• تاريخ: يکشنبه 18 ارديبهشت 1390

رجب


           

  ماه رجب، ماه بزرگ خدا است و از ماه هاى حرام است كه در جاهليت نیز محترم بوده و در اسلام نيز تعظيم و احترام آن لازم شمرده شده. آن را اصب نیز مي گويند، زيرا كه رحمت خدا در اين ماه بر امت حضرت رسول بسيار ريخته مي شود و ماه استغفار امت آن حضرت است و براى روزه گرفتن در اين ماه، خصوصا روز اول و وسط و آخر آن، فضيلت بسيار وارد شده و اعمال مشترک و مخصوص آن فراوان است.

شب جمعه اول ماه رجب را ليلة الرغائب مي گويند. براى آن عملى از حضرت رسول (ص ) وارد شده که بسیار فضیلت دارد كه یکی از آنها آمرزش گناهان بسيار باشد و كيفيت آن این است که روز پنجشنبه اول ماه را روزه مي گيرى وقتی شب جمعه شد، بين نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز مي خوانی هر دو ركعت به يك سلام. در هر ركعت از آن يك مرتبه حمد و سه مرتبه اناانزلناه و دوازده مرتبه قل هوالله احد مي خوانى و بعد از نماز هفتاد مرتبه مي گوئى: اللهم صل على محمد النبى الامى و على آله. سپس به سجده مي روى و هفتاد مرتبه مي گوئى: رب اغفر و ارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلى الاعظم. پس باز به سجده مي روى و هفتاد مرتبه مي گوئى: سبوح قدوس رب الملائكة و الروح.سپس حاجت خود را در مي طلبى كه بر آورده خواهد شد انشاءالله تعالى.

 

  زیارت امام ثامن الأئمه، علی بن موسی الرضا علیه السلام، در این ماه فضیلت بیشتری دارد. همان طور که عمره این ماه، افضل از ماه های دیگر است.

 

روز اول

 

این روز و شب آن،اعمال خاصه ای دارد که در کتب مخصوصه ذکر شده است.

 

  در اين روز، سنه 57: به روايت شيخ و ابن شهر آشوب، ولادت با سعادت حضرت باقر عليه السلام واقع شده و موجب زيادتى شرف اين روز گرديده و حقير ولادت آنجانب را در سوم صفر ايراد كردم .

  و در مثل اين روز، سنه 110، حسن بصرى وفات كرد. صوفيه و اهل سنت به او اعتقاد زیادی دارند. ولی اكثر شيعه او را منحرف مي دانند. از اميرالمؤ منين و ائمه طاهرين عليهم السلام و از براى او مطاعن بسيار نقل كرده اند و گفته اند كه اميرالمومنين او را الفتى گفت و سامرى امت لقب داد و دعا كرد كه هميشه محزون و غمين باشد.لاجرم تا زنده بود، دائما ناراحت و غمگین بود. كان كمن رجع عن دفن حميم او كخر بند ج ضل حماره. ابن ابى الحديد گفته: گفته اند حسن بصرى، على عليه السلام را مبغض بوده و مذمت مي كرده و بعد، چند چيزى از او در اين باب نقل مي كند. آن گاه مي گويد كه اصحاب ما اين مطلب را منكرند و مي گويند او از محبين على عليه السلام بوده و او را تعظيم نموده.

 بين حسن و ابن سرين منافرت تامى بوده به طوري كه مثل گشته (جالس الحسن او ابن سرين). با فاصله كمى بعد از او، ابن سرين نيز وفات كرد، چنانچه فرزدق و جرير شاعر نيز با هم ضد و معاند بودند و چون خبر وفات فرزدق به جريررسيد بگريست و گفت: اوالله انى لاعلى انى قليل البقاء بعده و لقد كان نجمنا و احد او كان واحد منا مشغول بصاحبه و قل مامات ضد او صديق الاوتبعه صاحبه و اتفاقا در همان سال و به قولى بعد از چهل روز، جرير وفات يافت.

  در شب وفات حسن و ابوعبيده، معمر بن مشتى، نحوى بصرى صاحب تصنيفات مفيده، متولد شد و صد سال عمر كرد و در سنه 211، وفات كرد. گفته اند كه او چون اعتقادات خوارج داشت و متهم بود به ميل به غلمان، كسى بر جنازه او حاضر نشد لذا براى حمل جنازه اش حمال كرايه كردند.

 

روز دوم


شب این روز، ده رکعت نماز دارد که بعد از حمد، سوره جحد( بخواند).

 

  در اين روز، سنه 212 يا سنه 214، به روايت ابن عياش، ولادت حضرت هادى عليه السلام واقع شد. در روز ولادت آن حضرت كه يا نيمه ذيحجه يا 27 آن يا در ايام اين ماه است اختلاف است. از دعاى (اللهم انى اسئلك بالمولودين فى رجب) چنين ظاهر شود كه ولادت در اين ماه بوده. مكان ولادت موضعى در حوالى مدينه است كه آن را صريا گويند. اسم آن جناب على و كنيه اش ابوالحسن است و چون امام موسى و امام رضا را نيز ابوالحسن مي گفتند از جهت تعيين، آن جناب را ابوالحسن الثالث مي گويند. امام رضا را ابوالحسن ثانى می گویند. گاهى به جای ثالث، ماضى يا هادى يا عسكرى ذكر مي كنند. مشهورترين القاب آن جناب نقى و هادى است و گاهى هم نجيب و مرتضى عالم و فقيه و ناصح و امين و مؤتمن و طيب و متوكل مي گفتند. چون آن جناب و فرزندش امام حسن در سامره، سكنى فرمودند و در محله اى كه عسكر نام داشت از اين جهت اين دو امام را نسبت به آن مكان داده و عسكرى مي گفتند و آن جناب گندم گون بوده و نقش نگينش: الله ربى و هو عصمتى من خلقه و بقولى حفظ العهود من اخلاق المعبود.

و در اين روز، سنه 368، حسن بن عبدالله، معروف به سيرافى نحوى در بغداد وفات يافت. شيرافى همان کسی است كه سيد رضى در زمان طفوليت بر او تملذ كرده و سؤ ال سيرافى از او، از علامت نصب عمر معروف است .

روز سوم


شب این روز، ده رکعت نماز دارد که در هر رکعت یک حمد و پنج مرتبه  نصرخوانده می شود.


  در اين روز، سنه 254، به قول ابن عياش و على بن ابراهيم قمى، وفات حضرت هادى واقع شده و من وفات آن حضرت را در روز 27 جمادى الاخرة نگاشتم .

روز چهارم


شب این روز، صد رکعت نماز دارد که در ركعت اول حمد و فلق و در دوم  حمد و ناس خوانده می شود.

روز پنجم


شب این روز شش رکعت نماز دارد که در هر رکعت یک حمد و بيست و پنج مرتبه توحيد خوانده می شود.

  در اين روز، سنه 244، يعقوب بن اسحق معروف به ابن السكيت نحوى، وفات كرد. او متولی تأدیب فرزندان متوكل بود. روزى متوكل از او پرسيد: كه دو پسر من، معتز و مؤيد نزد تو بهتر است يا حسن و حسين. ابن السكيت جواب داد: قنبر، خادم على، از تو و پسران تو بهتر است. متوكل امر كرد زبانش را از پشت سر بيرون كشيدند. و او را ابن السكيت مي گفتند بجهت كثرت سكوت او.

روز ششم


 شب این روز دو رکعت نماز داردکه یک حمد و هفت مرتبه آیت الکرسی دارد.

در اين روز به قول شيخ كلينى وفات حضرت موسى بن جعفر واقع شده و مشهور 25 اين ماه است .

  و در اين روز، سنه 516، قاسم بن على بصرى، معروف به حريرى، صاحب مقامات معروف و درة الغواص، ‍ وفات كرد. كسي كه به مقامات احاطه داشه باشد، مي داند كه حريرى در چه مقامى از فضل و كمال و كثرت اطلاع بوده. اهل فضل به آن كتاب عناياتى داشته اند و شروحى بر آن نگاشته اند. اين كتاب مشتمل بر پنجاه مقام است كه براى عميدالدوله شرف الدين شيعى، وزير مسترشد نوشته .

روز هفتم


چهار ركعت نماز است به حمد و توحيد و سه مرتبه معوذتين. بعد از نماز ده مرتبه صلوات و ده مرتبه تسبيحات اربعه .

روز هشتم


شب این روز، بيست ركعت نماز داردکه به حمد و هر يك از چهارقل  را سه مرتبه  بخواند.

در اين روز، سنه 218، به قولى وفات مأمون واقع شده .

  و در اين روز، سنه 1033، شيخنا الاجال، المحدث المتبحر، شيخ محمد بن الحسن العاملى، معروف به شيخ حر، يكى از محمدين ثلاثه، متولد شد. اواخر جامع كتاب وسائل الشيعه، احوال خود را در امل الامل نوشته. وفاتش در خراسان واقع شده و قبر شريفش در صحن حضرت رضا عليه السلام در يكى از ايوان ها واقع است و خاندان بنى الحر، خانواده ای بزرگ از علما مي باشند.

  و در اين روز، سنه 1191، سيد اجل، سيد حسين بن سيد جعفر خونسارى استاد بحرالعلوم  و ميرزاى قمى شارح دعاء ابى حمزه ثمالى و زيارت عاشوراء و غيره وفات يافت .

روز نهم


شب این روز،نمازش دو ركعت است با یک حمد و پنج مرتبه الهيكم التکاثر.

در اين روز، در حدود سنه 930، شاه طهماسب صفوى بر اريكه سلطنت قرار گرفت. سلاطين صفويه نه نفر بودند و قريب دويست و بيست سال سلطنت كردند و دين شيعه و مذهب جعفرى را بسيار ترويج نمودند.

روز دهم

نماز شب این روز، دوازده ركعت است. بعد از مغرب با یک حمد و سه مرتبه توحيد.

  در اين روز، سنه 195، بنابر روايت ابن عياش، ولادت حضرت امام محمد تقى واقع شده. والده آن حضرت ام ولدى بوده نوبيه از اهل بيت ماريه قبطيه، مادر ابراهيم فرزند رسول خدا که برترین زن هاى زمان خود بوده و رسول خدا اشاره به اين مخدره و پسرش نموده: بأبى ابن خيرة الاماء النوبية الطبية يكون من والده الطريد الشريد الموتور بأبيه وجده صاحب الغيبة فيقال مات اوهلك اواى واد سلك. ولادت حضرت جواد(ع ) باعث شرافت اين روز شده. سيد فرموده كه روايتى يافتم كه براى حق تعالى در دهم هر يك از ماههاى حرام، امرى است. پس دهم ذي حجه روز نحر است و دهم محرم عاشورا است و دهم رجب يمحوالله ما يشاء و يثبت.... .

روز یازدهم

 
شب این روز، دوازده رکعت نماز دارد با یک حمد و دوازده مرتبه آية الكرسى.

در اين روز، سنه 271، ولادت ابن انبارى واقع شده و كثرت حفظ او در 10 ذي حجه گذشت .

روز دوازدهم


نماز شب این روز دو ركعت است. با یک حمد و ده مرتبه آمن الرسول.

  در اين روز، سنه 32، عباس بن عبدالمطلب، عموى رسول خدا - صلى الله عليه وآله - وفات كرد. عبدالله، پسرش او را به خاك سپرد. قبرش با قبور ائمه بقيع عليهم السلام در يك بقعه است .

روز سیزدهم

 

  اين روز، اول ايام البيض است که ثواب بسياری براى روزه اين روز و دو روز بعد وارد شده. اگر كسى بخواهد اعمال ام داود انجام دهد، بايد از امروز، روزه بگيرد.

  و در اين روز، بنابر مشهور، بعد از سى سال از عام الفيل، ولادت حضرت اميرالمؤ منين در ميان كعبه معظمه واقع شده است .روزى عباس بن عبدالمطلب با يزيد بن قعنب با گروهى از بنى هاشم و جماعتى از قبيله بنى عبدالعزى در برابر كعبه نشسته بودند. فاطمه بنت اسد به مسجد. درد وضع حمل به سراغش آمد. آن مخدره در برابر خانه كعبه ايستاده و به آسمان نگاه کرد و گفت: پرودگارا! من به تو ايمان آورده ام و به هر پيغمبرى كه فرستاده اى و هر كتابى كه نازل ایمان آورده ام. گفته هاى جدم ابراهيم خليل كه خانه كعبه را بنا كرده است تصديق كرده ام. پس از تو می خواهم که به حق اين خانه و به حق آن كسى كه اين خانه را بنا كرده است و به حق فرزندى كه در شكم من است و با من سخن ميگويد و بسخن گفتن خود مويس من گرديده است و يقين دارم كه او يكى از آيات جلال و عظمت تو است كه ولادتش را بر من آسان كنى.
عباس و يزيد بن قعنب گفتند: چون فاطمه از اين دعا فارغ شد ديديم كه ديوار عقب خانه كعبه شكافته شد، فاطمه از آن جا داخل خانه شد. شكاف ديوار به هم پيوست. خواستيم در خانه را بگشائيم اما نشد. فاطمه، سه روز در كعبه ماند. روز چهار که رسيد، دوباره همان موضع از ديوار خانه شكافته شد، فاطمه بيرون آمد در حالي كه امير المؤمنين را در دست خود داشت.

 

  و در اين روز: سنه 378، امير نوح سامانى وفات كرد. بعد از او پسرش، منصور، به جاى وى نشست.  او در سنه 389، وفات كرد و دولت سامانيان منقرض شد.

روز پانزدهم

 

شيخ فرموده: در مثل اين روز، پيغمبر خدا از شعب بيرون آمد.

 

و در چنين روز در ماه پنجم از هجرت رسول خدا، فاطمه را براى امير المؤ منين عليه السلام عقد بست.


  و در اين روز، قبله مسلمانان از بیت المقدس به کعبه تغییر کرد. مردم در بين نماز، بودند كه قبله را تغییر دادند. به این صورت که مقداری از نماز را به سمت بيت المقدس خواندند و قسمت دیگر را به سمت کعبه معظمه. فقير گويد: رسول خدا صلى الله عليه وآله در مكه سيزده سال، رو به بيت المقدس نماز مي كرد لكن كعبه را بين خود و بيت المقدس قرار مي داد. وقتی که به مدينه هجرت فرمود، هفده ماه رو به بيت المقدس نمازگذارد. يهوديان سرزنش كردند آنحضرت را و گفتند: تو تابع قبله مائى .پیامبر از این سخن یهودیان ناراحت بود. تا این که روز نيمه رجب در مسجد بنى سالم نماز ظهر می خواند. دو ركعت نماز گذاشته بود كه جبرئيل نازل شد و بازوى مباركش را گرفت و آن حضرت را به سمت كعبه گردانيد.  به همين جهت اين مسجد را ذى القبلتين ناميدند.

  و در اين روز، سنه 60، معاويه ابن ابى سفيان وفات كرد و او را در شهر دمشق، در باب صفير دفن كردند. هشتاد سال عمر و چهل سال حکومت کرد. پدرش ابوسفيان صخر بن حرب بن اميه است. مادرش هند بنت عتبه و از زوانى معروفه بوده است از آن روز كه جگر عموى پيغمبر، حمزه را مكيد، آكلة الاكباد لقب گرفت و اين طعن تا دامنه قيامت دامن گير فرزندانش شد. حضرت زينب، بنت على عليه السلام در خطبه شريفه ای كه در شام در محضر يزيد خواند، باين مطلب اشاره فرمود:و كيف يرتجى مراقبة من لفظ فوه اكباد الازكياء و نبت لحمه من دماء الشهدا ء. آثار و اخبار در ذم معاويه بسيار است.  در روايات مستفيضه وارد شده كه رسول خدا (ص) فرمود: اذا رايتم معويه على منبرى فاقتلوه. ابن خلكان در ترجمه نسائى آورده كه از او پرسيدند: در رفضايل معاويه چه روايت دارى؟ گفت: لا اعرف له فضيلة الا لا اشبع الله بطنك.
 

در اين روز، سنه 148، به قول بعضى، شهادت حضرت صادق (ع ) واقع شده. اكثر علماء، عمر شريف آن جناب را شصت و پنج گفته اند. بعضى شصت و هشت و در كشف الغمه هفتاد و يك گفته است .شيخ صدوق وديگران گفته اند: به دستور منصور، آن حضرت را با زهر شهيد كردند. ایشان در قبرستان بقيع در کنار والد بزرگوارشان مدفون شد.
مسعودى در مروج الذهب فرموده: شهادت آن حضرت در سنه 148، واقع شد. و در بقيع در نزد قبر پدر وجد خويش مدفون گشت و بر قبور مباركه ايشان سنگى است كه بر آن نوشته: بسم الله الرحمن الرحيم الحمد الله مبيد الامم و محيى الرمم. هذا قبر فاطمه بنت رسول الله صلى الله عليه و سلم سيدة نساء العالمين و قبر الحسن بن على بن ابي طالب و على بن الحسين بن على بن ابيطالب و محمد بن على و جعفر بن محمد رضى الله عنهم بل صلوات الله عليهم.
مشايخ حديث روايت كرده اند: هنگام وفات، فرمود كه خويشان مرا جمع كنيد. ایشان به آنها فرمود: شفاعت ما به كسي كه نماز را سبك شمارد نمي رسد. شيخ كلينى از امام موسى روايت كرده است كه گفت: پدر خود را در دو جامه سفيد مصرى كه در آنها احرام مى بست و در پيراهنى كه مي پوشيد و در عمامه اى كه از امام زين العابدين به او رسيده بود و در برديمنى كه چهل دينار طلا خريده بود و اگر امروز بود چهارصد دينار مى ارزيد،كفن كردم.
ايضا روايت كرده است كه بعد از وفات حضرت صادق امام موسى ميفرمود كه هر شب در حجره اى كه آن حضرت، در آن حجره وفات يافته بود، چراغ روشن کنند.

و در اين روز، سنه 276، عبدالله مسلم معروف به ابن قتيبه، نحوى لغوى به مرگ فجاءه (ناگهانی) وفات كرد. او از معاريف و صاحبان تصنيف است و مدتى در دينور، كه از بلاد جبل و نزديك كرمانشاهان بود، قضاوت كرده.

 

روز شانزدهم

 

  در اين روز، مهتدى بالله، خليفه 14 عباسى کشته شد. او در ميان بنى عباس مانند عمر بن عبدالعزيز، در بنى اميه بوده.

روز هفدهم


  در اين روز، و به قولى سيزدهم ، سنه 218، عبدالله ابن هرون، ملقب به مأمون وفات كرد و در طوس، مدفون شد و برادرش معتصم، به جاى او نشست.

روز هجدهم


شب این روز، دو رکعت با یک حمد و یک توحید و ده مرتبه فلق و ده مرته ناس.

در اين روز، وفات ابراهيم، پسر رسول خدا (ص ) واقع شده. حضرت رسول سه پسر و چهار دختر داشت. همه آنها از خديجه بودند به غير از ابراهيم كه از ماريه قبطيه بود. همه فرزندان رسول به غير از فاطمه در حيات آن حضرت وفات كردند. مدت عمر ابراهيم، يك سال و ده ماه و هشت روز و به روايتى يكسال و شش ماه و چند روز بود.

و در اين روز، سنه 279،معتمد بالله خليفه 15 عباسى وفات كرد و معتضدبالله به جاى او نشست. معتمد، بيست و سه سال سلطنت كرد لكن در ايام او وقايع بسيار و حوادث و فتن بي شمار رخ داد لذا او دائماً در سختی بود. از جمله ابتلاى او به صاحب زنج و گرفتارى او به يعقوب بن ليث صفار و غيره بود. امير المؤ منين (ع ) اشاره باو فرموده : فى قوله و خامس عشر هم كثير العنا قليل العناء. بعد از او، چون معتضد، به آل ابوطالب احسان مي كرد، در زمان او فتنه ها تسكين يافت و اوضاع آرام شد.

 

 روز نوزدهم

 

نماز شب این روز، چهار ركعت است. با یک حمد و پانزده مرتبه آية الكرسى و يازده مرتبه توحيد.

  در اين روز: سنه 930، به قول شيخ بهائى، سلطان اعظم، حامى حوزه ايمان، مروج مذهب جعفرى شاه اسماعيل موسوى صفوى وفات كرد. تاريخ وفاتش (طاب مضجعه) اس. ولادتش در 25 اين ماه، در سال 892 بوده و ابتداء سلطنت او، سنه 906، است که تاريخ آن به عربى، مذهبنا حق و به فارسى،شمشيرائمه، است .

روز بیستم


نماز شبش دو ركعت است به یک حمد و پنج مرتبه قدر.

  در اين روز، سنه 501 به قولى، سيف الدوله، صدقة بن منصور اسدى، در جنگی كه بين او و سلطان محمدبن ملكشاه سلجوقى صورت کردفت، به قتل رسيد. سيف الدوله بانى شهر حله است.

 

روز بیست ویکم


نماز شبش شش ركعت است به یک حمد و ده مرتبه كوثر و ده مرتبه توحيد.

  در اين روز به قول ابن عياش، حضرت فاطمه (ع ) وفات كرده. اگر چه این قول، خلاف مشهور است اما لعن بر دشمنان و ظالمان آن جگر گوشه حضرت رسالت پناه، مناسب است .

  و در اين روز، سنه 571، الحافظ ابوالقاسم على بن الحسن، المعروف بابن عساكر، صاحب تاريخ كبير دمشق، وفات يافت .

روز بیست و دوم


نماز شبش هشت ركعت است با یک حمد و هفت مرتبه جهد (کافرون) و بعد از سلام ده مرتبه صلوات و ده مرتبه استغفار.

شيخ مفيد فرموده: در اين روز معاويه وفات كرده و مستحب است روزه اش به جهت شكر الهى بر هلاكت او.

روز بیست و سوم


نماز شبش دو ركعت است به حمد و پنج مرتبه والضحى.

 

  در اين روز، جراح بن سنان اسدى، در تاريكي هاى ساباط مدائن خنجرى مسموم بر ران مبارك امام حسن زد كه تا استخوان شكافت. حضرت از شدت درد دست به گردن او افكند و هر دو بر زمين افتادند پس مواليان آن حضرت، آن ملعون را كشتند و امام حسن را در سريرى گذاشتند به خانه والى مدائن، سعد بن مسعود، عموى مختار بردند. سعد جراحى آورد و جراحت آن حضرت را درمان کرد. زيارت امام حسن ولعن بر قاتلان و ظالمان آن حضرت در اين روز مناسب است .

روز بیست و چهارم


نماز شب این روز، چهار ركعت است به حمد و اخلاص.

 

  در اين روز، سنه 7، فتح خيبر و قتل مرحب يهودى، بردست معجزه نماى حضرت اسدالله الغالب، على بن ابيطالب (ع) صورت گرفت.
  و در اين روز: سنه 101، عمر بن عبدالعزيز بن مروان در دير سمعان حمص وفات كرد. او نجيب بنى اميه و اعدل بنى مروان بود. مادرش دختر عاصم بن عمر بن الخطاب بود. او را عمر صغير و عمرثانى و اشج بنى اميه مي گفتند. از محاسن كارهاى او، رد كردن فدك و برداشتن سب امير المؤ منين است. هنگامی که بنى عباس، اموات بنى اميه را از گور در مي آوردند و آتش مي زدند، متعرض گور او نشدند.

 

روز بیست و پنجم

 

  نماز شب این روز، بيست ركعت است بين مغرب و عشاء به حمد و آية آمن الرسول تا آخر سوره .

  در اين روز، سنه 183، و به قولى 186: شهادت حضرت موسى بن جعفر واقع شد. هارون در سنه 179، برای انجام حج، به مكه رفت. وقتی که به مدينه رسيد، فضل بن ربيع را فرستاد كه حضرت امام موسى را گرفته نزد او حاضر كند. حضرت در کنار قبر رسول الله مشغول نماز بود که، در اثناى نماز او را گرفتند و كشيدند و از مسجد بردند. آن جناب رو به قبر جد خود کرد و گفت: يا رسول الله ! بتو شكايت مي كنم از آنچه از امت بدكار تو به اهل بيت تو ميرسد. مردم از هر طرف صدا بگريه و ناله بلند كردند. پس آن امام مظلوم را نزد هارون بردند. هارون ناسزاى بسيار به آن جناب گفت و امر كرد كه آن جناب را ببندند. براى آن كه معلوم نشود که حضرت را به کجا مي برند دو محمل آوردند. يكى را به سوى بصره و ديگرى را بجانب بغداد فرستاد. حضرت در آن محملی بود كه به بصره فرستاد. در روز هفتم ذي حجه آن جناب را در بصره، به عيسى بن جعفر بن منصور تسليم نمودند. مدت يك سال آن حضرت در زندان عيسى بود. بارها هارون از او خواست تا امام را شهید کند، ولی او سر باز زد. لذا آن حضرت را از بصره به بغداد خواست و آن جناب را نزد فضل بن ربيع زندانی کرد هارون از فضل نیز خواست تا امام را شهید کند اما او نیز قبول نکرد. لذا ایشان را نزد فضل بن يحيى برمكى محبوس گردانيد. در شب چهارم كه برای حضرت غذا آوردند، گفت: خداوند! تو ميدانى كه اگر پيش از اين روز چنين طعامى ميخوردم هر آينه اعانت بر هلاك خود كرده بودم و امشب در خوردن اين طعام مجبور و معذورم. چون از آن طعام تناول كرد، اثر زهر در بدن شريفش ظاهر شد و رنجور گرديد. و پس از مدتی به لقاء الهی رفت.به روايت ديگر امام موسى را به سندى بن شاهك تسليم كردند و هارون يحيى بن خالد برمكى را براى قتل آنحضرت فرستاد .
يحيى به سندی بن شاهک دستور داد تا امام را مسموم کند. سندى حضرت را مسموم کرد. آن حضرت سه روز ب حالت رنج و تعب بود تا از دنيا رحلت كرد

  و بدان كه روزه اين روز، بسيار فضيلت دارد. و از حضرت اميرالمومنين منقول است كه كفاره دويست سال گناه است. وارد شده كه معبث پيغمبر در اين روز بوده، لكن مخالف مشهور است و معروف روز 27 اين ماه است.

 

  و در اين روز، سنه 261 مسلم بن حجاج قشيرى نيشابورى، صاحب صحيح معروف وفات كرد. در حق كتاب او علماء سنت گفته اند: ما تحت اديم السماء اصح من كتاب مسلم فى علم الحديث قال صاحب نواقض الروافض قال اكثر علماء العرب اصح الكتب بعد كتاب الله صحيح مسلم بن الحجاج القشيرى و قال الا كثرون من غير هم صحيح محمد بن اسمعيل البخارى هو الاصح و هو الاصح الى ان قال وقد صارا فى الاسلام رفيقى مصحف الكريم و القران العظيم .
اقول و اللعلماء و المحدثين هيهنا كلام لا يناسب المقام ذكره و من اراد الاصلاع فليراجع كتاب عبقات الانوار.

 

ودر اين روز، سنه 479: سلطان سنجر و سنه 892، شاه اسماعيل صوفى متولد شدند.

روز بیست و ششم

 

نماز شب این روز، دوازده ركعت است به حمد و چهل مرتبه توحيد.

  به قول ابن عياش، وفات سيد بطحاء حضرت ابوطالب واقع شده. جلالت شأن ابوطالب و خدمات او به رسول خدا (ص) بیشتر از آن است که ذكر شود. روز وفات او روز حزن و اندوه رسول خدا و اميرالمؤ منين بوده است .

  و در اين روز، سنه 681: احمد بن محمد بن اربلى، معروف به ابن خلكان، اشعرى شافعى، صاحب تاريخ معورف، در دمشق وفات کرد. او از متعصبين عامه واز احفاد يحيى برمكى است. وجه تسميه جد او به خَلِّكان بفتح خا و تشديد لام مكسوره، آن است كه روزى بر با افتخارات برامکه بر دیگران فخر می فروخت. به او گفتند: خل كان جدى كذا و نسبى كذا و هكذا. يعنى بگذار كنار مفاخرت بجد و نسب خود، بلكه مفاخر خود بگوى .

 

روز بیست و هفتم

 
  در شب این روز، حضرت محمد مصطفی صل الله علیه و آله، به پیامبری مبعوث شد. این شب، از شب های متبرکه است که گفته شده: از هر چه که آفتاب بر آن تابیده بهتر است.از اعمال مستحب این شب، غسل است. این روز از جمله اعياد عظيمه است. از جمله اعمال این روز، غسل، روزه، فرستادن صلوات و... می باشد.


  در اين شب، سنه 60 يا در شب 28، وليد بن عتبه، حاكم مدينه،   جناب سيد الشهدا را به خانه خود طلبيد و خبر مرگ معاويه و خلافت يزيد را به آن حضرت عرض كرد.

 

روز بیست و هشتم

 

حضرت امام رضاعليه السلام فرموده هر كه اين روز را روزه بگيرد، روزه او كفاره نود سال باشد.

روز بیست و نهم


در اين شب این روز، سنه 60، جناب سيد الشهداء از از مدينه به مکه رفت.

 


چنانچه از حضرت رضا روزایت شده، روزه گرفتن آن، كفاره صد سال است.

 

ودر اين روز، سنه 607، ارسلانشاه، معروف به اتابك، صاحب موصل، وفات كرد. و مدرسه شافعیه موصل، از بناهاى او است.

 

روز سی ام

 
نماز شب این روز، ده ركعت، به حمد و يازده مرتبه توحيد است.

و در اين روز، سنه 204، محمد بن ادريس شافعى مطلبى، در مصر وفات كرد. شافعى يكى از ائمه اربعه اهل سنت است. ولادتش در سنه 150، روز و فات ابوحنيفه واقع شده. و نسبش به مطلب بن عبد مناف، می رسد. او منسوب به جدش، شافع بن سائب است كه رسول خدا را ملاقات كرده.

 

منبع: وقایع الأیام قمی

Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved