• تاريخ: پنج شنبه 15 ارديبهشت 1390

جمادی الاول


           

روز دوم

 

در اين روز، بقولى ، ابو فراس به قتل رسيد و در روز 8 ربيع الثانى گذشت .

  و در اين روز، سنه 423، على بن هلاك كاتب، در بغداد وفات كرد. او همان كسی است كه خط را از كوفي تغيير داد و على بن هلال، آن را تهذيب و تنقيح نمود. على را ابن البواب گويند، چون كه پدرش بواب(دربان) بنى بويه، بوده .

روز چهارم


  در اين شب این روز، سنه 879: محى الدين محمد بن سليمان رومى، معروف به شيخ كافيجى، استاد ملاجلال سيوطى، صاحب تصنيفات كثيره وفات كرد. قال السيوطى لازمته اربع عشر سنة فما جئته مرة الاوسمعت منه من التحقيقات و العجائب مالم اسمعه قبل ذلك.

روز پنجم


  در اين روز، سنه 322، قاهر بالله را از خلافت عزل كردند همان طور که در روز 28 شوال به آن اشاره شد. فردای آن روز، يعنى در روز ششم، مردم با راضى بالله بيعت كردند. وفاتش در روز دهم ربيع الاول گذشت.


روز نهم

 
  در اين روز، سنه 416، ابوالحسن على بن محمد تهامى، شاعر مشهور در ديار مصريه در زندان وفات كرد گويند: او را بعد از موت در خواب ديدند از او پرسيدند كه خدا با تو چه كرد؟ گفت: به جهت اين شعري كه در مرثيه ولد صغيرم گفته بودم، خدا مرا آمرزيد

  و در اين روز، و به قولى در روز 19، سنه 786، شهید اول، شيخنا الاعظم فخر الشيعة و تاج الشريعة و الركن العميد تاج الفقهاء شمس الملة و الدين ابو عبدالله الشيخ محمد بن مكى العاملى الشهيد احله الله اعلى غرف الجنان به شهادت رسید. قتل بالسيف ثم صلب ثم رجم ثم احرق بالنار ببلدة دمشق فى دولة بيدمرد و سلطنة برقوق بفتوى المالكى يسمى برهان الدين و عباد بن جماعة الشافعى بعدان حبس فى القلعة الدمشقية سنة كاملة و مصنفاته طاب ثراه فى الفقه و الاصول و غير هما كالذكرى و الدروس و البيان و القواعد و الالفيه و النفليه و المراد و شرح الارشاد جليلة الفوائذ متداولة بين اهل العلم و هى فى اعلى مراتب التحقيق و التنقيح و منها اللمعة الدمشقيه التى صنفها فى سبعة ايام و ماكان يحضره غير المختصر النافع و منها المجاميع الثلثة رايت احديها بخط الشيخ محمد الجبعى جدشيخنا اليهايى الى غير ذلك و هو رحمة الله اول من لقب بالشهيد و اول من هذب كتاب الفقه عن نقل اقاويل المخالفين و كان من نعم الله تعالى عليه ان جعل العلم و الفضل و التقوى فيه و فى اهله و اولاده ذكور اواناثا و كان عمره الشريف اثنين و خمسين سنة و له شعر جيد و من قوله.

 

 

روز دهم

 

  در شب روز دهم، و به قولى روز 11 سنه 7، شيرويه شكم پدر خود، كسرى را چاك زد و او را هلاك كرد و رسول خدا(ص ) از اين واقعه به فرستادگان كسرى خبر داد و اين بعد از آن بود كه نامه رسول خدا(ص ) را بدريد. آن حضرت در حق او نفرين كرد، چنان که در تواريخ و سير، مکتوب است .

در اين روز، سنه 199، ابوالسرايا در كوفه خروج كرد و مردم را به بيعت محمد بن ابراهيم طباطبا دعوت كرد

  و در اين روز، سنه 282، محمد بن القاسم، معروف به ابوالعيناء در بصره وفات كرد. اين واقعه بعد از آن بود كه از بغداد بر زورقى نشسته بود باهشتاد نفر ديگر كه به سمت بصره حرکت کردند. آن زورق غرق شد و آن جماعت هلاك شدند جز ابوالعيناء. با آن كه كور و نابينا بود، خود را به تخته پاره اى چسبانده و نجات يافت. پس از این که وارد بصره شد وفات کرد.او مرد خوش مشرب و ظريف و حفوظ و اديب و فصيح اللسان و عذب - البيانی بود. نوادر حكايات  و مكالمات او در مجلس متوكل و غيره، معروف است .

  و در اين روز، سنه 458، احمد بن الحسين معروف به امام بيهقى شافعى ، صاحب سنن و غيره وفات كرد. بيهق، نزديك نيشابور با فاصله بيست فرسخ می باشد .

  و در اين روز، سنه 36، واقعه جمل اتفاق افتاد و از اصحاب جمل سيزده هزار و از اصحاب امير المؤ منين (ع ) پنج هزار نفر كشته شد.

 

روز یازدهم

 

در اين روز، سنه 334، عمادالدوله بر بغداد مستولى شد.

در اين روز، سنه 384، على بن عيسى، معروف به رمانى نحوى، وفات كرد. او از اهل سر من راى بوده است .

و نيز در اين روز، سنه 567، حجة الفرقة الناجية، خواجه نصيرالدين طوسى، متولد شد. وفاتش در روز غدير است .

روز سیزدهم


اولین روز ايام فاطميه (ع ) است .

  و در اين روز، سنه 72، معصب بن زبير و ابراهيم اشتر به قتل رسيدند. معصب از طرف برادرش، عبدالله بن زبير مأمور شد که مختار را از بین ببرد. او به كوفه رفت و مختار را كشت. سپس كوفه را تحت تصرف در آورد. او برای جنگ با عبدالملک بن مروان،به طرف شام حركت كرد. عبدالملك  نيز با لشكرى عظيم به مقابله با او آمد.در اراضى مِسكن، کنار نهر دجيل، كه بكمنزلى سامره است، باهم جنگیدند. ابراهيم بن اشتر كه در لشكر معصب بود در آن جنگ كشته شد. و ثابت بن يزيد غلام حصين بن نمير، سر او را جدا كرد و بدن  ابراهيم  را سوازند. مصعب نيز جراحات بسيار برداشت تا این که ناتوان شد و عبدالله بن ظبيان ضرتبى بر او زد و او را كشت. عيسى، پسر معصب نیز در آن حرب كشه شد .بعد از آن، عبد الملک عراق را تحت سلطه خود در آورد و كوفه را تسخير كرده و داخل دارالاماره شد. سر معصب را در مقابل او نهادند. ناگهان عبدالملك ابن لرزه بر بدنش افتاد و گفت: امير بسلامت باشد، من قصه عجيبى از اين قصر الاماره بخاطر دارم. روزی در این جا سر حسین بن علی را برای ابن زیاد آوردند. بعد از آن چیزی نگذشت که سر ابن زیاد را برای مختار آوردند. بعد از آن مدتی نگذشت که سر مختار را برای مصعب آوردند و حالا هم که سر مصعب را برای تو آورده اند. عبدالملك از شنيدن اين قضيه بلرزه در آمد و دستور داد تا دارالعماره را خراب کنند.

روز نوزدهم


  علامه مجلسى فرموده كه كلينى به سند صحيح از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده كه حضرت فاطمه عليها السلام هفتاد و پنج روز بعد از حضرت رسالت (ص)زنده بود، پس بنا بر مشهور كه وفات حضرت رسول (ص ) در 28 ماه صفر بوده بايد وفات حضرت فاطمه عليهاالسلام در 13 يا 14 يا 15 ماه جمادى الاولى باشد.پس زيارت آن حضرت مناسب است خصوصا در 14 كه ظاهرتر است، انتهى. احقر وفات آن مخدره را در سوم جمادل الاخر، ذكر مي كنم.

روز پانزدهم

 

  در اين روز، سنه 306، به قول شيخين فتح بصره به دست اميرالمومنين عليه السلام واقع شد.

و در همين روز بروايت شيخ و سيدو كفعمى ولات با سعادت حضرت على بن الحسين عليهماالسلام واقع شده . والده ماجده آن حضرت شهربانو دختر يزدجرد، پادشاه عجم است كه در ايام نفاس از دنيا رحلت كرد. سيد الساجدين (ع ) را ابن الخيرتين مي گفتند به خاطر حديثى كه از رسول خد (ص ) روايت شده که فرمود: ان لله فى عباده خير تين فخيرته من العرب قريش و من العجم فارس.

  در بصائر از جناب باقر عليه السلام روايت است:وقتی دختر یزدگرد را نزد عمر، به مدینه آوردند، دختران مدينه براى تماشاى او بر بام ها بر آمدند. و وقتی داخل مسجد شد، مسجد از روشنى روى او روشن شد. وقتی عمر را ديد روى خود را از او پوشانيد و گفت: آه، بيروح بادا هرمز. عمر خشمناك شد و گفت: اين دختر مرا دشنام داد و خواست او را مجازات کند. اميرالمومنين عليه السلام به عمر گفت: این کار را نکن. از او بخواه تا یکی از مسلمانان را انتخاب کند و این زن را در مقابل سهمیه او از غنیمت ها حساب کن. عمر قبول كرد. و او امام حسین علیه السلام را انتخاب کرد.حضرت اميرالمومنين (ع ) از او پرسيد: نامت چيست؟ گفت: جهان شاه. حضرت فرمود: بلكه شهربانويه. پس حضرت نظر بجانب امام حسين (ع ) افكند و فرمود: كه ابوعبدالله هر آينه متولد خواهد شد از اين زن براى تو پسرى که بهترين اهل زمين باشد .علامه مجلسى احتمال داده كه این جریان در زمان عثمان اتفاق افتاده باشد.

 

  در اين روز، عابد قريش محمد بن ابى بكر به قتل رسيد. در سنه 38 معاويه، عمروعاص را عامل مصر كرده. او با او معاوية بن خديج و ابوالاعور سلمى و چهار هزار نفر لشكر به مصر رفت. از آن طرف، اميرالمومنين عليه السلام، محمد بن ابوبكر را عامل مصر فرمود. اين دو عامل موضعی معروف به منشاة با هم برخورد کردند و جنگیدند. لشكر محمد دست از يارى او برداشت و او را تنها گذاشت. لاجرم محمد، شکست خورد و در مصر مخفى گشت. لشكر عمروعاص او را پيدا كردند و دور آنخانه را احاطه نمودند. محمد با بقيه اصحاب خود از خانه بيرون شدند. معاوية بن خديج و عمروعاص او را گرفتند و در موضع معروف به كوم شريك، او را در پوست حمارى كردند و آتش زدند.

  در اين روز، سنه 96، وليد بن عبدالملك مروان وفات كرد. او قريب ده سال بعد از پدرش سلطنت كرد و در اخبارالدول از عمر بن عبدالعزيز نقل كرده كه گفت: چون وليد را در لحد نهادم ديدم كه پاهاى خود را بر زمين مي كوبد و دست هايش را ديدم كه بگردنش غل كرده بودند. وليد همان کسی است كه مسجد اموى را در شام ساخت. و مسجد رسول را در مدينه تعمير كرد و آن را وسعت داد و مال بسيار در مصارف اين دو مسجد صرف كرد.

  و در اين روز، سنه 647، شيخ تقل ادين حسن بن على بن داود حلى، صاحب رجال شاگرد سيد احمد بن طاوس متولد شده .

روز شانزدهم


  در اين روز، سنه 258، يحيى بن معاذ رازى واعظ كه يكى از رجال طريقت و معاصر جنيد بغدادى است، در نيشابور وفات كرد.

  و در اين روز، سنه 338 عمادالدولة ين بوبه ديلمى، وفات كرد. بويه مردى فقير از اهل ديلم بود. كنيه او ابوشجاع بن فنا، خسرو بن نمام بوده و صيد ماهى مي كرد و منسوب به فرس بوده و مي گفته كه من از اولاد بهرام گورم. او پنج پسر داشت که دو تن از آنها مردند و سه تای ديگر بمانند كه يكى ابوالحسن على بن بويه عمادالدوله بوده كه از همه بزرگتر بوده و ديگری ركن الدوله ابوعلى الحسن و سومی معزالدوله ابوالحسن احمد بود. آنها به واسطه عمادالدوله به سعادت و سلطنت رسیدند. آنها مالك و عراقين و اهواز و فارس گشتند و مدبر امور رعيت شدند. مدت سلطنتشان صد و بيست و شش سال بوده و شروع حکومتشان در سنه 322، آخر سلطنت قاهر بالله بود. عمادالدوله با رعيت، خوش سلوكى كرد و قلعه های بسيارى فتح كرد و ذخيره هاى بسيار جمع نمود و دل رعيت را بسوى خود مائل نمود تا این كه مشهور شد و مردم به او ميل پیدا كردند و در ديده هاى مردم با عظمت نمود. او نهصد سوار كار داش که باده هزار سوار مقابله مي كردند. او برادرش، ركن الدوله را به كازورن فرستاد. ركن الدوله كازورن را گرفت، پس از آن شيراز را تحت تصرف در آورد. از قضاى در آن اوقات مرداويج به دست غلامان خود كشته شد. بيشتر لشكرش بجانب عمادالدوله آمدند.عمادالدوله قوت گرفت و در روز شنبه 11 جمادى اولالى ، سنه 334، بر بغداد، مسرط شد و دار الخلافه را نهب كرد. سپسبصره و موصل و تمام بلاد را تسخير كرد و برادرش معزالدوله را در بغداد گذاشت و ركن الدوله را در اصفهان و خودش در شيراز اقامت كرد. حضرت اميرالمؤ منين صلوات الله عليه اخبار غيبيه خود اشاره بدولت ديالمه فرموده: و يخرج من ديلمان بنوالصياد الى ... ثم يستقوى امرهم حتى يملكوا الزوراء و يخلعوا الخلفاء قال قائل يا اميرالمؤ منين فكم مدتهم فقال ماءته او تزيد قليلا. او نه سال سلطنت کرد.

روز هفدهم

 

  در اين روز، سنه 291، ابوالعباس احمد بن يحيى نحوى معروف به ثعلب وفات كرد. و سبب فوتش آن بود كه وقتی از مسجد جامع بيرون آمد، كتابى در دست داشت در بين راه مطالعه مي كرد. اسبى او را صدمه زد. از پا در آمد و فردایش وفات کرد.

 

روز هجدهم


  در اين روز، سنه 328، احمد بن محمد، معروف به ابن عبد ربه، قرطبى اندلسى مروانى، صاحب كتاب عقدالفريد معروف، وفات يافت .

روز نوزدهم


  در اين روز، سنه 36، به دستور سپهر، زيد بن صوحان از لشكر اميرالمؤ منين (ع ) و طلحه از لشكر جمل، به قتل رسيد.

  و در اين روز، سنه 786، بنا بر قولى شيخنا الاجل، شيهد اول، شهد شهادت نوشيد. در نهم اين ماه، شهادتش ‍ ذکر شد .

  شيخ بهائى فرموده: در اين روز، سنه 796، سلطان فاضل ميرزا الغ بيك بن شاهرخ بن امير تيمور كورگان، متولد شد و در دهم ماه رمضان، سنه 853، به قتل رسيد.

روز بیستم

 
در شب این روز، سنه 682، فخر المحققين، علامه حلى متولد شد. وفاتش شب 25 جمادى الاخر واقع شده .

روز بیست و یکم


  در اين روز، سنه 610، ناصر بن عبدالسيد، فقيه معتزلى حنفى ادب نحوى معروف به مطرزى در خوارزم، وفات كرد. او تألیفاتی دارد كه از جمله آنها،شرح مقامات حريرى است. در ماه رجب سنه 538، در خوارزم متولد شد و در همان سال، زمخشرى در خوارزم وفات كرد به اين سبب او را خليفه زمخشرى گفتند.

روز بیست و دوم

 
  در اين روز، سنه 578، احمد بن على رفاعى شافعى وفات كرد. و طايفه رفاعيه به اومنتسب هستند. قال ابن خلكان ولاتباعه احوال عجيبه من اكل الحيات و هى حية و النزول فى التنانير و غيرها

روز بیست و پنجم

 

  در اين روز، سنه 64، به قول شيخ بهائى، معاويه بن يزيد وفات كرد. در 14 ربيع الاول، يزيدبن معاويه به جهنم پيوست. خلافت به معاويه، فرزندش رسید. او به مدت چهل روز در شام سلطنت كرد، پس از آن بر منبر رفت و خطبه خواند و اعمال پدران خود را یاد كرد و گريه سختى نمود. آن گاه خود را از خلافت خلع نمود. مروان ابن الحكم از پاى منبر برخواست و گفت: مانند عمر بن الخطاب، امر خلافت را بشورى واگذار کن. معاويه گفت: من حلاوت خلافت را نچشيدم چگونه راضى شوم كه تلخى گناهان آن را بچشم. معاويه به خانه رفت و مشغول گريه شد. مادرش نزد او آمد و گفت: كاش خون حيض مي شدى و به وجود نيامدى تا چنين روزی را نمي ديدم .او هم در جواب گفت: والله دوست داشتم كه چنين مي بودم و قلاده اين امر برگردن نمى افكندم. آيا من وزرووبال اين كار را بر خود حمل کنم و بنواميه به حلاوت آن فائز شوند.

  و در شب اين روز، يا شب 26، سنه 938، شيخ اجل اعظم على بن عبدالعالى الميسى العاملى وفات كرد و در جبل صديق نبى به خاك رفت. اين شيخ از مشايخ شهيد ثانى است که از شيخ محمد بن محمد بن داود مؤذن جزينى، پسر عموی شهيد اول، از شيخ ضياء الدين على و او از پدر بزرگوارش شهيد اول - رضوان الله عليهم اجمعين - روايت مى كند.

روز سی ام


  در اين روز، ابوالعباس جعفر بن محمد، معروف به المستغفرى نسفى سمرقندى، خطيب حنفى وفات كرد. او صاحب كتاب طب النبى معروف، كه علامه مجلسى در بحارنقل فرموده و خواجه نصيرالدين در آداب المتعلمين، متعلمين را امر بارجاع به آن فرموده است، می باشد.

 

منبع: وقایع الأیام قمی

Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved