درحال بارگزاري
  • تاريخ: پنج شنبه 19 خرداد 1390

پدر حضرت مهدی علیه السلام


           
حسن بن على بن محمد بن على، ملقَب به عسكرى، یازدهمین امام از ائمه معصوم (ع)، پدر حضرت مهدى (ع) دوازدهمین امام بوده است .

در روز هشتم یا چهارم یا دهم ربیع الثانى سال 231 یا 232 هـ.ق در مدینه متولد و در روز هشتم یا اول ربیع الاول سال 260 هـ .ق در سامرا وفات یافت .

دوران امامت این امام، شش سال بوده ودر مدت عمر بیست وهشت یا بیست ونه سال خویش، منشأ بركات وفیوضات بسیارى بوده است.

آن حضرت در دوران حكومت معتمد عباسى از دنیا رفت و دركنار قبر پدرش در سامرا مدفون گشت.

حضرت عسكرى (ع)، جز امام مهدى (ع) فرزندى نداشته است.

امام یازدهم صورتى گندمگون و بدنى در حد اعتدال داشت .
ابروهاى سیاه كمانى ، چشمانى درشت و پیشانى گشاده داشت .
دندانها درشت و بسیار سفید بود .
خالى بر گونه راست داشت .
امام حسن عسكرى (ع) بیانى شیرین و جذاب و شخصیتى الهى با شكه و وقار و مفسرى كم مانند براى قرآن مجید بود .
راه مستقیم عترت و شیوه صحیح تفسیر قرآن را به مردم و به ویژه براى اصحاب بزرگوارش - در ایام عمر كوتاه خود - روشن كرد .

دوران امامت

به طور كلى دوران عمر 29 ساله امام حسن عسكرى (ع) به سه دوره تقسیم میگردد : دوره اول 13 سال است كه زندگى آن حضرت در مدینه گذشت .
دوره دوم 10 سال در سامرا قبل از امامت .
دوره سوم نزدیك 6 سال امامت آن حضرت می باشد .
دوره امامت حضرت عسكرى (ع) با قدرت ظاهرى بنى عباس رو در روى بود .
خلفایى كه به تقلید هارون در نشان دادن نیروى خود بلند پروازیهایى داشتند .
امام حسن عسكرى (ع) از شش سال دوران اقامتش ، سه سال را در زندان گذرانید .
زندانبان آن حضرت صالح بن وصیف دو غلام ستمكار را بر امام گماشته بود ، تا بتواند آن حضرت را - به وسیله آن دو غلام - آزار بیشترى دهد ، اماآن دو غلام كه خود از نزدیك ناظر حال و حركات امام بودند تحت تأ ثیر آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتارى گراییده بودند .

وقتى از این غلامان جویاى حال امام شدند ، می گفتند این زندانى روزها روزه دار است و شبها تا بامداد به عبادت و راز و نیاز با معبود خود سرگرم است و با كسى سخن نمی گوید .

عبیدالله خاقان وزیر معتمد عباسى با همه غرورى كه داشت وقتى با حضرت عسكرى ملاقات می كرد به احترام آن حضرت برمیخاست ، و آن حضرت را بر مسند خود می نشانید .

پیوسته می گفت : در سامره كسى را مانند آن حضرت ندیده ام ، وى زاهدترین و داناترین مردم روزگار است.
پسر عبیدالله خاقان می گفت : من پیوسته احوال آن حضرت را از مردم می پرسیدم .
مردم را نسبت به او متواضع می یافتم .

میدیدم همه مردم به بزرگواریش معترفند و دوستدار او میباشند .
با آنكه امام (ع) جز با خواص شیعیان خود آمیزش نمیفرمود ، دستگاه خلافت عباسى براى حفظ آرامش خلافت خود بیشتر اوقات ، آن حضرت را زندانى وممنوع از معاشرت داشت .

از جمله مسائل روزگار امام حسن عسكرى (ع) یكى نیز این بود كه از طرف خلافت وقت ، اموال و اوقات شیعه ، به دست كسانى سپرده میشد كه دشمن آل محمد (ص) و جریانهاى شیعى بودند ، تا بدین گونه بنیه مالى نهضت تقویت نشود .

چنانكه نوشته اند كه احمد بن عبیدالله بن خاقان از جانب خلفا ، والى اوقاف و صدقات بود در قم ، و او نسبت به اهل بیت رسالت ، نهایت مرتبه عداوت را داشت .

نیز اصحاب امام حسن عسكرى ، متفرق بودند و امكان تمركز براى آنان نبود ، كسانى چون ابوعلى احمد بن اسحاق اشعرى در قم و ابوسهل اسماعیل نوبختى در بغداد می زیستند ، فشار و مراقبتى كه دستگاه خلافت عباسى ، پس از شهادت حضرت رضا (ع) معمول داشت ، چنان دامن گسترده بود كه جناح مقابل را با سختترین نوع درگیرى واداشته بود .

این جناج نیز طبق ایمان به حق و دعوت به اصول عدالت كلى ، این همه سختى را تحمل میكرد ، و لحظهاى از حراست (و نگهبانى) موضع غفلت نمی كرد .

اینكه گفتیم : حضرت هادى (ع) و حضرت امام حسن عسكرى (ع) هم از سوى دستگاه خلافت تحت مراقبت شدید و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان بزرگوار ما - جز با یاران خاص و كسانى كه براى حل مشكلات زندگى مادى و دینى خود به آنها مراجعه مینمودند - كمتر معاشرت می كردند به جهت آن بود كه دوران غیبت حضرت مهدى (ع) نزدیك بود ، و مردم میبایست كم كم بدان خو گیرند ، وجهت سیاسى و حل مشكلات خود را از اصحاب خاص كه پرچمداران مرزهاى مذهبى بودند بخواهند ، و پیش آمدن دوران غیبت در نظر آنان عجیب نیاید .

بارى ، امام حسن عسكرى (ع) بیش از 29 سال عمر نكرد ولى در مدت شش سال امامت و ریاست روحانى اسلامى ، آثار مهمى از تفسیر قرآن و نشر احكام و بیان مسائل فقهى و جهت دادن به حركت انقلابى شیعیانى كه از راههاى دور براى كسب فیض به محضر امام (ع) می رسیدند بر جاى گذاشت .

در زمان امام یازدهم تعلیمات عالیه قرآنى و نشر احكام الهى و مناظرات كلامى جنبش علمى خاصى را تجدید كرد ، و فرهنگ شیعى - كه تا آن زمان شناخته شده بود - در رشتههاى دیگر نیز مانند فلسفه و كلام باعث ظهور مردان بزرگى چون یعقوب بن اسحاق كندى ، كه خود معاصر امام حسن عسكرى بود و تحت تعلیمات آن امام ، گردید .

در قدرت علمى امام (ع) - كه از سرچشمه زلال ولایت و اهل بیت عصمت مایه ور بود - نكتهها گفتهاند ، از جمله : همین یعقوب بن اسحاق كندى فیلسوف بزرگ عرب كه دانشمند معروف ایرانى ابونصر فارابى شاگرد مكتب وى بوده است ،در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و كتابى را كه بر رد قرآن نوشته بود سوزانید و بعدها از دوستداران و در صف پیروان آن حضرت درآمد .

امام حسن (ع)در آستانه ارتحال قرارگرفت. چند روزى كسالت شدید پیداكرد.

خلیفه از این امر آگاه شد.به دستور وى، گروهى از سران دولت و جمعی از پزشكان، به منزل امام یازدهم (ع)رفتند، تا ضمن مداواى حضرت و كسب وجهه عمومى،اوضاع و شرایط را زیر نظر بگیرند و رفت و آمدها را به كنترل در بیاورند واگر صحنه مشكوكى در رابطه با جانشینى و امامت پس از وى دیدند، آن را گزارش كنند.(1)

تا این كه هشتم ربیع الثانى سال 260 هـ.ق امام حسن عسكرى (ع) در شهر سامرا، چشم از جهان فرو بست.

ابوالادیان مى گوید: هنگامى كه به خانه امام حسن (ع) رسیدیم، وى را در حالى دیدیم كه كفن شده بود. برادرش جعفر جلو افتاد تا بر جنازه امام نماز بخواند. هنوز تكبیر را نگفته بود كه كودكى جلو آمد، لباس جعفر راگرفت و او را از جنازه كنار زد و فرمود:اى عموكنار بایست كه من از تو براى نمازگذاردن بر پدرم شایسته ترم.(2)

جعفر نیز در حالى كه رنگ از چهره اش پریده بود كنار رفت.
 
 
پی نوشت:

1. بحارالانوار ج 50 ص 328.

2. كمال الدین ص 475 .


Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved