• تاريخ: چهار شنبه 16 فروردين 1391

آیا تفسیر قرآن ممكن است؟


           

پرسش:

آیا تفسیر قرآن ممكن است؟

 

پاسخ:

تفسیر به معنای روشن كردن و پرده‌برداری از چهره كلمه یا كلامی است كه بر اساس قانونِ محاورهْ و فرهنگِ مفاهمهْ ایراد شده باشد و معنای آن آشكار و واضح نباشد. قهراً لفظی كه معنای آن بدیهی است بی‌نیاز از تفسیر است؛ چنانكه كلمه یا كلامی كه با تَعْمِیه و اِلغاز ادا شده و از سنخ معمّا و اَلغاز باشد بر محورِ فرهنگ محاوره و تفاهم ایراد نشده است و حكم ویژه خود را دارد. بنابراین، لفظِ مفرد یا جمله‌ای كه با تدبّر و تأمّل خردمندانه در آن، مبادی تصوّری و تصدیقی روشنی پیدا می‌كند، نیازمند به تفسیر است و تفسیر آن عبارت است از: تحلیل مبادی مزبور و رسیدن به مقصود متكلم و مدلول بسیط و مركب لفظ و تفسیر به این معنا اختصاصی به متون دینی مانند قرآن كریم ندارد. گرچه شرح خصوص قرآن به فنّ تفسیر معروف شده است.

تفسیر قرآن گرچه شرایط و آداب متعددی دارد، لیكن مهمترین شرط محوری آن لزوم روشن بودن قرآن از یك سو، تا برای مراجعه‌كننده قابل دیدن و فهمیدن باشد و بصیر و بینابودن مُفَسِّر از سوی دیگر، تا لایق دیدن و فهمیدن معارف آن باشد؛ زیرا گرچه مثلا ً خورشیدِ تابان روشن است، لیكن اَعْمی، اَعْوَر، اَحْوَل و اَكْمَه یا اصلا ً آن را نمی‌بیند و یا آن را چنان كه هست مشاهده نمی‌كند. قرآن كریم گرچه نور است: (یا أیها الناس قد جاءكم برهان من ربّكم وأنزلنا إلیكم نوراً مبیناً)(١)، (فَـامنوا بالله ورسوله والنور الذی أنزلنا)(٢)، (واتّبعوا النور الذی أنزل معه)(٣)، (قد جاءكم من الله نور وكتاب مبین)(٤)، لیكن نوری است ثقیل و وزین، نه خفیف و سخیف: (إنّا سنلقی علیك قولا ً ثقیلاً )(٥). از این رو برای دیدن چنین نور وزینی چاره‌ای جز تحصیل بَصَر حدید و بینش عمیق علمی نیست؛ بلكه درباره قرآن كریم گفته‌اند: قرآن طلبكاری است كه هرگز وام او پرداخت نمی‌شود و غریبی است كه هیچ‌گاه حق او ادا نخواهد شد: (القرآن غریمٌ لا یقْضی دَینُه وغریبٌ لا یؤدّی حقُّه)؛ زیرا اوج معارف آن و عمق مطالب آن فقط ممسوس دست اندیشه تابناك معصومین (علیهم‌السلام) است: (إنّه لقران كریم * فی كتاب مكنون * لا یمسّه إلاّ المطهّرون)(٦). از این جهت در تعریف مفهوم تفسیر قرآن، قیدِ "به قدر طاقت بشری" اخذ شده است. بنابراین، ضمن لزوم بصیر و بینا بودن مُفَسِّر لازم است برای بهره‌وری بیشتر از معارف قرآن كریم به "مطهّرون" كه همان اهل‌بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) هستند رجوع شود.

بر اساس آنچه تبیین شد، قرآن كریم اوّلا ً تفسیرپذیر است و ثانیاً تفسیر آن ضروری است. تفسیرپذیری قرآن بدین جهت است كه از گزند "تفریطِ بداهتْ" منزّه و از آسیبِ "افراطِ تَعْمیه" مصون است؛ نه آن قدر ساده است كه نیازی به تحلیل مبادی تصوری و تصدیقی نداشته باشد و نه آن چنان پیچیده و مبهم است كه نظیر معمّا از قانونِ مفاهمه و فرهنگ گفتگو خارج باشد و در دسترس تفسیر قرار نگیرد. قرآن كریم در عین نور بودنْ معارف بلند و ژرفی دارد كه آن را تفسیرپذیر می‌كند؛ زیرا نور بودن قرآن در مقابل ظلمت ابهام است، نه در برابر نظری و ژرف بودن تا نور بودن به معنای بدیهی بودن آن باشد و نیازی به تفسیر نداشته باشد.

---------------------------------------------------------------

١ ـ سوره نساء، آیه 174.

٢ ـ سوره تغابن، آیه 8.

٣ ـ سوره اعراف، آیه 157.

٤ ـ سوره مائده، آیه 15.

٥ ـ سوره مزمّل، آیه 5.

٦ ـ سوره واقعه، آیات 77 ـ 79.

مأخذ: ( تفسیر تسنیم، ج ١، ص ٥٢(

منبع:www.rasekhoon.net

Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved