درحال بارگزاري
  • تاريخ: شنبه 16 مهر 1390

سرداب سامرا و غیبت امام زمان (ع)


           
مصطفی قبادی

از بررسی كاربردهای گوناگون واژه سرداب در لغت و عرف عامه مردم به خوبی معلوم می شود كه این كلمه در كتاب های لغت و اصطلاح رایج در زبان اغلب مردم در طول تاریخ به یك معنی به كار می رود. توضیح آنکه سرداب و سردابه به خانه ای گفته می شود كه آن را در زمان های سابق ـ به ویژه در مناطق گرمسیر ـ در آن موقع كه هنوز وسایلی چون كولر، پنكه، یخچال و... ساخته نشده بود، در زمین می ساختند تا در ایام بسیار گرم تابستان از طریق سكونت در آنجا از گزند گرما در امان باشند و به وسیله قرار دادن اغذیه و اشربه فاسد شدنی در این مكان، از فاسد شدن آنها جلوگیری نمایند. مرحوم دهخدا دراین باره می نویسد:
سرداب خانه ای را گویند كه در زمین سازند، خانه ای كه در زیرزمین سازند تا در گرما به آن پناه برند و آب در آنجا نگاه دارند تا سرد بماند...1

سرداب غیبت


متوكل عباسی نسبت به شیعیان و دوستداران اهل بیت (علیه السلام) بسیار سخت گیری می كرد. تاریخ نگاران نقل می كنند كه هیچ كس مثل متوكل به گماردن جاسوس و جمع آوری اخبار مناطق گوناگون اهتمام نداشت. وقتی جاسوسان وی و فرماندار نظامی مدینه، عبدالله بن محمد هاشمی، در مورد فعالیت های سیاسی امام هادی (علیه السلام) و نفوذ معنوی او در بین مردم و به ویژه شیعیان گزارش هایی به متوكل دادند او بسیار نگران شد؛ زیرا شرایط به گونه ای نبود كه بتواند آن حضرت را به زور به زندان یا تبعید بفرستد یا جلوی فعالیت های او را بگیرد؛ از این رو به حیله و نیرنگ متوسل شد و به ظاهر نامه محبت آمیزی به امام هادی (علیه السلام) نوشت و او را به سامرا دعوت كرد.

آن گاه بدون معطلی یحیی بن هرثمه را با سیصد سرباز مأمور كرد كه امام هادی (علیه السلام) را به همراه خانواده به سامرا، مركز خلافت عباسی، منتقل نماید تا در سامرا از هر جهت بتواند آن حضرت را زیر نظر داشته باشد. به این ترتیب حضرت هادی (علیه السلام) در سال 236ق. به سامرا برده شد و بیش از بیست سال در بدترین شرایط، تحت نظر دژخیمان عباسی در شهر سامرا زندگی كرد و در نهایت با توطئه ای كه متوكل چیده بود در سال 254ق. به شهادت رسید و جنازه مطهر آن حضرت در همان خانه مسكونی خودشان به خاك سپرده شد.

پس از شهادت امام هادی (علیه السلام) حضرت عسكری (علیه السلام) در همان خانه ای كه پدر بزرگوارشان در آنجا زندگی می كردند سكونت گزیدند.

درباره سرداب دو دیدگاه وجود دارد:
بسیاری بر این باورند با توجه به شرایط جغرافیایی منزل، همانند دیگر خانه ها از ابتدا این سرداب با همین عنوان و کارکرد وجود داشته است؛
برخی مانند مرحوم علامه عسکری بر این باور بوده اند که شهرهایی مانند سامرا و شهرری با گذر ایام به واسطه اختلاف ارتفاع پدیدار شده شهرهای جدید روی شهرهای قدیم ساخته می شده اند. بنای شهر جدید روی شهر قدیم باعث می شود که خانه های مسکونی شهر قدیمی کارکرد سردابی شهرهای جدید را پیدا کند. بنا بر این نظر، سرداب مورد بحث ما همان منزل مسکونی ائمه (علیه السلام) بوده که با ساخت شهر جدید چون در ارتفاع پایین تری قرار گرفته به مانند سرداب به نظر می آید.

هرکدام از دو نظر فوق را بپذیریم بنا بر گزارش های مسلم تاریخی و روایات معتبر متعدد تعداد قابل توجهی از تشرفات به محضر امام عصر (علیه السلام) تا آغاز غیبت کبرا و خصوصاً در دوره حیات امام عسکری (علیه السلام) در این خانه و سرداب شریف انجام گرفته است؛ از آن جمله اند: دیدار علی بن بلال، احمد بن هلال، محمد بن معاویه بن حكم و...

خانه امام عسكری (علیه السلام) از آن جهت كه محلّ سكونت و عبادت سه نفر از امامان شیعه یعنی امام هادی، امام حسن عسكری و امام مهدی (علیه السلام) بوده همواره در طول تاریخ مورد توجه و احترام مردم واقع شده است. علاوه بر آن به شهادت اسناد معتبر تاریخی، قبر بیش از بیست و دو تن از امام زادگان نیز در آن محل واقع شده كه این امر در نوع خود نشانگر اهمیت و ارج این مكان شریف در نزد اولیای الهی است و از همین رو هماره مورد احترام شیعیان بوده است.

یكی از مهم ترین علل تحت نظر قرار گرفتن امام هادی (علیه السلام) و امام عسكری (علیه السلام) دستیابی به حضرت مهدی (علیه السلام) بود؛ چون خلفای عباسی از طریق ده ها روایت ـ كه از پیامبر اكرم (ص) نقل شده بود ـ خبر داشتند كه فرزند حضرت عسكری (علیه السلام)، امام مهدی (علیه السلام) بساط حكومت های جائر و غاصب را در هم خواهد پیچید و به ستمگری و ظلم پایان خواهد داد. از این رو همیشه در كمین بودند تا به محض تولد فرزند امام عسكری (علیه السلام) او را دستگیر نموده، به شهادت برسانند. اما مشیّت الهی آن بود كه جریان تولد حضرت مهدی (علیه السلام) همانند تولد حضرت موسی (علیه السلام) به صورت نهانی در نزدیكی كاخ فرعون واقع گردد، بدون آنكه فرعون و دژخیمان او از این واقعه بویی ببرند. با این وجود تلاش برای دستیابی به حضرت مهدی (علیه السلام) همچنان ادامه داشت.

حتی سال ها پس از شهادت امام حسن عسكری (علیه السلام) خلفای عباسی منزل امام عسكری (علیه السلام) را زیرنظر داشتند و گاهی به طور ناگهانی به آنجا یورش می بردند تا بلكه بتوانند حضرت مهدی (علیه السلام) را دستگیر كنند؛ زیرا در جریان شهادت امام عسكری (علیه السلام) وقتی امام مهدی (علیه السلام) عموی خود ـ جعفر ـ را از نماز خواندن بر پیكر امام عسكری (علیه السلام) باز داشتند و خود بر پیكر آن حضرت نماز خواندند تقریباً بر همگان معلوم شد كه امام مهدی (علیه السلام) علی رغم مراقبت های دژخیمان عباسی متولد شده اند و هم اكنون جانشینی حضرت عسكری (علیه السلام) را برعهده دارند.

بنابراین، پس از شهادت امام یازدهم نه تنها از شدت تعقیب و جست وجوی عوامل حكومت كاسته نشد بلكه به جهت احساس خطر بیشتر بر شدت این كار افزوده شد. در یك مورد معتضد (شانزدهمین خلیفه عباسی) عده ای از سربازان خود را از بغداد به سامرا فرستاد تا به طور ناگهانی، در فرصتی مناسب در حالی كه اطراف خانه امام عسكری (علیه السلام) را به محاصره در می آورند به داخل منزل یورش ببرند و اگر حضرت مهدی (علیه السلام) را در آنجا یافتند دستگیر نمایند. وقتی سربازان خلیفه وارد حیاط خانه امام عسكری (علیه السلام) شدند و بخش های مختلف خانه را مورد بررسی قرار دادند به در سرداب منزل رسیدند، از صدای تلاوت قرآن كه به گوش می رسید متوجه شدند كه امام مهدی (علیه السّلام) در سرداب مشغول تلاوت قرآن هستند. با مشاهده این كار آنجا را به طور كامل به محاصره خود درآوردند و در پشت در سرداب منتظر ماندند تا موقع خارج شدن آن حضرت او را دستگیر نمایند. مدتی بعد امام (علیه السلام) در جلو چشم سربازان خلیفه از سرداب بیرون آمدند و آنجا را ترك كردند بدون اینكه حتی یك نفر از سربازان جرئت پیدا كنند تا كاری انجام دهند.

وقتی كه امام (علیه السلام) كاملاً از دید سربازان دور شدند فرمانده نیروهای خلیفه عباسی به نیروهای خود دستور داد تا وارد سرداب شوند و امام (علیه السلام) را دستگیر نمایند. سربازها به او گفتند: مگر ندیدید كه او از سرداب خارج شد و از مقابل شما عبور كرد و از خانه خارج شد؟ به محض شنیدن این خبر فرمانده دژخیمان عباسی در حالی كه بسیار آشفته و نگران شده بود گفت: من كسی را ندیدم اگر شما او را دیدید چرا دستگیرش نكردید؟ آنها در پاسخ گفتند: ما گمان می كردیم كه خود شما او را می بینید و لزومی نمی بینید كه او را دستگیر كنیم در نتیجه ما هم هیچ گونه عكس العملی نشان ندادیم.2

از این تاریخ به بعد سرداب امام حسن عسكری (علیه السلام) به سرداب غیبت مشهور شد. این در حالی بود كه سال ها پیش از آن؛ یعنی در سال 260ق. به دنبال شهادت حضرت عسكری (علیه السلام) دوران غیبت صغرا شروع شده بود.3

دشمنان امام عصر (علیه السلام) در دوره معاصر که همراه با اشغالگران اروپایی و آمریکایی، گستاخی و جسارتی افزون یافته اند در کنار دیگر جنایات جانسوز و بی رحمانه خود، طیّ دو نوبت بمب گذاری به تخریب این مکان نورانی همت گماشتند و تا حدّ زیادی به خواسته پلید خود دست یافتند. بنای سرداب پیش از این بمب گذاری ها و تخریب، دارای سه قسمت عمده به شرح زیر بود:
یك غرفه شش ضلعی، یك غرفه مستطیل كوچك و یك غرفه به شكل مستطیل بزرگ. توضیح بیشتر آنكه غرفه مستطیل بزرگ در میان مردم به «مصلای مردان» و غرفه مستطیل شكل كوچك به «مصلای بانوان» معروف بود. این بخش ها با دو راهرو بلند و طولانی به یكدیگر مربوط می شدند؛ یعنی یك راهرو طولانی مصلای مردان و مصلای زنان را به هم وصل می كرد و یك راهرو طولانی دیگر بین مصلای مردان و غرفه شش ضلعی وجود داشت.

همچنین این بخش های سه گانه هر یك از طریق روزنه ای كوچك و طولانی كه از قسمت های فوقانی دیوار آغاز شده تا پایین ترین حدّ دیوار بیرونی مسجد جامع امتداد می یابد و نور و هوا دریافت می كرد.

پلكانی كه راه ورود و خروج سرداب بود و به غرفه شش ضلعی منتهی می شد، دارای بیست پله بود. ورودی این پلكان و سرداب در داخل ساختمان مسجد و بر دیواری قرار گرفته بود كه ورودی نمازخانه نیز در آن واقع بود.

طول مصلای مردان پنج متر و هشتاد سانتیمتر و عرض آن سه متر و پنجاه سانتی متر بود در ضمن طول مصلای زنان چهار متر و شصت سانتی متر و عرض آن سه متر بود. طول راهرویی كه مصلای مردان و زنان را به هم مربوط می ساخت چهار متر بود.

طول روزنه ای كه نور غرفه شش ضلعی را تأمین می كرد حدود شش متر و طول روزنه ای كه نور مصلای زنان را تأمین می كرد چهار متر و پنجاه سانتی متر بود. در انتهای غرفه مستطیل شكل یعنی انتهای همان مصلای مردان، یك در چوبی كه معروف به باب غیبت بود وجود داشت، در پشت این در اتاق كوچكی قرار داشت كه طول آن یك مترو پنجاه سانتی متر بود. این اتاق به نام محل غیبت شهرت پیدا كرده كه در حقیقت بخش مكمل غرفه مستطیل شكل بزرگ محسوب می شد و در جلوی آن حفاظ مشبكی بود كه آن را از بقیه غرفه جدا می كرد. چاه معروف به چاه غیبت هم در گوشه ای از همین اتاق قرار داشت.

اشاره به این نكته نیز خالی از فایده نیست كه این سرداب در جهت غربی صحن عسكریین (علیه السلام) به سمت شمال واقع شده و در طول تاریخ اصلاحات و تعمیرات زیادی در آن انجام گرفته است. همیشه در موقع تعمیر و ترمیم بارگاه عسكریین (علیه السلام) در ساختمان سرداب نیز تغییرات و اصلاحاتی به عمل آمده است؛ به عنوان مثال در زمان های گذشته، از داخل بارگاه عسكریین (علیه السلام) از كنار مرقد حضرت نرجس خاتون به سرداب می رفتند و این وضع به همین صورت تا سال 1202ق. ادامه داشت و در این سال احمد خان دنبلی برای سرداب راهی جداگانه از طرف شمال باز كرد و راه سرداب از طرف روضه عسكریین (علیه السلام) را مسدود نمود و صحن سرداب را جداگانه ساخت كه تقریباً از یك فضای بزرگی به طول 60 متر و عرض 20 متر برخوردار است.

بنابراین اگر در كتاب هایی چون «مزار» شهید اوّل اعمال و دعاهای مربوط به زیارت این سه امام در یك مكان ذكر شده است؛ علت آن است كه در زمان سابق راه سرداب نیز از پشت حرم عسكریین (علیه السلام) در یك ساختمان بوده است، لذا پس از زیارت عسكریین (علیه السلام) بلافاصله زیارت امام زمان (علیه السلام) و سپس زیارت حضرت نرجس خاتون ذكر شده است.

در هرحال این سرداب در طول تاریخ به اندازه ای مورد توجه مردم بوده است كه در آن آثار ارزشمندی از منبت كاری و كاشی كاری و سایر هنرهای معماری به كار رفته است. از جمله این اشیا، درِ چوبی نفیسی است كه از دوران خلافت عباسیان به جای مانده است و از ویژگی های هنری و تاریخی ارزشمندی برخوردار است.

دشمنان مكتب تشیع در طول تاریخ، گاه از سر جهالت و گاه به خاطر عنادی كه با اهل بیت (علیه السلام) داشتند، با به كارگیری عوامل خود، از راه جعل افسانه های خیالی و بی اساس و نسبت دادن آن به شیعیان، اصل مكتب تشیع را زیر سؤال ببرند و پیروان آن را مورد تمسخر و استهزا قرار دهند. ابن خلدون در این زمینه می نویسد:
«غلو كنندگان شیعه مخصوصاً دوازده امامی ها می پندارند: دوازدهمین امامشان كه محمدبن حسن العسكری است كه از او به لقب مهدی یاد می كنند، داخل سرداب خانه شان در شهر حله متولد شد و در حالی كه در آغوش مادرش مخفی بود غائب گشت و او در آخرالزمان ظهور و زمین را از عدل و داد پر می كند...4

و در ادامه گفتارش اضافه می كند كه:
... شیعیان هم اكنون نیز بعد از نماز مغرب جلو در این سرداب، با اسب های آماده جمع می شوند واو را به اسم صدا می زنند كه: ای سرور ما اكنون ما آماده ایم ظهور كن...!!!»

ب) میرزا حسین نوری طبرسی در «كشف الاستار» می گوید:
«ابن خلكان در تاریخ خودش می نویسد: شیعیان در انتظار امامشان كه او را مهدی می نامند به سر می برند و معتقدند او در مقابل چشم مادرش در سن چهار یا پنج یا نه سالگی داخل سرداب شده و در آنجا نهان گشته است و در آخرالزمان از همانجا ظهور خواهد كرد...»5

د) ابن تیمیّه هم مشابه این عقیده را داشته و همین مستمسک وهابیان برای ضربه به شیعه وآثار اهل بیت (علیه السلام) شده است.6

همان طور که دیدیم شیعیان این مکان را محل آغاز غیبت نمی دانند و از آن جهت برای آنان مورد احترام بوده که خانه سه امام معصوم (علیه السلام) و محل سکونت و عبادت ایشان بوده است. نه تنها شیعیان در اطراف این چاه، انتظار نمی کشند که اساساً محلّ ظهور را بنا برروایات متواتر و مکرر با کیلومترها فاصله از این چاه در باشرافت ترین نقطه روی زمین و کنار کعبه می دانند. حتی یک روایت در تمام منابع شیعی نمی توان یافت که آن چاه را محل سکونت امام معرفی کند و حتی درباره دوره غیبت کبرا نیز درباره محلّ سکونت ایشان روایات و گزارش های بسیاری وجود دارد که احتمال سکونت آن حضرت را در سرداب به صفر می رساند؛ البته این را نمی توان منکر شد که شرافت این مکان و انتساب آن به پدر و جدّ امام زمان (علیه السلام) می تواند دلیل قابل توجهی برای حضور ایشان در نوبت های زیاد و زمان های نامشخص باشد و شاید بر همین اساس بوده که تشرفات زیادی در این مکان اتفاق افتاده و این مکان را از جمله مکان هایی قرار داده که بیش از دیگر بناها و اماکن شرف پذیرایی از آن وجود نازنین یافته است. اطلاعات رسمی و مستندی از سرنوشت این بنای شریف و بازسازی ها در دسترس نگارنده نبوده لیک همگان امیدواریم با بازگشایی مجدد حرم شریف عسکریین (علیه السلام) آثاری از این یادگار مهم و بی نظیر امام عصر (علیه السلام) برای شیعیان باقی مانده باشد.


پی نوشت ها:


1. لغت نامه، ج 9، ص 13586.
2. بحارالانوار، ج52، صص53-52.
3. این واقعه در زمان معتضد كه در سال 279ق. حكومت را به دست گرفته بود اتفاق افتاده است؛ یعنی حداقل نوزده سال پس از آغاز دوره غیبت صغری...
4. مقدمه ابن خلدون، صفحه 157.
5. كشف الاستار، ص210.
6. الصواعق المحرق، ص100.



منبع: ماهنامه موعود شماره 93


Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved