• تاريخ: چهار شنبه 16 فروردين 1391

اگر قرآن به زبان فطرت با مردم سخن می‌گوید ، چرا همگان از معارف آن بهره مند نمی‌شویم؟


           

پرسش:

اگر قرآن به زبان فطرت با مردم سخن می‌گوید ، چرا همگان از معارف آن بهره مند نمی‌شویم؟

 

پاسخ:

سخن گفتن قرآن كریم به زبان فطرت انسانها و عمومی بودن فهم آن بدین معنا نیست كه بهره همگان از این كتاب الهی یكسان است. معارف قرآنی مراتب فراوانی دارد و هر مرتبه آن، بهره گروهی خاص است: "كتاب الله عزّ وجلّ علی أربعة أشیاء: علی العبارة والإشارة واللّطائف والحقائق. فالعبارة للعوام والإشارة للخواص واللّطائف للأولیاء والحقائق للأنبیاء"(1). هر كس به میزان استعداد خود از قرآن بهره می‌برد تا به "مقام مكنون" آن منتهی شود كه تنها پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل‌بیت آن حضرت (علیهم‌السلام) به آن راه دارند.

قرآن كریم گرچه كتابی جهانی و جاودانه است و اختصاصی به عصر یا منطقه یا گروهی خاص ندارد؛ اما همگان توفیق بهره‌گیری از آن را ندارند.

گناه و تبهكاری، الحاد و تقلیدِ باطل از گذشتگان قفل قلب آدمی است و انسان را از تدبّر در معارف و اسرار قرآن باز می‌دارد: (أفلا یتدبّرون القران أم علی قلوب أقفالها) (2)؛ معارف قرآنی در دل بسته نفوذ نمی‌كند؛ اما كسانی كه فطرت خویش را حفظ كرده باشند، چه مانند صُهَیب از روم آمده باشند و یا مانند سلمان از ایران و یا مانند بلال از حبشه و یا همانند عمّار و ابوذر از سرزمین حجاز برخاسته باشند، همه در برابر این كتاب الهی یكسانند؛ زیرا قرآن كریم اختصاصی به اقلیم یا نژاد خاصی ندارد، بلكه شفای دردهای روحی و عامل هدایت و رحمت برای همه انسانهاست: (یا أیها النّاس قد جاءتكم موعظة من ربّكم وشفاء لما فی الصدور وهدی ورحمة للمؤمنین).(3)

غرض آن كه، هدایت قرآن بالاصاله عمومی است و آیاتی مانند: (ذلك الكتاب لا ریب فیه هدی للمتقین)(4)، (إنّما أنت منذر من یخشیها)(5)، (لینذر من كان حیاً)(6) نیز ناظر به اختصاص دعوت قرآن به پارسایان، اهل خشیت و زنده‌دلان نیست؛ بلكه ناظر به بهره‌وری از قرآن و مانند آن است؛ پس در عین آن كه قرآن برای هدایت همگان است، تنها انسانهای پارسا و بیدار دل از آن بیمناك می‌شوند و از این رو در كنار (إنّما أنت منذر من یخشیها)(7) سخن از (وتنذر به قوماً لُدّاً)(8) و جهانی بودن اصل انذار دارد؛ زیرا قرآن به عنوان (للعالمین نذیراً)(9) نازل شد و كسانی كه از انذار بهره می‌برند بیدار دلان خداترسند و كسانی كه از آن پند نمی‌گیرند و به سوء عاقبت گرفتار و مشمول وعیدهای الهی می‌شوند افراد لدود و لجوجند و مطالب فوق از آیاتی كه به نمونه‌های آنها اشاره شد استفاده می‌شود.

یكی از دستمایه‌های لازم برای استفاده از قرآن، فطرتی است كه به تیرگی گناه آلوده نشده باشد. حتی یك دانشمند مادی نیز اگر فطرت توحیدی خود را با تبهكاری نیالوده باشد، می‌تواند از هدایت قرآن بهره‌مند شود؛ اما اگر نور فطرت خود را با عناد ملحدانه خاموش كرده باشد از قرآن بهره نمی‌برد؛ زیرا با اسطوره پنداشتن قرآن درباره آن نمی‌اندیشد.

چون قرآن نسبت به تفهیم فرهنگ فطرت رسالت ویژه دارد، پس هیچ یك از داوریهای افراطی‌ها یا تفریطی‌ها درباره آن راست نیست؛ گروهی برای انحصار حجیت در روایت و روی‌گردانی از قرآن، آن را بی‌زبان و اَبْكم پنداشتند و جز اَلْغاز و معمّاهای غیر مفهوم چیزی برای آن قائل نبودند، عدّه‌ای زبان آن را رمز محض به معارف باطنی پنداشتند كه غیر از اَوْحَدی مرتاضْ اَحَدی به آن دسترسی ندارد و گروهی نیز به ابتذال گراییده، صِرف دانستن عربی را برای فهم قرآن كافی انگاشتند و افراد عادی را برای فهم معانی قرآن صالح پنداشتند و نیاز به علم تفسیر را انكار كردند؛ همه این اوهامِ منسوج، منسوخ است.

4 ـ عمومی بودن فهم قرآن و میسور بودن درك معارفش برای همگان، بدین معنا نیست كه هر كس، گرچه با قواعد ادبیات عرب آشنا نباشد و گرچه از علوم پایه دیگر كه در فهم قرآن دخیل است، آگاه نباشد، حق تدبّر در مفاهیم قرآنی و استنباط از قرآن را دارد و سرانجام به نتیجه استنباط خویش می‌تواند استناد و احتجاج كند؛ بلكه بدین معناست كه اگر كسی به قواعد ادبیات عرب و سایر علوم پایه مؤثر در فهم قرآن آگاه بود حق تدبر در مفاهیم آن را دارد و می‌تواند به حاصل استنباط خود استناد و احتجاج كند.

---------------------------------------------------------------------------

1 ـ بحار، ج 75، ص 278.

2 ـ سوره محمد‌(صلی الله علیه و آله و سلم)، آیه 24.

3 ـ سوره یونس، آیه 57.

4 ـ سوره بقره، آیه 2.

5 ـ سوره نازعات، آیه 45.

6 ـ سوره یس، آیه 70.

7 ـ سوره نازعات، آیه 45.

8 ـ سوره مریم، آیه 97.

9 ـ سوره فرقان، آیه 1.

مأخذ: ( تفسیر تسنیم جلد 1، ص (36

منبع: www.rasekhoon.net

Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved