• تاريخ: پنج شنبه 10 شهريور 1390

علوم خارق العاده ائمه از کجا سرچشم می گیرد ؟ آیا سخنان آنان در زمینه علوم تجربی نیز معتبر است ؟


           

 

پرسش 32. علوم خارق العاده ائمه از کجا سرچشم می گیرد ؟  آیا سخنان آنان در زمینه علوم تجربی نیز معتبر است ؟

 

يكى از آثار درجه اعلاى وجودى امام، علم خارق‏العاده او است و از آن‏جا كه از نظر كمالات وجودى، تأسى مرتبه «نبى» بوده و در واقع «امامت»، با «نبوت» اتصال و ارتباط بلافصل دارد امام، وارث به حق علوم و كتاب‏هاى همه پيامبران است. امام صادق (ع) مى‏فرمايد: «همه كتاب‏هاى آسمانى انبياى گذشته، نزد ما است، اينها را از آنان به ارث برده‏ايم. همان گونه كه آنان مى‏خواندند، مى‏خوانيم و همانند آنان از اين كتاب‏ها سخن مى‏گوييم. هيچ حجت الهى، در روى زمين خالى نخواهد بود كه از او چيزى بپرسند و او بگويد: نمى‏دانم».(1)

به تناسب درجه وجودى و مقام ولايت امام، علم و معرفت بى‏كران و خارج از درك ما براى او امرى حتمى است. امام على (ع) به اين حقيقت، چنين اشاره كرده است: «ما اهل‏بيت، شجره نبوت، جايگاه شايسته رسالت، محل آمد و رفت فرشتگان، خانه رحمت و كمال دانش و معرفت هستيم».(2)

دانش ائمه (ع) پايدار و هميشگى است. اين دانش پيوسته با سرچشمه غيبى خود در ارتباط بوده، مدام قوّت پذيرفته و افزايش مى‏يابد. امام باقر (ع) مى‏فرمايد: «اگر بر دانش ما افزوده نمى‏شد بى‏دانش مى‏مانديم».(3)

امام موسى بن جعفر (ع) مى‏فرمايد: «علم امام داراى سه جنبه و جهت است: علوم مربوط به گذشته، علوم مربوط به زمان آينده، علوم حادث و نوظهور».(4)

امام از آن جا كه در مرتبه ويژه‏اى از عالم هستى قرار گرفته و وجودش در نقطه اعلاى هستى است به تمامى علوم و معارف، معرفت شهودى دارد معرفتى كه جايى براى ترديد و شك و عدم اطمينان باقى نمى‏گذارد. از اين رو علم امام تنها دانش به دور از خطا و خلاف است. از امام صادق (ع) پرسيدند: علم بدون اختلاف مخصوص امامان است و شما چگونه از آن آگاهى مى‏يابيد؟ فرمودند: «آگاهى ما هم از اين معرفت بى‏اختلاف، مانند آگاهى پيامبر خدا است با اين تفاوت كه آنچه را پيامبر مى‏ديد ما نمى‏بينيم».(5)

به حسب اين رتبه وجودى امام است كه حضرت على (ع) مى‏فرمايد: «سلونى قبل ان تفقدونى» «پيش از آن كه مرا از دست بدهيد از من بپرسيد».(6) شگفت آن كه در اين جمله، آن حضرت پرسش از علم خاص يا باب خاصى را مطرح نكرده و اين خود دليل روشنى است بر اين كه امام على (ع)، بزرگ‏ترين دانشمندى است كه به همه علوم و ظرايف و اسرار آنها احاطه داشته، شارح و مفسّر آنها بوده است. آن حضرت در همه علوم- از الهيات گرفته تا تفسير، قرائت، فقه، حديث، اخلاق، قضا، فصاحت و بلاغت و ديگر علوم ادبى تا رياضيات، طب، شيمى و- به بالاترين مراتب رسيده بود.(7)(8)

 امامان و علوم تجربى:

اما آنچه كه در باب علوم تجربى فرموده‏ايد، چند نكته قابل تذكراست:

1. بسيارى از مردم در زمان صدر اسلام، معتقد بودند: زمين بر شاخ گاو استوار است. برخى ديگر مى‏گفتند: زمين بر روى آب شناور و مانند كشتى توخالى است. عده‏اى ديگر مى‏گفتند: زمين ستون‏ها دارد كه بر كوه قاف استوار است. اما امام على (ع) حقيقت روشنى را كه امروزه آن را از بديهيات مى‏دانيم، بيان فرمود. آن حضرت در عصرى كه بشر نه از دانشى برخوردار بود و نه از نظريه جاذبه اطلاعى داشت، در خطبه 186 نهج‏البلاغه مى‏فرمايد:

«وانشأ الارض فامسكها من غير اشتغال و ارساها على غير قرار واقامها بغير قوائم و رفع‏ها بغير دعائم» «خداوند زمين را آفريد و آن را بدون اين كه او را مشغول سازد نگه‏داشت و آن را در عين بى‏قرارى، قرار بخشيد و بدون پايه برپا نمود و بدون ستون برافراشت».

در برخى از خطبه‏هاى ديگر (مانند همين خطبه اول) فضاى محيط زمين را- كه راه‏هايى براى هواى حامل بخار آب گشته و جزر و مد را به وسيله‏ى آن به وجود مى‏آورد- توصيف كرده، مى‏فرمايد:

«ثم انشاء سبحانه فتق الاجواء و شق الارجاء و شكائك الهواء فاجرى فيها ماءً متلاطماً تياره متراكما زخاره على متن الريح العاصفة والزعزع القاصفة فامرها برده و سلطها على شده» «و اطراف آن را باز كرد و فضاهاى خالى ايجاد نمود و در آن آبى كه امواج متلاطم آن روى هم مى‏غلتيد، جارى ساخت و آن را بر پشت بادى شديد و طوفانى كوبنده حمل نمود پس از آن، باد را به بازگرداندن آن فرمان داد و بر نگه‏دارى‏اش مسلط ساخت».

اين سخن، همان نظريه‏اى است كه پس از قرن‏ها از زبان امام على (ع) مطرح و الان اثبات شده كه: «كره زمين را پوششى از هوا

احاطه نموده است، به نام پوشش هوايى جوى، اين محيط هوايى به طبقه‏هاى بزرگى تقسيم مى‏شود كه بعضى فوق بعضى ديگر است و در طبقه اول همه تغييرات جوى صورت مى‏گيرد و باد و باران و ابر و طوفان در آن جا به وجود مى‏آيد».(9)

2. آيا عجز ابزار علمى، از اثبات و بيان آموزه‏هاى بلند امام على (ع) در زمان حياتش، دليل بر آن است كه آن حضرت، نابخردانه و از سر جهل سخن رانده است؟ اگر آن حضرت وضعيت كره‏زمين را آن‏گونه بيان مى‏كند و قرن‏هاى بعد در غرب، مسأله جاذبه زمين و وضعيت قرارگرفتن آن، مطرح و اثبات‏مى‏شود آيا به انسان‏هاى در زمان حضورش اجازه مى‏داد كه كلمات او را بدون علم يا فاقد ارزش علمى بدانند؟ اين مطلب امكان‏دارد در مورد ما نيز اتفاق بيفتد يعنى، اگر آموزه‏اى را در زمينه علوم از حضرت ببينيم و ابزارهاى علمى امروز نتوانند آن را اثبات‏كنند و يا حتى برخلاف آن بگويند، آيا ما بايد حكم‏كنيم كه ايشان فاقد علم جامع است؟

3. علومى كه اساسش بر تجربه، آزمون و مشاهده است همواره در معرض ابطال خواهد بود و اين حقيقتى است كه تاريخ علم براى ما گزارش كرده است. بنابراين علم ظنى، همچون علوم تجربى، هيچ‏گاه نمى‏تواند با آموزه‏هايى كه به اعتقاد ما علم قطعى‏اند در تعارض افتد.(10)

4. بايد توجه داشت كه آموزه‏هايى را كه ائمه (ع) در زمينه علوم مطرح فرموده‏اند خردستيز وخردگريز نيست يعنى، اين آموزه‏ها با عقل بشرى در تضاد است يا عقل بشرى، با ابزار محدودى كه در اختيار دارد، توان ادراك آن را ندارد. اگر ما حكم كنيم كه عقل بشرى، قادر به كشف همه چيز است، ديگر چه نيازى به وحى بود بلكه نزول وحى و فرستادن رسولان، لغو و بيهوده مى‏نمود.

5. بالاتر از كلام ائمه، كلام خداوند در قرآن درباره بعضى از آموزه‏هاى علمى نيز چنين است. آيا در هنگامى كه هنوز علم بشر آن مسائل بلند علمى را كشف نكرده‏بود، بشر مى‏توانست بگويد كه اين مطالب نادرست است؟(11)

در هر حال به اعتقاد ما از آن‏جا كه ائمه (ع)، از مرتبه خاص وجودى برخوردارند- كه اين مرتبه، اعلا مرتبه عالم و عوالم هستى است- از علم «مايكون و ماكان و ماهو كائن» در پرتو علم خداوند و به اذن او، برخوردارند.

 

پى‏نوشت‏

 (1) همان، ح 600.

 (2) همان، ح 583.

 (3) همان، ح 651.

 (4) همان، ح 681.

 (5) همان، ح 673.

 (6) نهج‏البلاغه، خطبه 189.

 (7) براى مطالعه‏ى بيشتر ر. ك:

 (8) محمدجواد مغنيه، آيا امام على يك فيلسوف بود؟ ترجمه مرتضى الياسى، در مجله معرفت شماره 37، صص 56- 63 و نيز براى آشنايى بيشتر با تحليل فلسفى شخصيت ل و اوصاف امامان ر. ك: سيد يحيى يثربى، فلسفه امامت، وثوق، قم، چاپ اول 1378.

 (9) نگا: العلم فى حياتنا اليومية، ج 1، ص 38.

 (10) در اين باب ر. ك: دامپى ير، تاريخ علم، ترجمه عبدالحسين آذرنگ، انتشارات سمت.

 (11) در اين باب ر. ك: موريس بوكاى، تورات، انجيل، قرآن و علم، ترجمه ذبيح‏الله دبير، دفتر نشر فرهنگ اسلامى تهران، چاپ اول 4731.

................................................................

 

 

منبع:کتاب راهنماشناسی ج3،محمدرضاکاشفی

 

کد: 131/3

 

Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved