهدي موجود موعود (عليه‌السلام)به صلاح و فلاح همه جانبه خود نائل آيد.
Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved