درحال بارگزاري
  • تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392

فرمان استقامت برولایت علی(ع)به پیامبر(ص)


           

فرمان استقامت بر ولايت علي(ع) به پيامبر(ص)

 


خداوند در آيات بسياري به مسئله ولايت علي(ع) به عنوان ولايت كامل فرمان داده است. اهميت ولايت به آن است كه اثبات و تثبيت آن ضمانت بر حفاظت دين اسلام تا قيامت است. همان گونه كه هر پيامبري مأموريت داشت تا پيامبران بعدي به ويژه پيامبري خاتم النبيين(ص) را بشارت دهد، همچنين مأموريت داشتند تا بر ولايت كبراي علوي تأكيد كنند؛ چرا كه هدايت الهي از آغاز تا پايان، امر يكتا و يگانه اي است كه در جدول زمان ها و مكان ها به منهاج شريعت شكل يافته است تا هر امتي بر منسكي خاص بر رود عظيم اسلام درآيد.
از آن جايي كه به فرمان الهي، دين اسلام، تنها حقيقت هدايت و صراط مستقيم از آغاز تا قيامت است كه: «ان الدين عندالله الاسلام»، (آل عمران، آيه 19) و همچنين از آن جايي كه اتمام و اكمال دين به ابلاغ ولايت علوي و ايمان و اعتقاد و التزام عملي بدان است (مائده، آيه3) به گونه اي كه اگر اين حكم ابلاغ نشده باشد، چيزي از رسالت انجام نگرفته است، (مائده، آيه 67) مي توان دريافت كه ولايت كبراي علوي، باطن و حقيقت همه اسلام و مأموريت همه پيامبران(ع) از آدم(ع) تا خاتم(ص) بوده است.
صراط مستقيم، ولايت علوي
 در روايات معتبر بسيار اين معنا مورد تأكيد قرار گرفته كه اصولا«الصراط المستقيم» همان ولايت علوي است. (تفسير عياشي، ج1، ص 25 و شواهد التنزيل، ج1، ص 75) چرا كه حقيقت صراط و باطن اسلام همان ولايت و اطاعت از ولي الله اعظم الهي است. از اين رو در روايات معتبر، علي(ع) همان ميزان و نيز قسيم الجنه و النار معرفي شده است؛ زيرا همان كه ميزان است همان، حق را از باطل و محب را از مبغض جدا مي كند؛ چرا كه باطن سجده بر آدم(ع) ولايت پذيري و اطاعت پذيري از خداوند است و هر گونه تمرد از اين سجده و استكبار به معناي طغيان عليه خداوند مي باشد. همچنين، باطن ايمان و حقيقت اسلام، ولايت علوي است و آن كه مدعي ايمان است مي بايست اين ايمان را در سجده اطاعت و ولايت علوي نشان دهد؛ لذا سجده بر آدم را به سبب حقيقت چيزي كه در آدم از روح و نور علوي و محمدي(ص) دميده شده بود، نسبت مي دهد.
خداوند در آياتي چند درباره علت فرمان سجده بر آدم(ع) بيان مي كند كه به سبب «نفخت من روحي» و «تعليم و جعل اسماي الهي» مي بايست اين سجده صورت گيرد. مي دانيم كه اين روح كه منسوب به ذات الهي است همان حقيقت نور محمدي و علوي است كه در آدم(ع) دميده و به كلمات اسماي الهي در ذات آدم(ع) سرشته شده است.
از پيامبر گرامي(ص) روايت است كه فرمود: كنت انا و علي بن ابي طالب نورا بين يدي الله قبل ان يخلق آدم باربعه عشر الف عام. فلما خلق الله آدم قسم ذلك النور جزئين فجزء انا و جزء علي. (المناقب للخوارزمي، ص 145، حديق 169 و منابع ديگر روايي)
بنابراين علت سجده بر آدم(ع) حقيقت نوري علوي و محمدي است كه در آدم دميده و قرار داده شده بود و لزوم اطاعت همگان از جن و انس و ديگر موجودات به سجده اطاعت، پذيرش ولايت محمدي و علوي مي باشد.
با توجه به آيات و روايات بسيار معتبر اين معنا اثبات مي شود كه حقيقت توحيد و نبوت چيزي جز ولايت علوي نيست كه آياتي از جمله آيه 67 سوره مائده بر آن دلالت دارد؛ چرا كه اگر ولايت علوي به مردم تبليغ نشود هيچ ابلاغي انجام نشده است و اسلام ناقص و ناتمام خواهد بود. از اين رو در روايات تمام الحج و الصلاه و مانند آن را به لقاء الامام گفته اند. اين بدان معنا است كه رسالت همه انبياء به حب علي(ع) و ولايت ايشان ختم مي شود.
صراط مستقيم، حب علي است
 خداوند در آيه 63 سوره زخرف به پيامبر(ص) فرمان مي دهد كه به آنچه نسبت به ولايت علوي به عنوان صراط مستقيم وحي شده تمسك بجو و ديگران را بدان بخوان(كافي، ج1، ص 416 و شواهد التنزيل، ج1، ص 87 و تفسير العياشي، ج1، ص 24)
سپس در آيه 112 سوره هود به ايشان فرمان مي دهد تا بر اين تمسك و ابلاغ تمام رسالت به اعلان ولايت علوي، استقامت ورزد و ديگران را نيز بدان دعوت كند: فاستقم كما امرت و من تاب معك و لاتطغوا انه بما تعملون بصير؛ چرا كه ايمان و فرائض همان حقيقت ولايت علوي است. (مناقب خوارزمي، ج 3، ص 219)
بنابراين خداوند همه فرستادگان را براي بشارت به ولايت علوي فرستاده و اينكه ايمان جز به حب علي كه صراط مستقيم و ميزان سنجش اعمال انسان است، معنا و مفهومي ندارد.
لزوم استقامت بر آنچه مأموريت داشته كه ولايت علوي را ابلاغ كند، از آن رو بوده است كه بسياري از مردم از حقيقت ايمان روي بر مي تافتند و حاضر به پذيرش ولايت علوي و سجده اطاعت بر آن حضرت نمي شدند، چنان كه اين معنا در زندگي امت اسلام ظاهر شد و كمتر كسي به اين ولايت تن داد و بر پذيرش آن اطاعت نمود.
در مجمع البيان در ذيل آيه (فاستقم كما امرت...) از ابن عباس نقل كرده كه گفت: هيچ آيه اي بر رسول اكرم نازل نشد كه به قدر اين آيه ناراحتش كند و لذا وقتي اصحابش عرض كردند يا رسول الله پيري به سرعت بر شما حمله آورد و موهاي شما را سفيد كرد، در جوابشان فرمود: سوره هود و سوره واقعه مرا پير كرد.
اين از آن رو بوده است كه آن حضرت(ص) خود ولايت علوي را باور و ايمان داشته و بر آن استقامت مي ورزيد ولي كمتر كسي از اهل اسلام حاضر بود تا با پيامبر(ص) در اين راه استقامت ورزد چنان كه ديديم تنها چهار تن از ايشان سلمان و مقداد و ابوذر و عمار بر آن استقامت ورزيدند

Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved