درحال بارگزاري
  • تاريخ: جمعه 21 مرداد 1390

اقامتگاه قائم (عج)


           
ابوذر صحرا نورد

مسجد سهله، در اطراف کوفه، در دو کیلومتری شمال غربی مسجد اعظم کوفه، قدیمی ترین مکان منتسب به حضرت بقیة الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است و از سوی دیگر بنابر محتوای روایات، پس از ظهور آن حضرت اقامت گاه شخصی ایشان معرّفی شده است.1

امام صادق (علیه السلام) خطاب به ابوبصیر فرمود:
«...مسجد سهله، اقامتگاه حضرت ادریس (علیه السلام) و حضرت ابراهیم خلیل الرحمان (علیه السلام) بود. خداوند، پیامبری را مبعوث نکرده، جز اینکه در مسجد سهله نماز گزارده است. مسجد سهله، پایگاه حضرت خضر (علیه السلام) است. کسی که در مسجد سهله اقامت کند، همانند کسی است که در خیمه رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) اقامت کند. مرد و زن با ایمانی یافت نمی شود، جز اینکه دلش به سوی مسجد سهله پر می زند. در مسجد سهله، تخته سنگی است که تمثال همه پیامبران بر آن نقش بسته است. احدی در مسجد سهله نماز نمی گزارد که با نیّت راستین خدا را بخواند، جز این که خداوند او را با حاجت بر آورده شده از آنجا بر می گرداند.احدی نیست که در مسجد سهله به خدا پناهنده شود، جز این که خداوند او را از آنچه بیم دارد پناه دهد.

ابوبصیر عرض کرد: فضیلت بسیار بزرگی است!.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: «آیا برایت بیفزایم؟». عرض کرد: بلی. فرمود:
«مسجد سهله، از آن بُقعه هایی است که خداوند دوست دارد او را در آنجا بخوانند. شب و روزی نیست که فرشتگان به زیارت مسجد سهله نشتابند و در آنجا به عبادت حق تعالی نپردازند. اگر من در آن سامان سکونت داشتم، هیچ نمازی را جز در مسجد سهله نمی خواندم. ای ابا محمد! اگر مسجد سهله هیچ فضیلتی جز فرود آمدن فرشته ها و اقامت پیامبران را نداشت، همین فضیلت بس بود، در حالی که این همه فضیلت دارد. آن چه از فضایل مسجد سهله برای تو بازگو نکردم، بیش از فضایلی است که برایت گفتم».

ابوبصیر عرض کرد: آیا مسجد سهله، اقامتگاه دائمی حضرت قائم (علیه السلام) خواهد بود؟ فرمود: «آری».3

محل تقسیم غنایم مسلمانان پس از ظهور، مسجد سهله است.4 و امام پس از ظهور به اصلاح حدود این مسجد خواهند پرداخت.5

امام صادق (علیه السلام) در روایتی دیگر فرمود: «هنگامی که وارد کوفه شدی، به مسجد سهله برو و در آنجا نماز بگزار، آن گاه حاجت های مادّی و معنوی خود را از خداوند بطلب که، مسجد سهله خانه ادریس نبی بود. حضرت ادریس در آنجا لباس می دوخت و نماز می خواند. هر کس در مسجد سهله خدا را بخواند، برای هر حاجتی که مورد علاقه اش باشد، خداوند حاجت اش را بر می آورد، و در روز قیامت، او را تا رتبه حضرت ادریس بالا می برد، و او را از ناملایمات دنیا و نیرنگ های دشمنان پناه می دهد».6

در طول یازده قرن غیبت کبرای حضرت بقیة الله، ارواحنا فداه، هزاران نفر از شیعیان شیفته و منتظران دل سوخته، به قصد دیدار یار، از اقطار و اکناف جهان، به سوی مسجد مقدّس سهله می شتابند، شب هایی را در آنجا بیتوته می کنند و با کعبه مقصود و قبله موعود مناجات می کنند. به دیدار جان جانان موفّق می شوند، ولی به دلایلی دم فرو بسته، راز دل را به احدی اظهار نمی کنند. در این میان، شمار اندکی از این نیک بختان یافت می شوند که علی رغم تحفّظ و خویشتن داری که در کتمان توفیقات خود معمول داشته اند، رازشان برملا شده، به گوش دیگر دل سوخته ها نیز رسیده است.تعداد بسیار نادری از این عزیزان، داستان تشرّفشان، به آثار مکتوب راه یافته، در لابه لای کتب درج شده، به دست ما رسیده است.با توجّه به مشکلات فراوانی که در نقل این رویدادها هست، فقط اسامی شماری از این افراد سعادت مند که در مسجد سهله به حضور یار بار یافته و یا مورد توجّه محبوب قرار گرفته اند، ثبت می شود، تا مورد بررسی و مراجعه علاقه مندان قرار گیرد.

محمّد بن ابی روّاد رواسی، با محمّد بن جعفر دهّان، در یکی از ایّام رجب، به قصد دیدار حضرت صاحب الأمر (علیه السلام) به مسجد سهله مشرّف شدند. به هنگام بازگشت، در مسجد صعصعه، به محضر آن قطب دایره امکان شرف یاب شدند، دعای معروف: «اللهمّ یاذا المنن السّابغه» را از آن حضرت استماع کردند.7

سیّد مهدی عباباف نجفی که هر شب چهارشنبه به مسجد سهله مشرف می شد، در نیمه شبی، به خدمت خورشید عالَم تاب شرف یاب شد و مشاهده کرد که در آن شب تار، در و دیوار مسجد، چون روز، روشن بود.8
حاج سیّد احمد اصفهانی (مشهور به خوشنویس) که در زمان میرزای شیرازی به سامرا مهاجرت کرده بود، روز جمعه ای، در مسجد سهله، به پیشگاه پیشوای انس و جان شرف یاب شد و فرمان یافت که همه روزه، صبح گاهان، به نیابت از سوی حضرت صاحب الزّمان (علیه السلام) زیارت عاشورا بخواند.9

حاج علی نجفی با یک گروه یازده نفری، هر شب چهارشنبه، به مسجد سهله مشرّف شد. در یک شب چهارشنبه که مسئول شام فراموش کرده بود غذا بیاورد، بعد از اَعمال مسجد، به مسجد کوفه رفتند و در حجره ای بیتوته کردند و از شدّت گرسنگی، خواب شان نبرد که ناگهان، خورشید جهان افروز، به داخل حجره تشریف آورده، چای و برنج داغ به آنان مرحمت فرموده است.10

محدّث نوری، داستان یک سبزی فروش نجفی را نقل کرده که در شب های چهارشنبه، به مسجد سهله می رفته و در یک شب ظلمانی، در مقام امام زمان (علیه السلام)، به محضر آن خورشید جهان افروز شرف یاب شده است. وجود حضرت (علیه السلام)، مقام را بدون شمع و چراغ، چون روز، روشن کرده بود.11و نیز از یک مرد صالح سلمانی نقل می کند که چهل شب چهارشنبه، به مسجد سهله مشرّف شده، در شب چهلم، به دیدار محبوب شرف یاب شده، آن حضرتش او را به ملازمت پدر پیرش، توصیه فرموده است.12

حضرت آیت الله حاج میرزا مهدی اصفهانی (متوفای 1365 ق) مکرّر در مکرّر، در مسجد سهله، برای ملاقات حضرت بقیة الله، ارواحنافداه، و رهایی از منجلاب افکار یونانی و التقاطی، استغاثه کرد. سرانجام، روزی به هنگام بازگشت از مسجد سهله، در مقام هود و صالح، به محضر آن حضرت شرف یاب شد و این جمله نورانی را بر سینه مبارک آن حضرت مشاهده نمود:
طلب المعارف من غیر طریقنا أهل البیت مساوقٌ لإنکارنا؛ طلب کردن معارف دینی، به جز از طریق ما اهل بیت، با انکار ما مساوی است.13

حاج شیخ محمود کُمْلَه ای14 در ایّام اقامتش در نجف اشرف، چهل شب چهارشنبه، به مسجد سهله مشرّف شد. در این مدّت، تلاش زیادی کرد که معصیت نکند و ضمناً از غذاهای حیوانی نیز اجتناب کرد. در شب چهارشنبه 34 یا 35 به محضر مقدس مولا می رسد. مولا، سفره ای پهن، و از او نیز برای صرف غذا دعوت می کند. او، عذر می خواهد و می گوید: «من، در شرایطی هستم که غذای حیوانی نمی خورم». مولا می فرماید: «آنچه شنیدی، معنایش این است که مثل حیوان نخور، نه آنکه غذای حیوانی نخور».15

آیت الله غروی فرمود، در ایّام اقامت دوازده روزه ام در مسجد سهله، روزی، مرحوم سهلاوی، در مقام امام زین العابدین (علیه السلام) به من گفت: یک وقت، اینجا را حفر کردند، به تخته سنگ سبز رنگ بسیار بزرگی رسیدند. روی آن سنگ، تصویرهایی نقش بسته بود. جنازه هایی مشاهده شد که قامتی بسیار رسا داشتند و مشخّص بود که به تاریخ قبل از اسلام مربوط بودند.16

شیخ محمّد کوفی شوشتری، مقیم شریعه کوفه، از خوش بخت ترین انسان های عصر در رابطه با حضرت مهدی ارواحنا فداه، بود. او، مکرّر، به محضر جان جانان شرف یاب شد. تشرّفاتش مورد قبول بزرگان نجف اشرف بود. یکی از تشرفاتش به این صورت بود که روزی، بعد از نماز، مشغول تسبیح بوده، صدایی می شنود که «ای شیخ محمّد! اگر می خواهی حضرت حجّت را ببینی، به سوی مسجد سهله بشتاب.». به سرعت، به سوی مسجد سهله حرکت می کند. درِ مسجد را بسته می بیند و مولا را مشاهده می کند که از طرف مسجد زید، به سوی سهله در حرکت است.در گوشه ای می ایستد و تماشا می کند که آیا مولا در می زند یا در مسجد خود به خود باز می شود. هنگامی که مولا به در مسجد می رسد، در، به روی حضرتش باز می شود.17و18...


پی نوشت:


1.ر.ک: کافی، ج 3، ص 495؛ تهذیب الأحکام، ج 3، ص 252؛ إثبات الهداه، ج 3، ص 453؛ وسائل الشیعه، ج 5، ص 267؛ بحارالأنوار، ج 100، ص 439؛ مرآت العقول، ج 15، ص 491؛ حلیهالأبرار، ج 5، ص 339؛ گزیده کفایهالمهتدی، ص 279؛ ارشاد مفید،ج 2، ص 380؛ غیبت شیخ طوسی، ص 471؛ کشف الغمّه، ج 3، ص 253؛ المستجاد، ص 264؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 331؛ مزار شیخ مفید، ص 25؛ المزار الکبیر، ص 134؛ نیز ر.ک: الصراط المستقیم، ج 2، ص 251.
2. المزارالکبیر، ص 134؛ بحارالأنوار، ج 100، ص 436؛ مستدرک الوسائل، ج 3، ص 417؛ نیز ر.ک: قصص الأنبیاء، راوندی، ص 80.
3. بحارالأنوار، ج 53، ص 11.
4. قصص الأنبیاء، قطب راوندی، ص 80؛ قصص الأنبیاء، جزائری، ص 65؛ بحارالأنوار، ج100، ص 434؛ مستدرک الوسائل، ج 3، ص 413.
5. غیبت شیخ طوسی، ص 475؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 333.
6. قصص الأنبیاء، قطب راوندی، ص 80؛ قصص الأنبیاء، جزائری، ص 65؛ بحارالأنوار، ج 100، ص 434؛ مستدرک الوسائل، ج 3، ص 413.
7. اقبال الأعمال، ص 645؛ بحارالأنوار، ج 100، ص 447؛ کلمهالإمام المهدی، ص 301؛ صحیفهالمهدی، ص 50.
8. العبقری الحسان، ج 1، ص 103.
9. همان، ج 1، ص 113.
10. العقبری الحسان، ص 107.
11. نجم الثاقب، ص 499؛ جنهالمأوی، ص 135؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 309.
12. جنهالمأوی، ص 61؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 245؛ دارالسلام، ج 4، ص 421؛ المصطفی والعتره، ج 17، ص 222؛ المختار من کلمات الإمام المهدی، ج 1، ص 414.
13. أبواب الهدی، مقدمه، ص 46.
14. کُمله، نام محلّی در نواحی لنگرود، در استان گیلان است.
15. سیمای آفتاب، ص 327؛ ره توشه مهدی یاوران، ص 160.
16. ما، شرح این ماجرا را در اجساد جاویدان، ص 42، به نقل از یکی از فضلای نجف اشرف آورده ایم.
17. العبقری الحسان، ج 1، ص 126.
18. مطالب مفصل تر در این رابطه را می توانید در منابع ذیل و خصوصاً مجله انتظار، ش 6، مقاله آقای علی اکبر مهدی پور و نیز در ماهنامه موعود ـ ش 39، مقاله آقای سید صادق سیدنژاد مطالعه نمایید.

Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved