درحال بارگزاري
  • تاريخ: سه شنبه 28 دي 1389

پايان نامه های رشته مطالعات زنان


           
دانشگاه علامه طباطبايي بگرضايي، پرويز(1382).
   
بررسي عوامل مؤثر برميزان خشونت مردان نسبت به زنان در خانواده مطالعه موردي: شهرستان ايلام.
   
دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي. کارشناسي ارشد رشته مطالعات زنان.
   
استاد راهنما: دکتر عذرا جاراللهي، استاد مشاور: دکتر محمدحسين پناهي
   
چکيده:
   
موضوع اين تحقيق بررسي عوامل مؤثر بر ميزان خشونت مردان نسبت به زنان در خانواده است.
   
سوال اصلي اين پژوهش اين است که چه عواملي بر ميزان خشونت مردان نسبت به زنان در خانواده تأثير دارند؟ و هدف اصلي نيز شناخت اين عوامل و ارائه راهکارهاي لازم جهت کاهش پديده خشونت خانوادگي مي‌باشد.
   
براي رسيدن به پاسخ سؤال فوق و اهداف مورد نظر تحقيق،‌ از نظريات مختلفي در زمينه خشونت خانوادگي استفاده شده است.
   
و فرضيه‌هايي در زمينه ارتباط عوامل مختلف (مانند تجربه و مشاهده خشونت در خانواده خاستگاه توسط مرد،
ميزان پايبندي مرد به اعتقادات مذهبي، سوءظن مرد نسبت به زن، ميزان دخالت خويشاوندان مرد در زندگي آنها،‌ ميزان تصميم‌گيري زن در امور زندگي،‌ ميزان رضايت و علاقه زن به همسر هنگام ازدواج،‌ تعداد فرزندان، پايگاه اقتصادي – اجتماعي مرد، اختلالات رواني (پرخاشگري) مرد، اعتياد مرد به مواد مخدر و الکل و تحصيلات زن) با ميزان خشونت فيزيکي و رواني مردان نسبت به همسران خود به محل آزمايش گذاشته شد. در اين تحقيق از روش پيمايشي (توصيف و تحليل) و تکنيک پرسشنامه استفاده شده است.
   
جامعه آماري کليه زنان متأهل ساکن در شهرستان ايلام بوده‌اند.
   
که 250 زن به شيوه نمونه‌گيري خوشه‌اي چند مرحله‌اي انتخاب شده‌اند.
   
نتايج حاصله حاکي از معنادار بودن رابطه ميان تجربه و مشاهده خشونت در خانواده خاستگاه توسط مرد، ميزان پايبندي مرد به اعتقادات مذهبي، ميزان دخالت خويشاوندان مرد در زندگي آنها، ميزان رضايت و علاقه زن به همسر،‌ ميزان سوء ظن مرد نسبت به زن، تعداد فرزندان،‌ پايگاه اقتصادي- اجتماعي مرد، اختلالات رواني (پرخاشگري) مرد، تحصيلات زن، اعتياد به مواد مخدر و الکل و ميزان خشونت مردان عليه همسران خويش است.
   
اما ميان ميزان تصميم‌گيري زن در امور مهم زندگي با ميزان خشونت مردان عليه زنان خويش رابطه معناداري يافت نشد.
   
نتيجه گيري کلي نشان مي‌دهد که اکثر زنان جامعه آماري از طرف همسرانشان مورد خشونت قرار گرفته‌اند. و شايع ترين خشونت در بين آنها خشونت روحي – رواني بوده است.
   
به همين دليل توصيه مي‌شود که سازمان‌ها و نهادهاي ذيربط با ايجاد مراکز مددکاري و مشاوره خانواده شيوه‌هاي صحيح زندگي کردن و نحوه رفتار زن و شوهر با همديگر را به آنها آموزش دهند.
  
احمديان، محمدرضا(1383). بررسي عوامل مؤثر بر نگرش مردان نسبت به نقش اقتصادي زنان مورد : شهر مشهد، دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي.
   
کارشناسي ارشد رشته مطالعات زنان.
   
استاد راهنما: دکتر محمدحسين پناهي، استاد مشاور: دکتر عذرا جاراللهي.

چکيده :
   
موضوع اين پايان نامه بررسي عوامل مؤثر بر نگرش مردان نسبت به نقش اقتصادي زنان است.
   
سؤال اصلي اين پژوهش اين است که نگرش مردان نسبت به نقش اقتصادي زنان چگونه است؟ و هدف اصلي نيز شناخت عوامل مؤثر بر شکل دهي اين نگرش‌ها است.
   
براي رسيدن به پاسخ سؤال فوق و اهداف مورد نظر تحقيق، از نظريه‌هاي مربوط به شکل‌گيري نگرش‌ها، نظريه‌هاي جامعه‌پذيري و جامعه‌پذيري جنسيتي و همچنين نظرية مردسالاري و قدرت استفاده شده است.
   
با استفاده از نظريات فوق 10 فرضيه مطرح گرديد که در آن‌ها رابطه متغير وابسته نگرش «مردان نسبت به نقش اقتصادي زنان»، با متغيرهاي مستقل اصلي سن، وضعيت تأهل، موافقت دوستان و همکاران با نقش اقتصادي زنان – موافقت پدر با نقش اقتصادي مادر، وضعيت پايگاه اجتماعي، اقتصادي پاسخگو، باورهاي قالبي،
درآمد زن، اشتغال مادر، قدرت در خانواده و استفاده از برنامه‌ها و سريال هاي تلويزيون مشخص شده است.
   
در اين تحقيق براي جمع آوري داده‌ها از روش پيمايشي و تکنيک پرسشنامه استفاده شده است.
   
جامعه آماري پژوهش کليه مردان بالاي 20 سال شهرستان مشهد بوده‌اند، که از آن با استفاده از شيوة نمونه‌گيري خوشه‌اي چند مرحله‌اي نمونه‌اي به حجم 275 نفر به طور تصادفي انتخاب شد.
   
نتايج حاصله حاکي از معنادار بودن رابطه ميان سن،‌ موافقت پدر، شغل همسر،‌ موافقت دوستان و همکاران،‌ باورهاي قالبي، پايگاه اجتماعي اقتصادي و چگونگي توزيع قدرت در خانواده و نگرش مردان به نقش اقتصادي زنان است.
   
اما ميان وضعيت تأهل، استفاده از برنامه‌هاي تلويزيون و درآمد زن و نگرش مردان به نقش اقتصادي زنان رابطه معناداري ملاحظه نشد.
   
نتيجه گيري کلي نشان مي‌دهد که نگرش مردان نسبت به نقش اقتصادي زنان نسبتاً منفي است و نياز به اصلاح دارد.
   
البته قابل ذکر است که مقدار قابل توجهي از پاسخگويان نگرش متوسط يعني موافقت مشروط داشتند.
   
بر اساس يافته‌هاي اين تحقيق، براي تغيير نگرش مردان در جهت مثبت‌تر شدن نسبت به نقش اقتصادي
زنان توصيه شد که خانواده‌ها، به عنوان يک عامل مهم در جامعه‌پذيري جنسيتي فرزندان، با فرزندان خود اعم از دختر و پسر برخورد مشابه داشته باشند.
   
خاصه، در راستاي کليشه‌زدايي از فعاليت‌هاي زنان و حرکت به سوی برخورد برابر و تبليغ فوايد اشتغال زنان گام برداند.
   
امامي نصيرمحله،علي(1383). بررسي عوامل مؤثر بر ميزان قدرت زنان در تصميم‌گيري‌هاي خانواده. دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي.
   
کارشناسي ارشد رشته مطالعات زنان.
   
استاد راهنما: دکتر عذرا جاراللهي،
استاد مشاور: دکتر محمدحسين پناهي.

چکيده:
   
موضوع اين پايان‌نامه بررسي عوامل مؤثر بر ميزان قدرت زنان در تصميم‌گيريهاي خانواده است.
   
سوال اصلي پژوهش اين است که چه عواملي بر ميزان قدرت زنان در تصميم‌گيريهاي خانواده تأثير دارد و هدف تحقيق نيز تبيين عوامل مؤثر بر ميزان قدرت زنان در تصميم‌گيري‌هاي خانواده و ارائه راهکارهايي در جهت افزايش قدرت زنان در تصميم‌گيريهاي خانواده است.
   
براي رسيدن به پاسخ سوال فوق و اهداف مورد نظر تحقيق از نظريه‌هاي مختلف جامعه‌شناسي،‌ روانشناسي و نظريه‌هاي فمينيستي استفاده شده است.
   
با استفاده از اين نظريه‌ها 9 فرضيه مطرح گرديده است.
   
متغيرهاي مستقل فرضيات
   
تحقيق عبارتند از : وضعيت اشتغال، منزلت شغلي،‌ ميزان درآمد، ميزان تحصيلات، ميزان اعتقاد به کليشه‌هاي جنسيتي، فاصله سني زوجين،‌ طول مدت ازدواج، تعداد فرزندان، ميزان قدرت مادر پاسخگو در خانواده، ميزان علاقه شوهر به همسر.
   
در اين تحقيق از روش پيمايشي (توصيف و تحليل) و تکنيک پرسشنامه استفاده شده است.
   
جامعه آماري اين تحقيق کليه زنان داراي همسر شهر فومن مي‌باشد که با استفاده از شيوه‌ي نمونه‌گيري خوشه‌اي، 230 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده‌اند.
   
نتايج حاصله حاکي از معنادار بودن رابطه ميان ميزان درآمد، ميزان تحصيلات، ميزان اعتقاد به کليشه‌هاي جنسيتي و تعداد فرزندان و قدرت زنان در تصميم‌گيريهاي خانواده است.
   
اما ميان وضعيت اشتغال، منزلت شغلي، فاصله سني زوجين، طول مدت ازدواج، ميزان قدرت مادر پاسخگويان و ميزان علاقه شوهر به همسر و قدرت زنان در تصميم‌گيريهاي خانواده رابطه معناداري يافت نشد.
  
باقريان، مصطفي (1383). بررسي تأثير شغل زنان بر روي مشارکت سياسي آنان. 
   
دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي. کارشناسي ارشد رشته مطالعات زنان. استاد راهنما: دکتر عذرا جاراللهي،
   
استاد مشاور: دکتر محمدحسين پناهي.
  
چکيده:
   
توسعه يک فراگرد جامعه با ابعاد اقتصادي، اجتماعي،‌ سياسي و فرهنگي است.
   
يکي از ابعاد توسعه، مشارکت سياسي زنان است.
   
در اين پژوهش سعي بر اين بوده است که موضوع تأثير شغل زنان بر ميزان مشارکت سياسي آنان در شهر بابل مورد کند و کاو قرار گيرد و سپس معاني نظري و فرضيه‌هاي تحقيق تدوين شد.
   
مباني نظري تحقيق از نظريه‌هاي ليپست، دال، فيش باين آيزن و همنز مي‌باشد.
   
در اين پژوهش دو فرضيه مطرح شده‌اند.
   
فرضيه اول به بررسي رابطه بين نوع شغل زنان و ميزان مشارکت سياسي آنان مي‌پردازد و فرضيه دوم به بررسي رابطه بين منزلت شغلي زنان و ميزان مشارکت سياسي آنان مي‌پردازد.
   
که براساس داده‌هاي موجود هر دو فرضيه پژوهش با معناداري بالايي تأييد شده‌اند.
   
در ادامه براي بررسي بيشتر و دقيق‌تر فرضيه‌ها از 5 متغير کنترل،‌ سن، وضعيت تأهل، نوع نگرش زنان نسبت به نظام، ارزش مشارکت سياسي و ميزان رضايت از نتايج مشارکت سياسي استفاده شده است که اين 5 متغير
کنترل تأثير قابل توجهي در رابطه بين متغيرهاي مستقل و وابسته تحقيق نداشته‌اند و فرضيه‌هاي پژوهش با وجود استفاده از متغيرهاي کنترل نيز تأييد شده‌اند.
   
واژه‌هاي کليدي: مشارکت سياسي زنان، نوع شغل، منزلت شغلي،‌ ارزش مشارکت سياسي، نگرش نسبت به نظام،‌ رضايت از مشارکت سياسي.
  
پارسامهر، ارسلان (1383). بررسي و سنجش دانش‌آموزان دختر مقطع دبيرستان شهرستان بابل نسبت به ارزش‌ها و الگوهاي غربي، و عوامل مؤثر بر آن.
   
دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي. کارشناسي ارشد رشته مطالعات زنان. استاد راهنما: دکتر سيداحمد حسيني، استاد مشاور: دکتر نادر سالارزاده.
  
چکيده:
   
موضوع تحقيق «بررسي و سنجش دانش‌آموزان دختر مقطع دبيرستان شهرستان بابل نسبت به ارزش‌ها و الگوهاي غربي، و عوامل مؤثر بر آن» است که به دنبال يافتن به اين پاسخ کلي است که چه عواملي بر ميزان گرايش به الگوها و ارزشهاي غربي تأثير دارند.
   
هدف تحقيق نيز شناخت عوامل مؤثر بر الگوها و ارزشهاي غربي مي‌باشد.
   
عمده ترين نظريات مطرح شده در ارتباط با غربگرايي در حوزه جامعه‌شناسي طرح گرديده است و براي تنظيم چارچوب نظري از نظريه‌هاي مرتن، دورکيم، مارکس، گيدنز و ژاکوبسن استفاده گرديده است.
   
فرضيه اصلي تحقيق عبارت است از تاثير کنترل اجتماعي،‌ رسانه‌هاي جمعي،‌گروه مرجع،‌عدم وحدت و همبستگي ميان اهداف و وسايل، پايگاه اجتماعي و اقتصادي و نوع روابط والدين بر ميزان گرايش نسبت به الگوها و ارزش‌هاي غربي است.
   
جامعه آماري شامل 6400 دانش آموز کلاس‌هاي سوم و پيش‌دانشگاهي دبيرستان‌هاي دولتي و غيرانتفاعي شهرستان بابل مي‌باشند که به طريق نمونه‌گيري تلفيقي از نمونه‌گيري طبقه‌اي ساده و خوشه‌اي بوده و 310
دانش‌آموز براي نمونه آماري انتخاب شدند.
   
روش تحقيق پيمايشي و ابزار گردآوري اطلاعات پرسشنامه است.
   
جهت تجزيه و تحليل داده‌ها از آزمون کااسکوئر، ضريب في و کرامر استفاده شده است.
   
نتايج تحقيق حاکي از آن است که بين همبستگي ميان اهداف و وسايل و غربگرايي رابطه معني‌داري وجود دارد.
   
همچنين ميان رسانه‌هاي جمعي و غربگرايي، ميان نوع روابط والدين با فرزندان، ميان کنترل اجتماعي و
غربگرايي رابطه معني‌داري وجود دارد.
  
جعفري سهل‌آباد،‌ طاهره (1383). عوامل مؤثر بر نگرش زنان شاغل نسبت به اشتغال زنان (مورد: دانشگاه‌هاي مشهد). دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي. کارشناسي ارشد رشته مطالعات زنان.
استاد راهنما: دکتر شيرين احمدنيا، استاد مشاور: دکتر محمدحسين پناهي.

چکيده:
   
موضوع تحقيق حاضر، عوامل مؤثر بر نگرش زنان شاغل نسبت به اشتغال زنان مي‌باشد.
   
جامعه آماري مورد بررسي در اين پژوهش،‌ زنان شاغل دانشگاه‌هاي غيرپزشکي مشهد و حجم نمونه مورد مطالعه 230 نفر است.
   
روش تحقيق پيمايشي و ابزار جمع‌آوري اطلاعات پرسشنامه مي‌باشد.
   
تجزيه و تحليل اطلاعات نيز از طريق جداول يک بعدي و جداول دوبعدي و با استفاده از آزمون‌هاي آماري کندال تاي بي و ضريب همبستگي گاما صورت گرفته است.
   
از رگرسيون چند متغيره نيز براي تعيين ميزان تاثير متغيرهاي مستقل بر متغير وابسته (نگرش نسبت به اشتغال) استفاده شده است.
   
چارچوب نظري مورد استفاده در اين پژوهش، نظريه‌هاي روانشناسي اجتماعي در زمينه تکوين نگرش و اشتغال و نظريه‌هاي فمينيستي است.
   
متغيرهاي مستقل اين پژوهش عبارتند از: رضايت شغلي، سابقه خدمت، ميزان سلامت شخصيت فرد، پايگاه اجتماعي،‌ استقلال مالي،‌ ميزان درآمد و ميزان پايبندي به باورها و اعتقادات سنتي.
   
تحقيق حاضر شامل هفت فرضيه است.. پس از تجزيه و تحليل اطلاعات و آزمون فرضيات از طريق آزمون‌هاي معني‌داري،‌ رابطه بين متغيرهاي مستقل و وابسته سنجيده شد که پنج فرضيه تأييد گرديد.
   
به طوريکه بين رضايت شغلي،‌ استقلال مالي،‌ ميزان پايبندي به باورها و اعتقادات سنتي در مورد زنان، پايگاه اجتماعي و ميزان درآمد با متغير وابسته يعني نگرش نسبت به اشتغال رابطه معني‌داري وجود داشته است اما دو متغير سابقه خدمت و ميزان سلامت شخصيت زنان بر نگرش آنها نسبت به اشتغال تأثيري نداشته است.
   
لذا فرضيات مربوط به اين دو متغير مورد تأييد قرار نگرفت.
   
بر اساس نتايج به دست آمده از تحليل رگرسيون چند متغيره نيز سه متغير پايگاه اجتماعي، رضايت شغلي و ميزان استقلال مالي نسبت به ساير عوامل تأثير بيشتري بر نگرش زنان شاغل نسبت به اشتغال داشته است.
  
حسيني نوريان، سيد ابراهيم (1383). بررسي عوامل مؤثر بر رضايت شغلي زنان شاغل در ادارات دولتي شهرستان نوشهر.
   
دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي. کارشناسي ارشد رشته مطالعات زنان.
   
استاد راهنما: دکتر محمد زاهدي اصل،
   
استاد مشاور: دکتر عذرا جاراللهي.

چکيده:
   
موضوع اين تحقيق بررسي عوامل مؤثر بر رضايت شغلي زنان شاغل در ادارات دولتي شهرستان نوشهر مي‌باشد.
   
هدف از انجام چنين تحقيقي دستيابي به عوامل مؤثر بر رضايت شغلي زنان در ادارات دولتي شهرستان نوشهر بوده که پس از شناخت آن عوامل با ارائه راه کار در جهت حل اين مشکلات و معضلات به
مديران سازمان‌ها و ادارات جهت بالابردن هرچه بيشتر رضايت شغلي، امر توسعه و ترقي جامعه امکان‌پذير خواهد بود.
   
در اين تحقيق با تأکيد بر تئوري‌هاي دو عاملي هرزبرگ، نظريه اختلاف لاک،‌ نظريه انتظار بروفي و نظريه نفوذ اجتماعي اسکيدمور، نظريه نقشي،‌ هفت عامل مؤثر بر رضايت شغلي زنان شاغل در ادارات دولتي شهرستان نوشهر در نظر گرفته شده که شامل:
   
وضعيت فردي، رضايت از زندگي،‌ شرايط اقتصادي محيط کار،‌ شرايط اجتماعي محيط کار،‌ نوع شغل و تناسب شغل با تخصص و تسهيلات رفاهي محيط کار مي‌باشند.
   
از هفت عامل مورد نظر که بالطبع فرضيات نيز مبتني بر آن طراحي شده و شامل هفت فرضيه نيز بوده در اين تحقيق 4 فرضيه با توجه به تجزيه و تحليل حاصل از جدول و با استفاده از آزمون‌هاي آماري تأييد و سه فرضيه
ديگر رد شدند.
   
جامعه آماريث تحقيق مورد نظر تمامي ادارات دولتي شهرستان نوشهر بوده که حجم آن 585/24 نفر بوده‌اند که بر اساس نمونه‌گيري به عمل آمده که تصادفي سيستماتيک بوده با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 244
نفر تعيين شدند.
   
با استفاده از ابزار جمع‌آوري اطلاعات که پرسشنامه بوده، اطلاعات مورد نظر جمع‌آوري شد.
   
در نهايت از فرضيه‌هاي مورد استفاده در تحقيق فرضيه رابطه بين رضايت از زندگي و رضايت شغلي (نظريه هانيگتن و هيلارد) و فرضيه رابطه بين شرايط اجتماعي محيط کار و رضايت شغلي (نظريه نفوذ اجتماعي اسکيدمور)،‌ فرضيه رابطه بين تناسب شغل و تخصص و رضايت شغلي (نظريه سه فرضيه بعدي رد شدند.
   
بدين ترتيب در اين تحقيق و پژوهش با توجه به نتايج حاصل از آن، عواملي به عنوان عوامل مؤثر و اثرگذار بر رضايت شغلي زنان شاغل در ادارات دولتي شهرستان نوشهر مشخص شدند، که بايستي با ترغيب و تشويق مديران سازمان‌ها و ادارات به فراهم کردن شرايط و حل معضلات و مشکلات و رفع آنها زمينه را جهت رضايت شغلي بيشتر کارکنان فراهم نمود.
   
خواجوند احمدي،‌ عيسي (1384).
    
بررسي اثر ناباروري بر سلامت رواني زنان مراجعه کننده به مرکز تحقيقات بهداشت باروري وليعصر بيمارستان امام خميني.
   
دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي. کارشناسي ارشد رشته مطالعات زنان. استاد راهنما: دکتر سيداحمد حسيني،
   
استاد مشاور: دکتر شيرين احمدنيا.

چکيده :
پژوهش حاضر به بررسي و مقايسه سلامت رواني در زنان بارور و نابارور مي‌پردازد.
   
نمونه مورد مطالعه 200نفر از زنان بارور و نابارور مراجعه کننده به کلينيک ناباروري و درمانگاه مرکز بهداشت وليعصر امام خميني مي‌باشد که به روش غيراحتمالي، کل شماري يا پوشش کامل انتخاب شدند.
   
در اين پژوهش از پرسشنامه سلامت رواني ويت و وير (Mhi) استفاده گرديد.
   
به منظور تحليل آماري نتايج پژوهش،‌ از روش‌هاي آماري فراواني و شاخص‌هاي آماري براي جداول توصيفي (درصد، ميانگين، مد، انحراف معيار) و آزمون‌هاي آماري خي‌دو،‌ من ويتني (Man Whitney Test) و کروس کالواليز (Kruskal-Wallis Test) استفاده شد و پس از اثبات رابطه از ضرايب همبستگي سامرز (Somers) و ضريب توافق کرامر (Cramer) استفاده نموده‌ايم.
   
يافته‌هاي پژوهش نتايج زير را مشخص کرد:
   
¨ زنان نابارور در مقايسه با زنان بارور از سلامت رواني کمتري برخوردارند.
¨ بين مدت ناباروري و سلامت رواني رابطه معني‌دار وجود ندارد.
¨ بين وضعيت اشتغال با سلامت رواني در گروه زنان نابارور تفاوت معني‌دار وجود دارد. (زنان نابارور شاغل در مقايسه با زنان نابارور غيرشاغل، از سلامت رواني بيشتري برخوردارند.)
¨ بين وضعيت اشتغال با سلامت رواني در گروه زنان بارور تفاوت معني‌دار وجود دارد.
   
دهقان، مهري. بررسي عوامل مؤثر بر آسيب‌ديدگي اجتماعي زنان مورد: زندان مرکزي استان يزد.
   
دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي،‌ کارشناسي ارشد رشته مطالعات زنان.
   
استاد راهنما: دکتر طاهره قادري.
   
استاد مشاور: دکتر سيداحمد حسيني.
  
چکيده:
   
پژوهش حاضر،‌ تحت عنوان « بررسي عوامل مؤثر بر آسيب‌ديدگي اجتماعي زنان مورد: زندان مرکزي استان يزد» به منظور نشان‌ دادن تأثير عوامل اجتماعي،‌ خانوادگي و فرهنگي بر خط سير زندگي زنان و سوق دادن آنان به آسيب و انحراف صورت گرفت.
   
آنچه مسلم است،‌ محيط فيزيکي- رواني زندگي افراد از هنگام تولد تا زمان مرگ نه تنها سرنوشت و نوع زندگي بلکه احساسات، عواطف و انديشه‌هاشان را نيز آنطور که مي‌خواهد شکل مي‌دهد.
   
لذا هدف تحقيق کنوني بررسي عوامل مؤثر بر آسيب ديدگي اجتماعي زنان بود و منظور از آسيب ديدگي اجتماعي،‌ جرايم و انحرافاتي مانند اعتياد،‌ حمل مواد مخدر، انحرافات جنسي،‌ فحشا، سرقت و ... بود که در ادبيات علوم اجتماعي از آن‌ها به عنوان انحرافات اجتماعي، جرايم اجتماعي، نابهنجاري‌هاي اجتماعي و ... ياد مي‌شود.
   
بدين منظور با مراجعه به ادبيات موضوع از ديدگاه‌هاي صاحب‌نظران در حوزه جامعه‌شناسي نظم و فمينيستي براي توصيف و تبيين عوامل موثر بر آسيب‌ديدگي افراد سود جستيم.
   
روش پژوهش اين تحقيق از نوع پيمايشي و نيز مقايسه‌اي و تکنيک گردآوري داده‌ها،‌ استفاده از پرسشنامه بود.
   
جامعه آماري ما کل زنان محبوس در بند نسوان زندان مرکزي يزد بود که با يک گروه از زنان غيرزنداني که از نظر سن و محل سکونت با زنان زنداني همگن شده بودند مقايسه گرديد.
   
يافته‌هاي تحقيق مويد اين نکته است که در جامعه مورد بررسي، يعني زنان آسيب‌ديده زنداني،‌ بي‌سوادي يا کم‌سوادي، احساس تبعيض جنسي و گرايش‌هاي اقتدارگراي مردسالارانه در خانواده‌ها به ميزان بالايي وجود دارد.
  
رضايي، اميرسعيد (1384). بررسي تأثير ميزان همگوني اقتصادي- اجتماعي زوجين بر قدرت زنان در خانواده(جامعه مورد مطالعه: شهر شيراز).
   
دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي. کارشناسي ارشد رشته مطالعات زنان.
   
استاد راهنما: دکتر شيرين احمدنيا، استاد مشاور: دکتر محمدحسين پناهي.
  
چکيده:
   
موضوع پايان‌نامه بررسي تأثير ميزان همگوني اقتصادي – اجتماعي زوجين بر قدرت زنان در خانواده‌هاي شيرازي است.
   
سوال اصلي تحقيق اين است که ميزان همگوني اقتصادي- اجتماعي زن و شوهر شيرازي چقدر است؟ و اين ميزان همگوني چه تأثيري بر قدرت زنان در خانواده دارد.
   
در بعد نظري و در جهت پاسخ به پرسش فوق از نظريات جامعه‌شناختي در سطوح خرد و کلان و ترکيبي استفاده شده است.
   
براساس مرور منابع نظري و منابع تجربي داخل و خارج از کشور چارچوب نظري پژوهش تنظيم شده است،‌ رابطه ميزان همگوني اقتصادي – اجتماعي زوجين با دو بعد مادي با شاخص درآمد و نمادي (با شاخص‌هاي منزلت شغلي،‌ تحصيلات،‌ سن،‌ مذهب زوجين،‌ منزلت شغلي پدران، وضعيت فعاليت زوجين و تحصيلات پدران آنها) با متغير وابسته قدرت زنان در خانواده در قالب يک فرضيه اصلي و 9 فرضيه فرعي مورد بررسي قرار
گرفته است.
   
روش تحقيق پيمايش است و ابزار مورد استفاده براي جمع‌آوري اطلاعات پرسشنامه بوده است.
   
جامعه آماري تحقيق زنان متأهل در بين کليه اقشار شهر شيراز بوده که با استفاده از فرمول کوکران 235 زن متأهل به شيوه نمونه‌گيري خوشه‌اي چند مرحله‌اي به طور تصادفي انتخاب شده‌اند.
   
نتايج پژوهش حاکي از معنادار بودن رابطه بين ميزان فاصله سني،‌ تحصيلات،‌ منزلت شغلي زوجين، درآمد و ميزان پايبندي به مذهب با ميزان قدرت زنان در خانواده بوده است.
   
هرچه ميزان فاصله زوجين به لحاظ متغيرهاي فوق کمتر مي‌شود (همگون‌تر مي‌شوند) قدرت زنان در خانواده بيشتر است با ترکيب تمامي متغيرهاي مستقل تحقيق ميزان همگوني کلي اقتصادي- اجتماعي زوجين و
سنجش اثر آن بر قدرت زنان در خانواده معناداري اين رابطه تأييد شده است.
   
نتايج رگرسيون چند متغيري نشان مي‌دهد که خاستگاه جغرافيايي درآمد، منزلت شغلي زوجين،‌ فاصله سني و تحصيلات زوجين بيشترين مقدار واريانس متغير وابسته را تبيين مي‌کنند.
   
در نهايت نتايج کلي تحقيق اين است که بين ميزان فاصله زوجين به لحاظ متغيرهاي اقتصادي- اجتماعي و قدرت زنان رابطه معني دار وجود دارد و 44 درصد از واريانس متغير وابسته توسط عوامل اقتصادي – اجتماعي تبيين شده است.
   
با افزايش قابليت‌ها و توانمندي‌هاي زنان و نزديک شدن به مردان ساختار قدرت در خانواده تعديل مي‌يابد.
  
رنجبر، حسين (1383). بررسي جنبش اجتماعي زنان از مشروطه تاکنون.
   
دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي. کارشناسي ارشد رشته مطالعات زنان.
   
استاد راهنما: دکتر عذرا جاراللهي،‌ استاد مشاور: دکتر محمدحسين پناهي،
استاد داور: دکتر حميرا مشيرزاده.
  
چکيده:
   
موضوع اين تحقيق،‌ بررسي اجتماعي زنان در ايران از مشروطه تاکنون مي‌باشد.
   
مطالعه جنبش اجتماعي زنان به عنوان يکي از مباحث بسيار مهم در دنيا چه در سطح آکادميک و چه غيرآکادميک مطرح شده است و ذهن بسياري از پژوهشگران علوم اجتماعي را به خود مشغول داشته است.
   
بررسي جنبش اجتماعي زنان ايران ما را از چگونگي و کم و کيف و هويت اين جنبش و خواسته‌ها، استراتژي‌ها و ايدئولوژي‌هاي آنان آشنا مي‌کند.
   
سوال اصلي تحقيق اين است که سير تاريخي جنبش اجتماعي زنان در ايران از مشروطه تاکنون چگونه است؟
   
هدف اصلي تحقيق عبارت از بررسي هويت،‌ هدف و خصم‌شناسي جنبش زنان ايران است.
   
چارچوب مفهومي اين تحقيق براساس تئوري «سازماندهي جنبش» تيلي و تئوري «جنبش‌هاي اجتماعي نوين» تورن و کاستلز تدوين گرديد.
   
روش تحقيق، تاريخي است.
   
دوره‌هاي مورد بررسي عبارت است از: عصر مشروطه (اواخر دوره قاجاريه)،‌ عصر پهلوي و نظام جمهوري اسلامي ايران.
   
نتايج تحقيق نيز عبارت است:
   
- نخستين تلاش فمينيستي در عصر قاجاريه،‌ نگارش کتاب معايب الرجال در سال 1270 ه.ش است.
- خاستگاه جنبش زنان ايران سال اولين همايش زنان در تهران در سال 1287ش است.
- جنبش زنان در ايران از مشروطه تاکنون به دنبال اثبات هويت انساني خويش بوده است.
- عرصه‌ي اصلي مبارزه جنبش زنان ايراني حوزه فرهنگي بوده است.
- جنبش زنان ايران از مشروطه تاکنون مهمترين دشمن خود را نظام مردسالار جامعه مي‌دانسته است.
- مهمترين درخواست جنبش زنان پس از سال‌هاي جنگ،‌ برابري خواهي زنان در همه عرصه‌هاي سياسي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي مي‌باشد.
- جنبش زنان ايران از مشروطه تاکنون،‌ در کل جنبشي اصلاح طلب و معتقد به حل روش‌هاي مسالمت آميز براي حل مسائل بوده و هست.
- جنبش زنان در ايران، مهمترين مسأله زنان ايران را نابرابري بين زن و مرد در تمامي عرصه‌هاي اجتماعي، اقتصادي،‌ سياسي و فرهنگي جامعه مي‌داند.
  
سادات اخوي، مينا (1384). تأثير تعدد نقش زنان بر روابط همسري آنان.
   
دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران. کارشناسي ارشد رشته مطالعات زنان،
استاد راهنما: دکتر عذرا جاراللهي،
استاد مشاور: دکتر محمدحسين پناهي.

چکيده:
   
موضوع اين پژوهش تأثير تعدد نقش زنان بر روابط همسري آنان مي‌باشد.
   
سوال اصلي که مطرح مي‌باشد اين است که آيا تعدد نقش‌هاي زنان بر روابط همسري آنان تأثيري دارد؟ و هدف اصلي نيز شناخت اين تأثير مي‌باشد.
   
اهداف فرعي اين پژوهش عبرات است از: تأثير تعدد نقش زنان بر ميزان گفتگوي زوجين، تأثير تعدد نقش زنان بر روابط عاطفي بين زوج، تأثير تعدد نقش زنان بر ميزان توافق در رابطه جنسي بين زوجين و تأثير تعدد نقش‌ زنان بر چگونگي گذران اوقات فراغت بين زوجين.
   
نظريه‌هاي استفاده شده در اين پژوهش نظريه‌هاي فمينيستي ليبرال با تاکيد بر نظريه آن اوکلي و در حوزه
جامعه‌شناسي ارتباطات در روابط انساني با تاکيد بر دو نظريه تارد و هيل مي‌باشد.
   
فرضيه اصلي اين پژوهش عبارت است از : تعدد نقش زنان باعث کاهش روابط همسري آنان مي‌گردد.
   
با استفاده از روش پيمايشي و با کمک پرسشنامه به بررسي و پژوهش پرداخته شد.
   
جامعه آماري مورد مطالعه زنان دبير متأهل (زنان داراي دو نقش) در آموزش و پرورش منطقه 14 شهر تهران در سال تحصيلي 85-1384 مي‌باشد.
   
جامعه مورد مقايسه زنان خانه‌دار (زنان داراي يک نقش) مردان شاغل در دبيرستان‌هاي منطقه 14 آموزش و پرورش شهر تهران در همان سال تحصيلي مي‌باشد.
   
نتايج حاصله از اين پژوهش نشان داده است که روابط همسراي داراي يک نقش مثبت‌تر از روابط همسري زنان داراي دو نقش مي‌باشد.
   
در واقع فرضيه اصلي اين پژوهش تأييد گرديد. همچنين ميزان گفتگوي بين زوجين و مدت گذران اوقات فراغت با همسر در زنان داراي يک نقش بيشتر از زنان داراي دو نقش است.
   
همچنين در رابطه با روابط عاطفي بين زوجين و ميزان توافق در روابط جنسي زنان داراي دو نقش و زنان داراي يک نقش تفاوت معناداري وجود دارد.
   
در رابطه با ميزان همکاري مردان با زنان در کارهاي خانگي (متغير کنترل) تفاوت معناداري بين زنان داراي دو نقش و زنان داراي يک نقش در رابطه با روابط همسري وجود دارد.
   
همچنين مشخص گرديد که اختلاف سن زوجين بر روابط همسري در گروه زنان داراي دو نقش تأثير ندارد.
   
در رابطه با تعداد فرزندان تنها در صورت داشتن دو فرزند در ميان زنان داراي دو نقش و داراي يک نقش تفاوت معنادار در رابطه همسري وجود دارد.
   
همچنين مشخص گرديد تنها در بين زناني که مدت 9 سال و بيشتر با همسران خود زندگي کرده‌اند تفاوت معنادار از نظر روابط همسري وجود دارد و زنان داراي دو نقش روابط منفي‌تري را گزارش کرده‌اند.
  
شيرنژاد، حسين علي (1383). بررسي عوامل موثر بر نگرش دانشجويان نسبت به ازدواج و همسرگزيني. دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي.
   
کارشناسي ارشد رشته مطالعات زنان.
   
استاد راهنما: دکتر عزت‌الله سام‌آرام.
استاد مشاور: حسين علي شيرزادي.
  
چکيده:
   
موضوع اين پايان‌نامه،‌ بررسي عوامل مؤثر بر نگرش دانشجويان به ازدواج است.
   
سوال اصلي اين پژوهش، اين است که عوامل تأثيرگذار بر نگرش دانشجويان در ازدواج کدامند؟ و هدف اصلي پژوهش،‌ نيز شناخت عوامل مؤثر بر شکل‌گيري‌ نگرش‌هاي افراد پاسخگو است.
   
براي رسيدن به پاسخ سوال فوق و اهداف مورد نظر تحقيق، از نظريه‌هاي روان‌شناختي و جامعه‌شناختي در زمينه شکل‌گيري نگرش‌ها و شخصيت و هويت افراد و همچنين نظريه‌هاي جامعه‌شناختي و روان‌شناختي درزمينه انتخاب همسر استفاده شده است.
   
استفاده از نظريات فوق 6 فرضيه را مطرح گرديده است.
   
متغيرهاي مستقل اين فرضيات 6 گانه عبارتند از:
   
جنسيت- ميزان پايبندي به اعتقادات مذهبي خانواده – شکست يا موفقيت يکي از اعضاي خانواده در ازدواج- ميزان تبعيت فرزندان از والدين- محل سکونت- پايگاه اقتصادي، اجتماعي و متغير وابسته «نگرش دانشجويان» مي‌باشد.
   
در اين تحقيق از روش پيمايشي (توصيف و تحليل) و تکنيک پرسشنامه استفاده شده است.
   
جامعه آماري، کليه دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي در سال 83-82 شهر شيروان (خراسان شمالي) بوده‌اند که با استفاده از فرمول کوکران 319 نفر به شيوه تصادفي ساده به عنوان حجم نمونه انتخاب شده‌اند.
   
نتايج حاصله از معنادار بودن رابطه ميان موفقيت يا شکست يکي از اعضاي خانواده و ازدواج،‌ ميزان پاي‌بندي به اعتقادات مذهبي خانواده و جنسيت و نگرش به ازدواج است.
   
اما ميان ميزان تبعيت فرزندان از والدين، پايگاه اقتصادي، اجتماعي و محل سکونت و نگرش ازدواج رابطه معناداري يافت نشد.
   
نتيجه گيري کلي اينکه به اين افراد بايستي آموزش‌هاي بيشتريث در زمينه انتخاب همسر داده شود و افراد با آگاهي و شناخت بيشتري دست به انتخاب همسر بزنند تا سلامت خانواده و پايداري آن تضمين شود و تضمين سلامت خانواده، تضمين سلامت جامعه است.
  
صادقي، محمد (1384). تأثير باورهاي جنسيتي بر ايفاي نقش‌هاي خانگي زنان (مطالعه موردي زنان متأهل شاغل در دانشگاه علوم پزشکي سنندج).
   
دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي. کارشناسي ارشد رشته مطالعات زنان.
   
استاد راهنما: دکتر شهلا اعزازي، استاد مشاور: دکتر انور صمدي راد.
  
چکيده:
   
در اين مطالعه به بررسي تأثير کليشه‌ها و باورهاي جنسيتي بر نقش‌هاي خانگي زنان پرداختيم.
   
بدين منظور 294 تن از زنان شاغل در دانشگاه علوم پزشکي کردستان که در دو رشته شغلي پرسنلي اداري و پرسنلي پرستاري شاغل بودند،‌ مورد بحث و بررسي قرار گرفتند.
   
چارچوب نظري مورد استفاده در اين پژوهش تلفيقي از دو نظريه کنش متقابل نمادين جورج هربرت و ميد و نظريه جامعه‌شناسي فمينيستي سطح خرد است.
   
در اين مطالعه از روش پيمايشي که يکي از مهمترين روش‌هاي مطرح در علوم اجتماعي و رفتاري است، استفاده شد و از تکنيک پرسشنامه جهت جمع‌آوري داده‌ها و اطلاعات بهره‌گيري شد.
   
براي بدست آوردن حجم نمونه از روش نمونه‌گيري طبقه بندي شده استفاده شد.
   
نتايج پژوهش نشانگر اين امر است که در حيطه تأثير کليشه‌ها و باورهاي جنسيتي آنچه که تأثيرگذار بر نحوه ايفاي نقش‌هاي خانگي زنان است باورهاي مردان نسبت به کليشه‌هاي جنسيتي به تصور زنان است.
   
اين امر بدين معنا است که زنان در ايفاي نقش‌هاي خود متاثر از تصورشان از باورهاي ديگري مهمي هستند که از سوي فرهنگ مردسالار مورد حمايت قرار مي‌گيرد که همان مرد است.
   
از سوي ديگر زنان در ايفاي نقش‌هاي خانگيشان کمتر از باورها و اعتقاداتشان را به کليشه‌ها در حيطه عمل دخيل مي‌سازند از اين رو در ساحت عمل با تناقض در فرايند عمل و باور روبرو هستند و نيز در حيطه انجام
نقش‌ها با کشمکش نقش‌ها روبرو مي‌شوند.
  
کريمي، نرگس (1384). بررسي تأثير حمايت‌هاي سازمان‌هاي غيردولتي بر وضعيت اجتماعي – معيشتي زنان سرپرست خانوار.
   
دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي. کارشناسي ارشد رشته مطالعات زنان.
   
استاد راهنما: دکتر سيداحمدحسيني، استاد مشاور: دکتر عذرا جاراللهي،‌ استاد داور: دکتر زاهدي اصل.

چکيده:
   
موضوع اين پايان‌نامه، بررسي تأثير حمايت‌هاي سازمان‌هاي غيردولتي بر وضعيت اجتماعي- معيشتي زنان سرپرست خانوار مي‌باشد.
   
سوال اصلي تحقيق اين است که آيا بين زنان سرپرست خانوار تحت حمايت و زناني که از اين حمايت‌ها
برخوردار نيستند،‌ تفاوت وجود دارد؟ هدف اصلي اين تحقيق شناخت اين تأثير مي‌باشد.
   
اهداف فرعي اين تحقيق عبارت است از تأثير حمايت سازمان‌هاي غيردولتي بر ميزان دسترسي زنان سرپرست خانوار به امکانات رفاهي، منابع مالي، آموزشي، تفريحي و ميزان قدرت تصميم‌گيري در امور مهم زندگي مي‌باشد.
   
در اين تحقيق نظريه‌هاي رفاه، فقرزدايي و تواناسازي مورد استفاده قرار گرفته است.
   
فرضيه اصلي تحقيق عبارت است از اينکه: زنان سرپرست خانوار تحت حمايت سازمان غيردولتي با زناني که تحت حمايت نيستند،‌ از نظر وضعيت اجتماعي- معيشتي تفاوت دارند.
   
با استفاده از روش پيمايشي و با کمک پرسشنامه به جمع‌آوري اطلاعات پرداخته شده است.
   
جامعه آماري مورد مطالعه، گروهي از زنان سرپرست خانوار در منطقه اسلام شهر مي‌باشند که مورد حمايت موسسه رايحه قرار دارند و گروه مورد مقايسه، زنان سرپرست خانوار از همان منطقه مي‌باشند که هنوز مورد حمايت موسسه قرار نگرفته ولي در نوبت قرار دارند که مجموع دو گروه 180 نفر مي‌باشند.
   
تحقيق حاضر شامل شش فرضيه است که پس از تجزيه و تحليل اطلاعات و با استفاده از آزمون فرضيه‌ها، رابطه بين متغيرهاي مستقل و وابسته سنجيده شد.
   
يافته‌هاي تحقيق نشان داد که بين گروه زنان سرپرست خانوار که تحت حمايت سازمان غيردولتي هستند، و زناني که تحت حمايت نيستند،‌ به لحاظ ميزان قدرت تصميم‌گيري،‌ وضعيت اشتغال، برخورداري از امکانات و تسهيلات زندگي، برخورداري از تسهيلات مسکن، در چهار فرضيه تحقيق تفاوت معني‌داري وجود ندارد و در واقع چهار فرضيه تأييد نگرديد ولي در دو فرضيه ديگر به لحاظ ميزان منزوي‌ بودن و ميزان درآمد ماهيانه آنان،‌ تفاوت معني‌داري وجود دارد.
   
يعني زناني که تحت حمايت موسسه رايحه هستند، نسبت به گروه زناني که هنوز تحت حمايت قرار نگرفته‌اند، کمتر منزوي بوده و از درآمد بيشتري برخوردار هستند، در واقع اين دو فرضيه تاييد گرديد.
  
کشاورزنيا، فاطمه (1384). بررسي عوامل مؤثر بر شيوه اعمال قدرت زنان در خانواده مورد: زنان متأهل شهر رشت. دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي. کارشناسي ارشد رشته مطالعات زنان. استاد راهنما: دکتر شهلا اعزازي. استاد مشاور: دکتر محمدسعيد ذکايي.
  
چکيده:
   
اين پايان‌نامه تحت عنوان بررسي عوامل مؤثر بر شيوه‌هاي اعمال قدرت زنان در خانواده صورت گرفته است.
   
از آنجا که نوع تعاملات زوجين در خانواده و به طور خاص شيوة اعمال قدرت نقش به سزايي در تحقق دموکراسي در خانواده و به تبع آن در جامعه دارد مسأله اصلي اين پژوهش شناسايي چگونگي شيوه‌هاي
اعمال قدرت زنان در خانواده و بررسي عوامل مؤثر بر آن است.
   
در بخش متون نظري تعدادي از نظريات و پژوهش‌هاي انجام شده در زمينه خانواده و قدرت بررسي و جمع‌آوري شد و در نهايت با الهام از نظريه ساختارگرايي گيدنز،‌ تئوري منابع ويلموت و يانگ و همچنين ديدگاه اريکا فريدل چارچوب مفهومي پي‌ريزي شد و برخي از متغيرهاي مستقل و يا عوامل مؤثر بر شيوة اعمال قدرت شناسايي شد.
   
پژوهش حاضر با روش کمي صورت گرفته و براساس نمونه‌گيري خوشه‌اي 200 نفر از زنان متأهل 14 تا 65 ساله شهر رشت انتخاب شدند.
   
براي آزمون فرضيه‌هاي تحقيق از ضريب همبستگي پيرسون و آزمون کاي اسکوئر استفاده شد.
   
نتايج تحقيق نشان داد که تعداد بسيار کمي از زنان جامعه مورد مطالعه به صورت سنتي رفتار مي‌کنند.
   
نتايج تحقيق نشان داد که تعداد بسيار کمي از زنان جامعه مورد مطالعه به صورت سنتي رفتار مي‌کنند.
   
چنانکه 5/45 درصد از زنان مورد مطالعه از روش‌هايي که در طيف مدرن جاي گرفته استفاده کرده‌اند.
   
5/53 درصد به صورت بينابين و 1 درصد هم به صورت سنتي اعمال قدرت با ساخت قدرت خانوادهف نگرش نسبت به هرم قدرت، دسترسي زن به منابع ارزشمند، پايگاه خانواده، وضعيت اشتغال و منزلت شاغلي رابطه مستقيم و معنادار دارد و با بعد خانواده، مدت ازدواج و فاصله سني زوجين رابطه معکوس و معني‌دار دارد.
   
نتايج رگرسيون هم نشان داد که از ميان متغيرهاي تحقيق ساخت قدرت خانواده بيشترين تأثير را بر شيوه اعمال قدرت داشته است.
  
بکائي، آزاده (1385). بررسي عوامل مؤثر بر نگرش زنان شهر شيراز نسبت به سقط جنين. دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي.
   
کارشناسي ارشد رشته مطالعات زنان. استاد راهنما: دکتر عذرا جاراللهي.
   
استاد مشاور: دکتر محمدرضا شادرو.
  
چکيده:
تحقيق حاضر جهت بررسي عوامل مؤثر بر نگرش زنان (شهر شيراز) نسبت به سقط
جنين مي‌باشد. هدف اصلي در اين تحقيق توصيف و تبيين و ارائه راهکار مناسب
براي مسئله سقط جنين مي‌باشد. سوال اصلي در اين تحقيق اين است که آيا
عواملي چون سن، تعداد فرزندان، اشتغال،‌ پايگاه، سطح دينداري و نگرش
اطرافيان زن بر نگرش او نسبت به سقط جنين تأثيرگذار است يا خير؟
در پژوهش حاضر از روش پيمايشي و تکنيک پرسشنامه و مصاحبه استفاده نموديم.
نمونه مورد نظر 384 نفر محاسبه گرديد که به روش سهميه‌اي،‌ سهم هر گروه
سني مشخص شد. سپس اطلاعات مورد نياز جمع‌آوري گرديد. تجزيه و تحليل
داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارspss انجام شد. نتايج به دست آمده بيانگر
آن است که سن،‌ تعداد فرزندان، اشتغال، پايگاه، سطح دينداري و نگرش
اطرافيان زن بر نگرش او نسبت به سقط جنين تأثيرگذار است.

ترابي زنجاني، ميترا (1385). بررسي عوامل خانوادگي موثر بر شکل‌گيري هويت
جنسيتي در دختران مطالعه در مورد: دانش‌آموزان مقطع پيش‌دانشگاهي شهر
زنجان. دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي. کارشناسي ارشد رشته
مطالعات زنان. استاد راهنما: دکتر شيرين احمدنيا، استاد مشاور: دکتر مريم
رفعت‌جاه.

چکيده:
تحقيق حاضر به بررسي عوامل موثر بر شکل‌گيري هويت جنسيتي در دختران
دانش‌آموز مقطع پيش‌دانشگاهي شهر زنجان مي‌پردازد. با توجه به اين که
هويت جنستي نوع نگاه فرد نسبت به زن يا مرد بودنش است و اين مساله تاثير
مهمي بر حضور و فعاليت اجتماعي فرد دارد، ضرورت بررسي اين مسأله احساس
مي‌شود. هدف کلي اين تحقيق بررسي عوامل خانوادگي موثر بر شکل‌گيري هويت
جنسيتي مدرن يا سنتي در دختران است و همچنين اهداف جزئي اين تحقيق نيز
بررسي ساختارهاي خانوادگي و تحصيلات و نگرش پدر مادر در شکل‌گيري هويت
جنسيتي را شامل مي‌شود.
در بخش مباني نظري به بررسي نظريه‌هايي که شکل‌گيري جنسيت را مورد بررسي
قرار داده‌اند و همين طور ديدگاه‌هايي که به شکل‌گيري هويت جنسيتي
پرداخته‌اند، اختصاص يافته است که در اين ميان به نظريه‌هاي فمينيست‌ها،
روانشناسان و جامعه‌شناساني مانند ايريگاره، فلکس،‌ کريستوا،‌فرويد،
اريکسون، چودورو،‌ ميد،‌ روزنبرگ و جنکينز مطرح گرديده است. از اين ميان
نظريه فمينيست‌هاي ليبرال، ديدگاه يادگيري اجتماعي و همچنين نظريه ميد به
عنوان چارچوب تئوريک اين کار در نظر گرفته شده است .
روش تحقيق اين کار پژوهشي پيمايش مي‌باشد و تکنيک و ابزار مورد استفاده
براي جمع‌آوري اطلاعات پرسشنامه بوده است. اين تحقيق در ميان دانش‌آموزان
دختر مقطع پيش‌دانشگاهي شهر زنجان در دو منطقه آموزشي به انجام رسيد.
جامعه آماري اين تحقيق 1894 نفر بوده که در عمل 180 نفر به روش
نمونه‌گيري طبقه‌اي متناسب انتخاب شدند.
متغيرهاي مستقل اين تحقيق عبارتند از هرم قدرت در خانواده،‌ سطح اقتصادي
خانواده،‌ تبعيض جنسيتي در خانواده،‌ تقسيم جنسيتي کار در خانواده،‌ نگرش
پدر و مادر نسبت به فعاليت اجتماعي زنان و تحصيلات پدر و مادر.
يافته‌هاي اين تحقيق نشان مي‌دهد بني هرم قدرت در خانواده و شکل گيري
هويت جنسيتي رابطه معنادار وجود دارد. اما بين متغير تقسيم کار در
خانواده و شکل‌گيري هويت جنسيتي رابطه وجود ندارد. همچنين بين متغير نگرش
پدر و مادر نسبت به فعاليت اجتماعي زنان و شکل‌گيري هويت جنسيتي و همين
طور متغير تبعيض جنسيتي در خانواده با متغير وابسته اين تحقيق نيز رابطه
معنادار ديده مي‌شود ولي سطح اقتصادي و سطح تحصيلات والدين رابطه
معناداري با شکل‌گيري هويت جنسيتي ندارد. اين در حالي است که بين تحصيلات
مادر و شکل‌گيري هويت جنسيتي رابطه معنادار با همبستگي مثبت نسبتا قوي
وجود دارد.
واژه‌هاي کليدي: هويت جنسيتي، تقسيم کار جنسيتي، تبعيض جنسيتي،‌ هرم قدرت
در خانواده، تحصيلات،‌ نگرش والدين نسبت به فعاليت اجتماعي زنان.

زاهدي فر، پروانه (1385). بررسي اثر مادري بر وضعيت اجتماعي زنان شهر
تهران. دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران. کارشناسي ارشد رشته مطالعات
زنان. استاد راهنما: دکتر شهلا اعزازي. استاد مشاور: دکتر محمود شهابي.

چکيده:
اين پژوهش تحت عنوان «بررسي اثر مادري بر وضعيت اجتماعي زنان» با رويکردي
زن محورانه، به بررسي تأثير مادري (Motherhood) بر هويت جنسيتي، حضور
زنان در عرصه عمومي،‌ اولويت وظايف مادري و پايگاه اجتماعي زنان
مي‌پردازد.
جامعه آماري اين تحقيق شامل زنان – داراي حداقل يک فرزند زير 10سال- شهر
تهران در سال 85-1384 مي‌باشد که به صورت خوشه‌اي چند مرحله‌اي از بين
آنها نمونه‌گيري انجام شده است. در بخش روش کيفي،‌ انجام مصاحبه‌هاي نيمه
سازمان يافته با صدنفر از زنان، منجر به ساخت و اعتباريابي پرسشنامه
تحقيق گرديد که از نتايج آن تقسيم مقياس مادري به 4 خرده مقياس- مادري به
عنوان يک امر طبيعي و زيستي، قدرت باروري زن و نقش مراقبت‌کنندگي او،
ارزشمندي نقش مادري نسبت به ساير نقش‌هاي زنان و نياز مادر و کودک به
يکديگر – بود که با ديدگاه نظري انتخاب شده کاملا همخواني داشت.
همچنين هويت جنسيتي داراي 2 خرده مقياس، اولويت وظايف مادري داراي 3 خرده
مقياس، حضور در عرصه عمومي در بخش ترک تحصيل مادران داراي 2 خرده مقياس و
در بخش تعارض‌ نقش‌هاي تحصيلي و شغلي با مادري نيز داراي 2 خرده مقياس و
پايگاه اجتماعي داراي 5 خرده مقياس تشخيص داده شد.
در بخش روش کمّي، با استفاده از روش پيمايشي،‌ پرسشنامه محقق ساخته مورد
نظر در اختيار 470 نفر نمونه آماري قرار گرفت که تعداد آن از طريق فرمول
کوکران مشخص گرديده بود و در تجزيه و تحليل داده‌ها با استفاده از برنامه
نرم‌افزاريز 5/11 Spss در تصويف داده‌ها از آماره‌هاي فراواني،
درصد،‌درصد تجمعي، ميانگين و واريانس، براي تقليل حجم داده‌ها و ساخت
شاخص ترکيبي معتبر و پايا از تحليل عاملي و براي آزمون فرضيات از آزمون
آماري پيرسون، همبستگي جزئي، آزمون دوگروهي و چندگروهي (Anowa) و آزمون
يک طرفه (F) و آزمون تعقيبي شفه استفاده شد.
براي سنجش پايايي پرسشنامه از آلفاي کرونباخ استفاده شد که آلفاي
متغيرهاي اصلي به ترتيب، مادري 84/0، هويت جنسيتي 87/0، اوليت وظايف
مادري 80/0، حضور در عرصه عمومي 76/0، تعارض نقش‌هاي تحصيلي و شغلي با
مادري 83/0 و پايگاه اجتماعي 92/0 به دست آمد.
براي سنجش اعتبار پرسشنامه از اعتبار صوري و نظري استفاده شد که نتايج به
دست آمده در بخش تحليل عاملي بيانگر همخواني کامل ابزار تهيه شده با
ديدگاه‌هاي نظري انتخاب شده است.
علاوه بر يافته‌هاي مربوط به ساخت و اعتباريابي پرسشنامه،‌ يافته‌هاي
ديگر بيانگر رابطه بسيار معناداري بين متغير مستقل پژوهش – مادري- با
متغيرهاي وابسته آن – هويت جنسيتي،‌ اولويت وظايف مادري،‌ حضور زنان در
عرصه‌ عمومي و پايگاه اجتماعي زنان – است و اين رابطه با حضور متغير طبقه
اجتماعي براي زنان طبقات بالا و پايين در مقايسه با طبقه متوسط،‌ يکسان
نمي‌باشد.

غفاري، سونيا (1385). بررسي تفاوت هاي جنسيتي بهره‌گيري از فناوريهاي
اطلاعات و ارتباطات در ميان دانشجويان. دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه
علامه طباطبايي، کارشناسي ارشد رشته مطالعات زنان،‌ استاد راهنما: دکتر
شيرين احمدنيا، استاد مشاور: دکتر مريم رفعت‌جاه.

چکيده:
فن‌آوري‌هاي اطلاعات و ارتباطات شايد مهمترين ابزارهايي هستند که اکنون
مي‌توان با کمک و بهره‌گيري از آن بخشي از شکاف جنسيتي در جامعه را پر
کرد. اين تحقيق با هدف بررسي مقايسه‌اي ميزان بهره‌گيري از کامپيوتر به
عنوان رکن اصلي اين فناوري‌ها در ميان دختران و پسران صورت گرفته است. و
در حد توان سعي شده به برخي عوامل که مي‌توانند اين بهره‌گيري را تحت
تأثير قرار دهند پرداخته شود. به اعتقاد برخي نظريه‌هاي فمينيستي و
ديدگاه يادگيري اجتماعي عواملي چون جامعه‌پذيري متفاوت دو جنس، تبعيض در
امر آموزش، نگرش متفاوت دختران و پسران به تکنولوژي‌ها، نابرابريث
امکانات آموزشي و خودپنداره متفاوت دو جنس در مجموع منجر به نوعي
نابرابري در بهره‌گيري از فناوري‌هاي نويني چون کامپيوتر مي‌شود.
بنابراين نظريه‌ها فرضياتي شکل گرفت که در اين تحقيق مورد آزمون قرار
گرفت. و با روش پيمايشي و با استفاده از تکنيک پرسشنامه 250 دانشجو (135
مرد و 115 زن) در رشته‌هاي علوم اجتماعي در مقطع ليسانس از دو دانشگاه
تهران و علامه طباطبايي انتخاب شدند.
نتايج اين تحقيق را مي‌تون چنين خلاصه کرد: دختران در مقايسه با پسران
بهره‌گيري پايين‌تري از کامپيوتر دارند. دختران در مقايسه با پسران سطح
دسترسي پايين‌تري به کامپيوتر دارند و در عين حال بين ميزان دسترسي به
کامپيوتر و بهره‌گيري افراد از اين فناوري رابطه معني دار وجود دارد. بين
خودپنداره فرد نسبت به کار با کامپيوتر و ميزان بهره‌گيري از اين فناوريث
رابطه معني‌دار وجود دارد و تفاوت معني‌داري ميان دو جنس در سطح
خودپنداره آنها مشاهده نشد. بين حمايت و تشويق اطرافيان در حوزه يادگيري
کامپيوتر و ميزان بهره‌گيري از اين فناوري رابطه معنادار وجود دارد،‌ اما
دختران در مقايسه با پسران حمايت کمتري براي کار با کامپيوتر از اطرافيان
خود دريافت مي‌کنند. و در نهايت بين پايگاه اقتصادي و اجتماعي خانواده و
استفاده از کامپيوتر رابطه معني‌دار وجود دارد. بدين معنا که هرچه پايگاه
اقتصادي و اجتماعي بالاتر باشد بهره‌گيري از کامپيوتر نيز بالاتر است.

عموئي، الهام (1386). تغيير نقش جنسيتي زنان در فيلم‌هاي ايراني پس از
انقلاب (1384-1360). دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي.
کارشناسي ارشد رشته مطالعات زنان. استاد راهنما: دکتر محمدرضا شادرو،
استاد مشاور: دکتر حسينعلي افخمي.

چکيده:
تغيير نقش جنسيتي زنان در سينماي معاصر ايران با تأکيد بر سه دوره‌ي مهم
پس از انقلاب يعني دوره‌هاي «جنگ»، «بازسازي» و «اصلاحات» موضوع گزارش
تحقيقي حاضر است. کوشش شده است که ضمن تحقيق به اين پرسش مهم پاسخ دهيم:
«آيا سينماي ايران در سه دوره جنگ، بازسازي و اصلاحات (1384-1360) به
تدريج در جهت به نمايش درآوردن وضعيتي جديد يا مدرن در خصوص نقش‌هاي
جنسيتي زنان حرکت کرده است؟» با توجه به اين سؤال اصلي، به چندين پرسش
فرعي در قالب چند فرضيه‌ي کاري پاسخ داده شده است و متغيرهايي مانند سطح
سواد،‌ شغل، عرصه‌ي فعاليت‌ها، توانايي در تصميم‌گيري‌ و اعمال قدرت در
زندگي شخصي و خانوادگي و سرانجام نوع پوشش زنان مورد بررسي قرار گرفته
اند.
براي کسب اطلاع از جنبه‌هاي نظري مرتبط با موضوع تحقيق، از روش اسنادي
يعني مطالعه کتابها،‌ مقالات و پايان‌نامه‌هاي موجود و در دسترس استفاده
شده است. براي پاسخ‌دادن به پرسش‌هاي تحقيق،‌ روش تحليل محتواي کيفي را
در مورد شش فيلم برگزيده از مجموعه فيلم‌هاي ژانر زنانه اين سال‌ها به
کار برده‌ايم و به تحليل سکانس‌ها و ديالوگ‌هاي مهم و کليدي آنها
پرداخته‌ايم.
نتيجه‌ي بدست آمده حاکي از آن است که الگوها و نقش‌هاي جنسيتي زنان
فيلم‌ها در طول سه دوره‌ي مذکور،‌ به خصوص در دوره‌ي معروف به «اصلاحات»،
تغيير کرده است: در حالي که در فيلم‌هاي بررسي شده‌ي دوره‌هاي جنگ و
بازسازي اين تغيير چندان مشهود نيست،‌ تحليل شخصيت‌ها و ديالوگ‌هاي
فيلم‌هاي به نمايش درآمده در دوره‌ي اصلاحات بيان‌کنندة تغييري کاملاً
محسوس در نقش‌هاي محول به زنان است. به عبارت ديگر، زنان در فيلم‌هاي اين
دوره باسوادترند، مشاغل مهم‌تري دارند،‌ در عرصه‌هاي عمومي بيشتر ظاهر
مي‌شوند،‌ در امور مربوط به خود و خانواده‌ي خود بيشتر اعمال قدرت
مي‌کنند و پوشش مدرن دارند.

ماشيني، فريده (- ). تأثير جلسات مذهبي زنانه بر کيفيت زندگي زنان
شرکت‌کننده: پژوهشي در شهر تهران. دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه
طباطبايي. کارشناسي ارشد رشته مطالعات زنان. استاد راهنما: دکتر شهلا
اعزازي. استاد مشاور: دکتر سعيد ذکايي.

چکيده:
موضوع تحقيق حاضر تأثير جلسات مذهبي زنانه بر کيفيت زندگي زنان شرکت
کننده از نگاه خود زنان مي‌باشد، جامعه آماري اين تحقيق زنان شرکت کننده
در جلسات مذهبي زنانه شهر تهران مي‌باشد در اين تحقيق از روش پژوهش کيفي
استفاده شده است و از تکنيک مصاحبه و مشاهده جهت جمع‌آوري اطلاعات بهره
گرفته شده است چارچوب مفهومي به کار رفته نظريه کنش متقابل نمادي با توجه
به رويکرد فمينيستي در اين حوزه مي‌باشد سؤالات اصلي تحقيق عبارت است از:
1- انگيزه زنان از حضور در جلسه چيست؟
2- تأثير جلسه بر رضايت فرد از خود، زندگي، اعتماد به نفس و رفتارهاي
فردي و آگاهي زنان شرکت کننده چيست؟
3- تأثير جلسه بر روابط خانوادگي اعضاي شرکت کننده چيست؟
4- تأثير چلسه بر روابط اجتماعي زنان شرکت کننده چيست؟
5- تأثير جلسات بر ايفاي نقش‌هاي زنان در حوزه عمومي و خصوصي چگونه است؟
از اهم يافته‌هاي پژوهشي مي‌توان به اين موارد اشاره نمود:
مهم‌ترين انگيزه‌هاي زنان شرکت کننده عبارتند از ميل پيشرفت، همبستگي
جمعي،‌ مشارکت اجتماعي،‌ اختصاص وقتي از آن خود و گذرات اوقات فراغت از
اهم کارکردهاي جلسات نيز مي‌توان به اين موارد اشاره نمود: کم شدن
پرخاشگري و اضطراب، احساس آرامش دروني، احساس رضايت از خود افزايش اعتماد
به نفس، بالا رفتن آستانه تحمل و صبر، کم شدن تنش‌هاي خانوادگي. در پايان
لازم به ذکر است که اين جلسات از معدود ابزار پذيرفته شده خانوادگي و
اجتماعي براي گذران اوقات زنان خارج از فضاي خانه مي‌باشد.
پايان
منبع:ايسا
Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved