درحال بارگزاري
  • تاريخ: جمعه 3 تير 1390

پدر مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و اهل سنّت


           
یكی از موارد اختلاف بین شیعه و سنّی در موضوع مهدویّت، اختلاف در پدر حضرت مهدی است. شیعه، با استناد به دلیل‌های فراوان ثابت كرده پدر حضرت مهدی (علیه السلام)، امام حسن عسكری (علیه السلام) است؛ در حالی كه بیشتر اهل سنّت، با بیان برخی روایات در این زمینه، بر این باورند كه نام پدر مهدی عبدالله، هم نام پدر پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است.

دانشمندان شیعه، با حفظ امانت كامل، برخی از این احادیث را ـ هر چند صحیح نمی دانسته‌اند ـ بدون كم و كاست از كتاب های اهل سنّت نقل كرده اند؛ اما هرگز در این موضوع تردید به خود راه نداده اند. برخی از احادیثی که اهل سنّت با استناد به آن‌ها، چنین دیدگاهی را انتخاب کرده اند، بدین قرار است:

ابن ابی شیبه، طبرانی و حاكم، از عاصم‌ بن ابی النجود، از زِرّ بن حُبَیش از عبدالله بن مسعود روایت كرده اند كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

لا تذهب الدنیا حتی یبعث الله رجلا یواطئ اسمه اسمی، و اسم ابیه اسم ابی؛
دنیا از میان نمی‌رود، مگر این‌كه خداوند سبحان مردی را بر می‌انگیزاند كه نام او هم نام من و نام پدرش نام پدر من است.

ابو عمرو دانی و خطیب بغدادی، از عاصم‌ بن ابی النجود از زرّ بن حبیش، از عبدالله بن مسعود نقل كرده‌اند كه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
قیامت بـر پــا نمی‌شود؛ مگر آنكه مردی از خاندان من بر همه مردم پادشاهی كند، نام او نام من و نام پدرش، نام پدر من است.

نعیم‌ بن حماد، خطیب و ابن حجر، همگی از عاصم، از زرّ بن حبیش از ابن مسعود روایت كرده‌اند كه رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «المهدی یواطئ اسمه اسمی و اسم ابیه اسم ابی»؛ «مهدی نامش هم نام من و نام پدرش نام پدر من است.»

نعیم‌ بن حماد به سند خودش از ابوالطفیل آورده است كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«المهدی اسمه اسمی و اسم ابیه اسم ابی؛ مهدی نامش نام من و نام پدرش، نام پدر من است.»
هیچ یك از این احادیث، نمی‌تواند دلیلی محكم، بر ادعای کسانی باشد که نــام پــدر مهــدی (علیه السلام) را «عبــدالله» دانسته‌اند. سند حدیث چهارم به اتفاق همه محدثان ضعیف است؛ زیرا یكی از راویان آن رشدین بن سعد است؛ یعنی همان «رِشدین بن ابی رِشدین» است كه همه بزرگان اهل سنّت در علم رجال بر ضعف او اتفاق دارند. بدین ترتــیب و بــدون شك در چنــین امر مهمّی، نمی‌توان سخن این گونه افراد را پذیرفت.

سه حدیث نخستین، نیز نمی‌توانند حجّت و دلیل باشند؛ چون عبارت «نام پدرش نام پدر من است» را بزرگان و حافظان حدیث نقل نكرده‌اند و فقط جمله «نام او، نام من است» را همگان، بدون اضافه ای دیگر آورده اند.
برخی از پژوهشگران اهل سنّت كه روایت کنندگان از عاصم‌ بن ابی النجود را بررسی كرده‌اند، به این مطلب تصریح كرده و گفته‌اند: «این اضافه در اصل حدیث نیست.»

از طرف دیگر، هر سه حدیث، فقط به ابن مسعود، ختم می‌شود و حال آن‌كه در مسند احمد در چند مورد، همین حدیث از ابن مسعود نقل شده كه با جمله «نام او، نام من است»، پایان یافته است.

ترمذی می گوید: «حدیث از علی (علیه السلام)، ابو سعید خدری، ام سلمه و ابوهریره، فقط با لفظ «نام او، نام من است» روایت شده است.» آن گاه ـ بعد از نقل حدیث ابن مسعود با این لفظ  می افزاید: «در این باب، از علی، ابوسعید، ام سلمه و ابوهریره روایت شده و این حدیث نیكو و صحیح است.»

طبرانی در المعجم الكبیر آن را از ابن مسعود، از چند طریق فقط با لفظ «نام او نام من است» در حدیث‌های 10214 به بعد، نقل کرده است.

حاكم نیز در مستدرك، حدیث را از ابن مسعود فقط با جمله «نام او نام من است»، نقل کرده و گفته است: «این حدیث با شرط شیخین صحیح است و آنان آن را نقل نكرده‌اند.»

بغوی در مصابیح السنه حدیث را ـ بدون اضافه ـ نقل كرده و گوید: حدیث نیكو است. مقدسی شافعی تصریح می‌كند: این افزوده را بزرگان حدیث روایت نكرده‌اند. پس از نقل حدیث ـ بدون آن اضافه ـ می‌نویسد: «گروهی از بزرگان حدیث، در كتاب‌های خود به همین گونه آورده اند؛ مانند: ابو عیسی ترمذی در جامع، ابی داود در سنن و حافظ ابو بكر بیهقی و شیخ ابوعمرو دانی.»

سپس حدیث‌های دیگری در تأیید درستی نقل خود از بزرگانی چند ـ مانند طبری، احمد‌ بن حنبل، ترمذی، ابو‌داود، حافظ ابو‌داود و بیهقی ـ به نقل از عبدالله‌ بن مسعود، عبدالله‌ بن عمر و حذیفه می آورد.

همان گونه که اشاره شد، تِرمذی این حدیث را از حضرت علی (علیه السلام)، ابوسعید خدری، ام سلمه و ابوهریره فقط با جمله «نام او، نام من است»، روایت كرده است. اگر جمله «و نام پدرش، نام پدر من است» در متن اصلی روایت ابن مسعود می‌بود، قابل تصور نیست كه همه این شخصیت‌های یاد شده، به اتفاق آن را حذف كرده باشند؛ هر چند آنان از عاصم بن ابی النجود هم روایت كرده باشند.

اما اینکه این افزوده چگونه به روایت‌ها راه یافته، احتمالاتی قابل طرح است:

1. از سوی پیروان حسنی‌ها به منظور اثبات مهدویّت محمد بن عبدالله‌ بن حسن مثنا، اضافه شده است.

2. از سوی طرفداران بنی عباس، برای تأیید مهدویّت محمد بن عبدالله (ابو جعفر) منصور عباسی، به حدیث ابن مسعود افزوده شده است. این احتمال، زمانی به واقعیت نزدیك می‌شود كه بدانیم محمد بن عبدالله‌ بن حسن مثنا، لکنت زبان داشت؛. از این رو پیروانش دروغ دیگری به روایت ابوهریره افزوده و چنین نقل كرده‌اند: «به درستی كه مهدی نامش محمد بن عبدالله است و در زبانش كُندی وجود دارد.»

بــر ایــن اســاس هــر سه حدیث نخستین، با نقل حافظان حدیث از عاصم مخالفت دارد. از این رو حافظ ابو نعیم اصفهانی (م430 ق) در مناقب المهدی ایــن حدیث را بــا 33 سلسله راویان مختلف تا عاصم، نقل كرده است. در این نقل‌ها حتی یكی از آن‌ها عبارت «ونام پدرش نام پدر من است» را ندارد و با عبارت «نام او نام من است» پایان یافته است.

گنجی شافعی (م 638 ق) متن اصفهانی را نقل و اضافه می‌كند: «این حدیث را غیر از عاصم، دیگرانی هم مانند عمرو بن حره، از زرّ نقل كرده‌اند و همگی با «نام او نام من است»، آن را به پایان برده اند؛ جز روایتی كه عبارت «و نام پدرش نام پدر من است» را دارد.

کوتاه سخن این‌که چنین اضافه‌ای پذیرفتنی نیست؛ به خصوص که احمد بن حنبل با دقتی كه در ضبط حدیث دارد، این حدیث را چند بار در مسندش با جمله «و نامش نام من است» نقل كرده است.»

از بحث های گذشته روشن می شود كه تبار امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، به امام حسین (علیه السلام) می رسد و دیگر احادیثی كه خلاف این را می‌رسانند، ضعیف و بی‌اعتبار بوده، هیچ قرینه‌ای بر صحت آن‌ها در دست نیست. با توجه به نتیجه بحث‌های گذشته نیز به دست می‌آید: نقل متواتر نزد مسلمانان نیز همین نتیجه را تأیید می‌كند.
 
 
Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved