• تاريخ: يکشنبه 15 آبان 1390

آیا موسیقی های عرفانی می تواند ما را به خدا نزدیک کند، اشعار عارفانه چطور؟


           

پرسش :

 

   آیا موسیقی های عرفانی می تواند ما را به خدا نزدیک کند، اشعار عارفانه چطور؟   

 

   جواب   

        پاسخ از، حضرت آيت اللّه جوادى آملى انسان يك بخش بينش و علم دارد و يك بخش گرايش. از نظر بينش و علم، بسيارى از افراد ممكن است ترقّى كنند. اين استعداد در ما هست كه با استدلال، عدل و ظلم و خوب و بد را بفهميم. در فهميدن بد و خوب، در مرز مشترك هستيم يعنى هم بدها و هم خوب‏ها را به خوبى تشخيص مى‏دهيم. اين به بينش و دانش مربوط است. امّا گرايش ما اين طور نيست. به كارهاى خوب گرايش كامل داريم و به كارهاى بد اصلًا گرايش نداريم. در درون ما گرايش به بد و خوب يكسان نيست. بنابراين، بينش و دانش ما در برابر بد و خوب يكسان است يعنى ما هم مى‏توانيم بدى‏ها را به خوبى تشخيص دهيم و هم خوبى‏ها را امّا گرايش ما با ساختار درونى ما متناسب است. بدين سبب، ما به طرف خوبى ميل داريم و تمايل به بدى در ما وجود ندارد. براى روشن شدن بحث توجّه به اين مثال سودمند است:  1.     ما، از نظر دانش و بينش، غذاى مسموم و غير مسموم و زيانبار و سودمند را تشخيص مى‏دهيم. تشخيص ما درباره غذاى سودمند و زيانبار يكسان است.  2.     گرايش ما در دستگاه گوارش يكسان نيست يعنى دستگاه گوارش ما غذاى سالم را خوب هضم مى‏كند و در برابر غذاى زيانبار يا مسموم واكنش نشان مى‏دهد و آن را برمى گرداند. پس گرايش ما دربرابر غذاها يكسان نيست. اگر كسى كودكى را، با اندكى مواد سمى و مخدر تغذيه كند، در كودك حالت تهوع پديد مى‏آيد چون دستگاه گوارش او با سم سازگار نيست.    3.     اگر دستگاه گوارش را با بد آموزى منحرف كرديم و شخص معتاد شد، تربيت غلط سبب مى‏شود دستگاه گوارش سم را بپذيرد. همين سه كار در روح هم وجود دارد. روح ما عدل و ظلم، خوب و بد، امانت و خيانت، صدق و كذب و را به خوبى تشخيص مى‏دهد. گرايش جان ما به طرف هر دو يكسان نيست. گرايش ما به طرف صدق و صفا و عدل است. بدين سبب، وقتى كودك مى‏خواهد براى نخستين بار دروغ بگويد، تمام بدنش مى‏لرزد امّا راست گفتن را با دستگاه فطرتش هماهنگ مى‏يابد. ما، براى تنظيم دستگاه دانش و بينش خويش، راه‏هاى برهانى داريم. بهترين راه منطق و رياضيات است كه مى‏تواند ذهن را شكوفا كند تا انسان بالاتر برود و به حكمت و كلام برسد. بخش گرايش غير از دانش است و كارهاى عملى مربوط به عقل عملى را شامل مى‏شود. عقل عملى مدير عاملى است كه تمام تصميم‏گيرى‏ها به عهده او است و كارهايى چون عزم، اراده، محبت، نيت و اخلاص دارد. اگراين مدير عامل را نرمخو و معتدل كرديم، ديگر گريز پا نيست و برابر فتواهايى كه عقل يا نقل (شريعت) دارد، خاضع است چون معتدل است و خود سر نيست. اگر خود سر باشد، براى تصميماتش از غضب (دافعه تعديل نشده) و شهوت (جاذبه تعديل نشده) كمك مى‏گيرد نه از مركز فرهنگى و فكرى خود. اين مدير عامل از عقل نظرى و دانش خود استفتا نمى‏كند و از زير مجموعه خود يعنى شهوت و غضب مى‏پرسد، چه ميل دارند؟ ما براى نرم كردن اين مدير عامل راه‏هاى فراوان داريم. در دعاى كميل آمده است: «و سلاحه البكا» يعنى مؤمن اسلحه‏اش در مقابل دشمن بيرونى آهن و در مقابل دشمن درونى آه است يعنى اهل اشك و ناله است. انسان ناله كننده در تنهايى ديگر خود سر نيست. اگر اين مدير عامل اهل گريه و ناله نبود، يعنى به اين سلاح مسلح نبود، شهوت و غضب بر او مسلط مى‏شوند و مى‏گويند: طبق خواسته ما تصميم بگير. آنگاه نيروى تصميم گيرنده انسان طبق ميل آن‏ها تصميم مى‏گيرد. اين‏كه بعضى‏ها مى‏گويند من هر چه بخواهم مى‏كنم، هر چه بخواهم مى‏گويم يعنى من از آن مركز فكرى- فرهنگى نمى‏پرسم چه كنم من هر چه شهوت و غضبم گفت، انجام مى‏دهم. اين‏كه مى‏گويد: اگر او يك حرف بزند، ده تا جواب مى‏گويم يا اگر او يكى بزند، ده تا خواهم زد يعنى مركز تصميم گيرنده من رها است و از هيچ كس فرمان نمى‏برد. موسيقى و خواندن مى‏تواند اين مدير عامل را رام كند. البته رام كردن دو گونه است. اين مدير عامل يا با دعاى كميل نرم مى‏شود كه نرمش صادق است و يا با حشيش كه نرمش كاذب است. آن‏كه با دعا و مناجات نرم شد، با خدا رابطه دارد و بر خلاف رضاى خدا هيچ كارى نمى‏كند، نرمش او حقيقى است ولى كسى كه با حشيش نرم شد، نرمش كاذب و زودگذر دارد. ادبيات از بهترين ابزارهاى تعديل اين مدير عامل است. خواندن و گفتن شعر و نثرهاى دلپذير براى اين كار بسيار سودمند است. «ان من الشعر لحكمة» را از پيامبر عليه آلاف التحية و الثناء نقل كرده‏اند. آشنا بودن با اشعار پر مغز را حكمت مى‏دانند. اشعار پر مغز انسان را نرم مى‏كند. ما شرقى‏ها، به خصوص ما ايرانيان شيعه، از ادبيات و شعر موزون و خوش آهنگ بيش‏تر لذت مى‏بريم. بهتر است سعى كنيم از نواختن به خواندن منتقل شويم چون نواختن نرمش يا اشك كاذب مى‏آورد. گاه انسان حادثه غمبارى را مى‏شنود و گريه مى‏كند و گاه فقط با شنيدن مارش عزا مى‏گريد. وقتى انسان با شنيدن مارش عزا مى‏گريد، نمى‏داند چه اتفاقى افتاده است. اين گريه كاذب است. پس هر اشكى صادق نيست. چنان كه هر خنده‏اى صادق نيست. آهنگ‏ها مى‏توانند نرمش كاذب ايجاد كنند. خواندن با صداى خوب، اگر غنا نباشد، از بهترين بركت‏ها است. خدا رحمت كند مرحوم فيض و مرحوم حكيم سبزوارى را. اين بزرگان غرق احسان حافظ بوده‏اند.

                 هزاران آفرين بر جان حافظ            همه غرقيم از احسان حافظ

 مرحوم فيض مى‏گويد: «اى يار مخوان ز اشعار الا غزل حافظ». شعر حافظ حالى صادق در آدم پديد مى‏آورد و يك سلسله معارف است. البته حافظ در ابهام گويى وارد است و دركش براى هر فهمى مقدور نيست. حضرت امير (ع) مى‏فرمايد: اگر بخواهيد از صوت داوود در بهشت استفاده كنيد و او براى شما قرآن بخواند، مواظب گوشتان باشيد كه چه مى‏شنود. پس براى نرمش مدير عامل، اول نواختن است. بعد نوبت خواندن مى‏رسد. خواندن با صداى رسا و مليح، بسيارى از سركشى‏هاى مدير عامل را تعديل مى‏كند. بعدها گاه با مطالعه اشك مى‏آيد و اشكى كه با مطالعه اين اشعار بر چهره مان جارى مى‏شود، خيلى بيش‏تر از اشكى است كه با شنيدن آن مى‏ريزيم. انسان تا ننالد اين مدير عامل نرم نمى‏شود. اين خوى سركش در همه هست. بنابراين، بايد مواظب باشيم نواختن، آثار سوء در ما بر جاى نگذارد. شعر خوب خواندن منزّه از غنا خيلى چيز خوبى است بعد انسان با اشعار مأنوس مى‏شود و زمزمه مى‏كند و بعد هم مطالعه اشعار اثر دارد. اگر دشمن درونى با آه نرم شود، آدم آرامش پيدا مى‏كند و گرفتار نرمش كاذب نخواهد شد. نرمش كاذب تخدير مى‏كند نه تشويق. 

  .................................................................................................................  

   منبع: توصیه ها،پرسش ها وپاسخ ها ؛در محضر آیت الله جوادی آملی؛نهادنمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها      

              كد:131/1

 

Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved