• تاريخ: سه شنبه 17 آبان 1390

هدف از خلقت و آفرینش چیست؟


           

پرسش :

 هدف از خلقت و آفرینش چیست؟   همه ما در درون خود با این سوال مواجه هستیم که چرا ما خلق شدیم؟

 جواب:

 این سوال با ذکر دو مطلب حل می شود. اول اینکه هدف خدا از آفرینش چیست؟  دوم اینکه هدف از خلق شدن ما چیست؟  پاسخ مطلب اول این است که این سوال صحیح نیست. چون خدا خود هدف است نه اینکه هدف داشته باشد. هرکس کاری را انجام می دهد، برای آن است که نقص خود را با آن کار برطرف کند. احتیاجی دارد و می خواهد آن احتیاج را برطرف کند تا به کمال برسد.  اگر خود کمال مطلق یعنی خدا، خواست کار انجام دهد، دیگر این سوال صحیح نیست که کمال مطلق برای چه این کار را انجام می دهد. هر فاعلی کاری را انجام می دهد که به کمال برسد، خود کمال مطلق به چه منظور کاری را انجام می دهد؟ این سوال درست نیست.  بلکه درباره کمال مطلق این طور گفته می شود که  او چون کمال مطلق و خیّر محض است و یکی از شعب کمال، جود و سخا است، از چنین ذاتی جز خیر و احسان صادر نمی شود و آن افاضه هستی است ، افاضه هستی بهترین جود است.  پاسخ سوال دوم این است که انسان موجودی است که هم می اندیشد و هم کار می کند. بنابر این باید برای اندیشه و کار انسان هدف در نظر گرفته شود. درباره اندیشه، قران کریم فرمود: هدف از آفرینش انسان این است که او جهان را با دیدگاه الهی ببیند و بشناسد ( الله الذی خلق سبع سماوات و من الارض مثلهنّ يتنزّل الامر بينهنّ لتعلموا انّ الله علی کلّ شی قدير و أنّ الله قد احاط بکلّ شی علماً)[1]   این مجموعه آفریده شد تا شما با دید الهی جهان را ببینید و بدانید همه اینها مخلوق یک مبدأ است، مبدأیی بنام خدا که عین قدرت است و ( بکل شی قدیر) است ، عین علم است و ( بکل شی علیم ) است، چیزی از علم و قدرت او خارج نیست.  اعتقاد به مبدأیی که علم و قدرت او نامتناهی است برای ما سازنده است، به این صورت که چون او به همه عالِم است پس مواظبیم که آلوده نشویم و چون او بر همه چیز تواناست ما مواظبیم کارها را با او در میان بگذاریم  و فقط از او کمک بخواهیم. البته بعضی از موجودات به خدا نزدیکترند و کمال برتری دارند و می شود به آنها متوسل شد و از آنها شفاعت گرفت. شفاعت و توسل هم نه با توحید مخالف است  و نه با شرک موافق، بلکه با توحید ناب سازگار است.  همه ما وقتی تشنه می شویم آب می نوشیم و وقتی به روشنی نیازمندیم از آفتاب کمک می گیریم با اینکه آب و آفتاب را خدا آفرید، ولی د رحقیقت برای نورگیری به آفتاب و برای رفع عطش به آب متوسل شده ایم. ما به آفتاب توسل می جوییم نه اینکه آفتاب را مبدأ نور بدانیم ، این عین توحید است. وقتی به خاندان عصمت و طهارت که آب زندگی و آب کوثر و از هر آفتابی بالاترند متوسل می شویم به این معنی نیست که آنها را مبدأ وجود بدانیم بلکه همان طور که آب می نوشیم تا زنده بمانیم ، از آب حیات زندگانی این خاندان هم بهره می گیریم تا عالِم شویم.  در آیه مذکور فرمود : یکی از اهداف آفرینش انسان این است که عالم شود به علمی که به درد او می خورد، علمی که او را به غیر خداوند واگذار نکند، نه به خودش متکی کند نه به غیر خدا، این هدف بخش علمی انسان.  در مورد بخش عملی در قسمت های پایانی سوره « ذاریات» آمده است : (  و ما خلقت الجنّ و الانس الا ليعبدون)[2]  یعنی آفرینش جنّ و انسان برای این است که خدا پرست شوند و غیر خدا را نپرستند، چون ممکن نیست بشر دین نداشته باشد . هرکسی بالاخره دینی دارد ، یعنی قانونی را احترام می کند، حرف کسی را گوش می دهد ، اگر آن کس خدا بود دین این شخص اسلام است که : ( انّ الذين عند الله الاسلام)[3]  و او مسلّماً اوامر خدا را اطاعت می کند و از نواهی پرهیز می کند و از ارشادات خدا کمک می گیرد. اگر این راه را طی نکرد و نفس خود را به جای خدا نشاند، می شود هواپرست. اینکه می گویند من هر چه می خواهم می کنم یعنی هوای من خدای من است ، من هر جا بخواهم می روم ، هر چه بخواهم می کنم یعنی دین من برابر هوس من تنظیم می شود، این همان است که ذات اقدس الهی در قران می فرماید: ( أ رأيت من اتّخذ الهه هواه)[4]  چنین کسی هواپرست است و اگر مشکلی برای او پیدا شد، آهش به جایی نمی رسد: « نتوان زدن به تیر هوایی نشانه را ».بنابراین هیچ کس بی دین نیست یا خداپرست است یا هواپرست. لذا قران کریم فرمود: انسان باید در بخش عمل خداپرست و در بخش نظر خدابین باشد. مجموعه این دو هدف علمی و عملی آفرینش انسان را تشریح می کند.  در اول بحث اشاره شد این سوال که خدا هدفش از خلقت چه بود روا نیست. چرا؟ برای اینکه اگر فاعل ناقص باشد حتماً هدفی دارد که برای رسیدن به آن هدف کاری را انجام می دهد ، بین این فاعل و آن هدف کار واسطه است تا فاعل کمال خود را بازیابد. اما اگر آن فاعل نامتناهی و کمال محض بود، کمبودی ندارد تا کاری انجام دهد و به وسیله آن به مقصد برسد. در سوره ابراهیم فرمود: ( ان تکفروا أنتم و من فی الارض جميعاً فإنّ الله لغنی حميد)[5]  اگر همه مردم روی زمین کافر شوند نقصی بر خدا وارد نیست وکمبودی برای خدا ایجاد نمی شود. بعضی ها کاری را انجام می دهند تا سودی ببرند، مثلاً کسی خانه ای می سازد که در آن سکونت کند یاخانه ای می سازد که آن را بفروشد و از آن سود ببرد. غرض از خانه سازی در اینجا ، سود بردن صاحبخانه است. گاه هدف از ساختن این بنا سود بردن نیست، جود کردن است مثل کسی که وضع مالی اش از راه حلال درست است، مسکن دارد و در عین حال برای دانشجویان خوابگاه می سازد. او سودی نمی برد ولی جود می کند ، اگر این کار را نکند ناقص است، سخا ندارد، چون می خواهد به جود و سخا که یک کمال است برسد، خوابگاه می سازد.پس بعضی ها ناقصند، کار انجام میدهندتا سودی ببرند، بعضی ها ناقصند کاری انجام می دهند تا جود کنند. ذات اقدس الهی نه از قسم اول است و نه از قسم دوم. نه جهان را آفرید که سودی ببرد و نه جهان را آفرید تا جودی کند[ که اگر  نکرده بود معاذالله ناقص بود] او غنی عن العالمین است. کسی که هستی محض و کمال صرف است کمبودی ندارد تا کاری انجام دهد و آن کمبود را رفع کند؛ بلکه چون عین کمال است ، جود و سخا از او ترشح می شود و نشأت می گیرد. او خودش هدف است و عین الهدف، منزه از آن است که هدف داشته باشد.


 

پي نوشتها

 

 

 

[1] . سوره طلاق ( 65) ، آیه 12. [2] . سوره ذاریات ( 51) ، آیه 56. [3] . سوره آل عمران ( 3) ، آیه 19. [4] . سوره فرقان ( 25) ، آیه 43.

[5] . سوره ابراهیم (14) ، آیه 8.

منبع: توصیه ها،پرسش ها وپاسخ ها ؛در محضر آیت الله جوادی آملی؛نهادنمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها   ...................................................................................................................... كد:131/1 
Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved