• تاريخ: پنج شنبه 16 مهر 1388

اسلام و مسیحیت [بشارت حضرت عيسى(ع) به آمدن حضرت محمد(ص) به روايت قرآن مجيد]


           

"و مبشرا برسول ياتى من بعدى اسمه احمد" ـ اين قسمت از آيه به قسمت دوم از رسالت آن جناب اشاره دارد، همچنان كه جمله "مصدقا لما بين يدى من التورية" به قسمت اول از رسالتش اشاره داشت.

                  

و اين را هم مى‏دانيم كه بشارت عبارت است از خبرى كه شنونده از شنيدنش خوشحال گردد، و معلوم است كه چنين خبرى چيزى جز از خيرى كه بشنونده برسد و عايد او شود، نمى‏تواند باشد، و خيرى كه از بعثت پيامبر و دعوت او انتظار مى‏رود اين است كه با بعثتش باب رحمت الهى به روى انسانها باز شود، و در نتيجه سعادت دنيا و عقبايشان به وسيله عقائد حقه، و يا اعمال صالح، و يا هر دو تامين گردد.و بشارت به آمدن پيامبرى بعد از پيامبرى ديگر ـ با در نظر گرفتن اينكه پيغمبر سابق دعوتش پذيرفته شده، و جا افتاده، و با در نظر داشتن وحدت دعوت دينى در همه انبياء ـ وقتى تصور دارد و داراى خاصيت بشارت است كه پيامبر دوم دعوتى پيشرفته‏تر، و دينى كامل‏تر آورده باشد، دينى كه مشتمل بر عقائد حقه بيشتر، و شرايع عادلانه‏تر براى جامعه، و نسبت به سعادت بشر در دنيا و آخرت فراگيرتر باشد، و گرنه انسانها از آمدن پيامبر دوم چيز زائدى عايدشان نمى‏شود، و از بشارت آمدنش خرسند نمى‏گردند.

                  

با اين بيان روشن گرديد كه جمله "و مبشرا برسول ياتى من بعدى" هر چند از اين نكته خبرى نداده، اما معنايش مى‏فهماند كه آنچه پيامبر احمد (ص) مى‏آورد پيشرفته‏تر و كاملتر از دينى است كه تورات متضمن آن است، و آنچه عيسى (ع) بدان مبعوث شده در حقيقت واسطه‏اى است بين دو دعوت.

                 

در نتيجه كلام عيسى بن مريم را اين طور بايد معنا كرد: "انى رسول الله اليكم مصدقا. .."، من فرستاده‏اى هستم از ناحيه خداى تعالى به سوى شما تا شما را به سوى شريعت تورات و منهاج آن دعوت كنم"و لاحل لكم بعض الذى حرم عليكم": و بعضى از آنچه را كه بر شما حرام شده برايتان حلال كنم، و اين همان شريعتى است كه خداى تعالى به دست من برايتان آورده، و به زودى آن را با بعثت پيامبرى به نام احمد (ص) كه بعد از من خواهد آمد تكميل مى‏كند .

                 

از نظر اعتبار عقلى هم مطلب از اين قرار است، چون اگر در معارف الهى كه اسلام بدان دعوت مى‏كند، دقت كنيم خواهيم ديد كه از شريعت‏هاى آسمانى ديگر كه قبل از اسلام بوده دقيق‏تر و كاملتر است، مخصوصا توحيدى كه اسلام بدان مى‏خواند ـ و يكى از اصول عقائد اسلام است، و همه احكام اسلام بر آن اساس تشريع شده، و بازگشت همه معارف حقيقى بدانست ـ توحيدى است بسيار دقيق كه ما در مباحث سابق اين كتاب پاره‏اى مطالب در باره آن گذرانديم.

و همچنين شرايع و قوانين عملى اسلام كه در دقت آن همين بس كه از كوچكترين حركات و سكنات فردى و اجتماعى انسان گرفته تا بزرگترين آن را در نظر گرفته، و همه را تعديل نموده، و از افراط و تفريط در يك يك آنها جلوگيرى نموده، و براى هر يك حدى معين فرموده، و در عين حال تمامى اعمال بشر را بر اساس سعادت پايه‏ريزى كرده و بر اساس توحيد تنظيم فرموده است. 


................

منبع: ترجمه الميزان، ج 19، ص 426

Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved