درحال بارگزاري
  • تاريخ: جمعه 1 مهر 1390

من کاملا آزادم، ترجمه شعر سرود حجاب سامی یوسف


           

 

 

 

 

 

 

سامی یوسف امروز نامی آشنا برای جوانان علاقمند به موسیقی‌های اسلامی است.

 

این تبعه بریتانیا که در ایران و از پدر و مادری آذربایجانی متولد شده، بیشتر عمر خود را در لندن گذرانده است.

 

موسیقی او مانند خودش، ترکیبی از شرق و غرب است.

 

او می‌گوید: «این وظیفه مسلمانان است تا علیه ستم و ظلم بدون توجه به مذهب قربانیان صحبت کنند.»

 

ویژگی دیگر کارهای او این است که هم به زبان انگلیسی و هم عربی کارهایش را خوانده و

در آهنگ «حسبی ربی...» اوج کارش را با ارائه به چهار زبان انگلیسی، عربی، ترکی و اردو نشان داده است.

 

ترانه «امت من» که عنوان آلبوم دوم سامی یوسف می‌باشد در مورد اتحاد بین مسلمانان و شیعه و سنی است که تمام مسلمانان را توصیه می‌کند تا بیایند مانند زمان پیامبر«ص»، یکی شوند و برای ارتقاء اسلام بکوشند.

 

سامی در ترانه «سعی کن گریه نکنی» که درباره فلسطین می‌باشد از یک گروه معروف رپ مسلمان به نام «outlandish» استفاده کرده است.

 

او در یکی از کنسرت‌هایش گفته است: «قلب، فکر و روح ما با برادران و خواهران‌مان در فلسطین و لبنان است و این آهنگ را به همه رنجدیده‌های خاورمیانه تقدیم می‌کنم.

 

همان‌گونه که خداوند در قرآن می‌گوید: پس از هر سختی، گشایشی هست، ان‌شاءالله طلوع نزدیک خواهد بود و شب خواهد گذشت.

 

ما نباید امید خود را از دست بدهیم.»

 

با توجه به تمایل او به پرداختن به مسائل سیاسی که هیچ ستاره راک دیگری به آنها نمی‌پردازد، محبوبیت او در حال افزایش است.

 

ترانه «دعا» نیز از ترانه هایی است که یوسف برای انسانهای فقیر و مستمندی که کشورهای فقیر آفریقایی مانند سودان و اتیوپی و... زندگی می کنند سروده است.

 

یوسف در این ترانه به مردم می گوید که بیایید برای این مردم ستمدیده و تنگدست دعا کنیم و هر کمکی که از دستمان بر می آید برای آنها انجام دهیم.

 

یکی دیگر از زیباترین ترانه‌های سامی یوسف ترانه «آزاد» می‌باشد که در مورد حجاب زنان مسلمان است .

 

که ترجمه آن را خدمتتان تقدیم می‌داریم:

 

 

 

What goes through your mind?
در ذهن تو چه می گذرد؟

 

As you sit there looking at me
وقتی آنجا نشسته‌ای و به من می‌نگری

 

Well I can tell from your looks
من از نگاهت می‌توانم بخوانم

 

That you think I’m so oppressed
که تصور تو این است که من خیلی تحت فشار هستم!

 

But I don’t need for you to liberate me
اما من از تو نمی‌خواهم تا مرا آزاد کنی



My head is not bare
سر من برهنه نیست

 

And you can’t see my covered hair
و تو نمی‌توانی موهای پوشیده مرا ببینی

 

So you sit there and you stare
برای همین تو آنجا می‌نشینی و خیره نگاهم می‌کنی

 

And you judge me with your glare
و درباره من به روشنی قضاوت می‌کنی!

 

You’re sure I’m in despair
تو مطئنی که من مأیوسم!

 

But are you not aware
اما آیا تو آگاه نیستی؟

 

Under this scarf that I wear
در پس این روسری که پوشیده‌ام

 

I have feelings, and I do care
من احساساتی دارم و مواظب‌ام

 

(و از این پس به صورت همخوانی چنین می‌آید: )

 

So don’t you see?
پس آیا تو نمی‌بینی؟

 

That I’m truly free
که من به راستی آزادم

 

This piece of scarf on me
این تکه روسری بر سرم را

 

I wear so proudly
با غرور می‌پوشم

 

To preserve my dignity...
تا از شأن خودم محافظت کنم

 

My modesty
عفت ام

 

My integrity
کمالاتم

 

So don’t judge me
پس قضاوت نکن

 

Open your eyes and see...
چشمانت را باز کن و ببین

 

“Why can’t you just accept me?” she says
چرا نمی‌توانی فقط خود من را بپذیری؟

 

“Why can’t I just be me?” she says
چرا من نمی‌توانم فقط خودم باشم؟

 

Time and time again
بارها و بارها

 

You speak of democracy
تو از دموکراسی صحبت می‌کنی

 

Yet you rob me of my liberty
اما تو آزادی مرا می‌دزدی!

 

All I want is equality
همه آنچه من می‌خواهم برابری است

 

Why can’t you just let me be free?
چرا نمی‌توانی فقط به من اجازه دهی که آزاد باشم؟

 

For you I sing this song
من این سرود را برای تو سرودم

 

My sister, may you always be strong
خواهرم! همیشه محکم باش!

 

From you I’ve learnt so much
من از تو درسهای بسیاری آموخته‌ام

 

How you suffer so much
چه رنجهای بسیاری که دیدی

 

Yet you forgive those who laugh at you
بیا و آن کسانی را که به تو خندیدند را ببخش!

 

You walk with no fear
تو بدون هراس قدم می‌زنی

 

Through the insults you hear
از میان ناسزاهایی که می‌شنوی!

 

Your wish so sincere
مخلصانه آرزو کن

 

That they’d understand you
تا آنها تو را بفهمند

 

But before you walk away
اما قبل از آن که بروی

 

This time you turn and say:
این بار برگرد و بگو!

 

But don’t you see?
آیا نمی‌توانی ببینی

 

That I’m truly free
که من به راستی آزادم

 

This piece of scarf on me
این تکه روسری بر سرم را

 

I wear so proudly
با غرور می‌پوشم

 

To preserve my dignity...
تا از شأن خودم محافظت کنم

 

My modesty

عفت ام

 

My integrity
کمالاتم

 

So let me be
پس به من اجازه بده

 

She says with a smile
او با خنده‌ای می‌گوید

 

I’m the one who’s free
آن کسی باشم که آزاد است

 

 

 

 

منبع:خانه حجاب صدف

Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved