• تاريخ: پنج شنبه 4 شهريور 1389

انسان .قرآن . امامت


           

 

 


1-سوره بقره , آيات 30 و 31 .
2- حكمت 139 ( فيض الاسلام ) .
3- نهج البلاغه فيض السلام حكمت 139
4- كلمه[ ( زنديق] ( عنوان فحش ندارد مثل امروز كه ما به هر كس بخواهيم فحش بدهيم مى گوئيم[ ( زنديق] ( . در آن زمان عده اى به اين نام معروف بودند و از نظر خودشان اين نام فحش نبوده . مثل كلمه[ ( ماترياليست] ( در عصر ما . البته كسى كه موحد است از اين كلمه براى خودش خوشش نمىآيد ولى آن كسى كه ماترياليست است , به اين كلمه افتخار هم مى كند . راجع به اينكه ريشه كلمه[ ( زنديق] ( چيست خيلى حرفها زده اند و بيشتر نظرشان اينست كه زنادقه مانوى بودند و در اوايل قرن دوم ظهور كردند كه قرن امام صادق است . بسيارى از اروپائيها و غير آنان براى كشف ريشه زنادقه در اسلام بحثها كرده اند و بيشتر نظرشان اينست كه اينها همان مانويها بوده اند . البته كيش مانى كيش ضد خدايى نيست بلكه مانى خودش ادعاى پيغمبرى داشت , البته توحيدى نبود , ثنوى بود . مانى از زردشت ثنوىتر بوده است و بسيارى احتمال مى دهند كه زردشت خودش موحد بوده , لااقل توحيد ذاتى را قائل بوده است گو اينكه توحيد در خالقيت را در كلمات او نمى شود اثبات كرد . ولى به هر حال او يك مبدّ ازلى براى كل عالم قائل بوده است . اما مانى قطعا ثنوى بوده و خود را از طرف خداى خير پيغمبر مى دانست . ولى مانويهايى كه بعد ظهور كردند گرايش پيدا كردند به طبيعى گرى و مادى گرى و اساسا به هيچ چيز اعتقاد نداشتند .
رسل را به چه دليل اثبات مى كنى ؟ امام در پاسخ خود تكيه كرد بر مسئله توحيد , فرمود : انا اثبتنا ان لنا خالقا صانعا متعاليا عنا و عن جميع ما خلق و كان ذلك الصانع حكيما متعاليا لم يجز ان يشاهده خلقه و لا يلامسوه فيبا شرهم و يباشروه و يحاجهم و يحاجوه ثبت ان له سفراء فى خلقه يعبرون عنه الى خلقه و عباده و يدلونهم على مصالحهم و منافعهم و ما به بقائهم و فى تركه فنائهم فثبت الامرون و الناهون عن الحكيم العليم فى خلقه . . .
5- سوره انبياء آيات 72 و 73.

 

6-[ باب الرد الى الكتاب و السنه و انه ليس شيىء من الحلال و الحرام الا و قد جاء فيه كتاب او سنه]
7- بيشتر به جنبه دينى او نظر دارند . قبلا گفتم اينكه در عصر ما مسئله امامت را فورا مساوى با مسئله حكومت كه جنبه دنيايى قضيه است مى گيرند, صحيح نيست در مسئله امامت بيشتر جنبه دينى آن مطرح است . اصلا بين مسئله امامت و مسئله حكومت به يك اعتبار نوعى عموم و خصوص من وجه است . امامت يك مسئله است و حكومت كه از شئون امامت است , مسئله ديگرى است . در زمان غيبت ما درباره حكومت صحبت مى كنيم ولى درباره امامت صحبت نمى كنيم . نبايد امامت را مساوى با حكومت دانست . امامت به تعبير علما رياست در دين و دنياست و چون رياست در دين است , قهرا رياست در دنيا هم هست . مثل خود پيغمبر كه چون رئيس دينى بود , به تبع رئيس دنيايى هم بود . اگر در زمانى فرضا امام وجود نداشته باشد يا امام غيبت داشته باشد و رياست دينى به آن معنا در كار نباشد , آنوقت مسئله رياست دنيايى پيش مىآيد كه تكليف آن چيست .
8- سوره شعرا آيه 214 .
9- ماههاى ذىالقعده , ذىالحجه و محرم چون ماه حرام بود , ماه آزاد بود يعنى در اين ماهها همه جنگها تعطيل بود , دشمنان از يكديگر انتقام نمى گرفتند و رفت و آمدها در ميانشان معمول بود . در بازار عكاظ جمع مى شدند و حتى اگر كسى قاتل پدرش را كه مدتها دنبالش بود پيدا مى كرد , به احترام ماه حرام متعرضش نمى شد .
10- اشاره به آيه قرآن ( سوره احزاب , آيه 6 ) است كه : النبى اولى بالمومنين من انفسهم پيغمبر چون از جانب خداست , بر جان و مال و بر همه چيز مردم از خود مردم اولويت دارد . هر كسى اختيار مال و جان و همه چيز خودش را دارد اما پيغمبر در همين اختيارداريها از خود صاحب اختيارها صاحب اختيارتر است . البته پيغمبر هيچگاه كارى را العياذ بالله به خاطر نفع خودش انجام نمى دهد . او نماينده جامعه اسلامى از طرف خداست . انسان اختيار مال و جان خودش را دارد براى خودش , پيغمبر اين اختيار را بيشتر دارد براى جامعه اسلامى .
11- ما در سال گذشته به خيبر رفتيم و هيچ نمى دانستيم كه بين مدينه تا خيبر و بين مدينه تا تبوك اينقدر فاصله است . از مدينه تا تبوك در جاده شوسه و مستقيم درست صد فرسخ يعنى ششصد كيلومتر است و شايد در آن جاده هاى قديم بيشتر هم بوده و از مدينه تا خيبر شصت فرسخ است . واقعا تعجب كرديم كه اين چه قدرت و همتى بوده است كه با وسائل آن روز اين راه را طى كرده اند.
12- سوره طه , آيات 25 تا 34 .
13- سوره اعراف آيه 142 . اين بخش از آيه به طور كامل به اين صورت است : و قال موسى لاخيه هارون اخلفنى فى قومى
.

Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved