• تاريخ: چهار شنبه 6 مرداد 1389

بحران، بیماری، بلوغ


           

شهلا زرلک

 

 

 

کودکی و بزرگسالی است. نوجوان، همواره در برزخی از بلاتکلیفی است تا از این مرحله عبور کند. اما پایان این مرحله نیز همیشه با آرامش و بی دردسر فرا نمی رسد. نوجوان باید از مرزهای نوجوانی عبور کند و وارد جهانی دیگر شود. عبور از این گذرگاه برای دختران دشوارتر از پسران است. نخستین تحول این مرحله، تحولی جسمانی است؛ و طبیعی است که جسم و ویژگی های ظاهری آن برای دختر اهمیتی حیاتی دارد. پسرها بسیار سریع تر از دخترهای هم سن و سال خود با تغییرات ناخوشایند صورت و اندام خویش، کنار می آیند. آنها مجذوب نشانه های قدرت و قوت مردانه ای هستند که اندام نحیف کودکی شان را به مردی و مردانگی نزدیک می کند. غده های چرکی کوچکی که پهنه صورت پسرِ نوجوان را می پوشاند، با وجود همه نازیبایی و آزاردهندگی و دردناکی، نویدبخشِ لذت های ناشناخته ای است که به زودی از راه می رسند. پس «غرورِ جوانی» نامیدن این برجستگی های متورمِ دردناک بی دلیل نیست. و اما همان نشانه هایی که پسر را مغرور و امیدوار می کند، برای دختربچه ای که هنوز هم ظرافت و زیبایی عروسکِ پارچه ای اش را دوست دارد، یک زنگ خطر است. بزرگ شدن بی تناسب بینی و ظاهر شدن جوش های موسوم به غرورِ جوانی، برای دخترکی که تازه با قواعد و رسوم جلوه گری آشنا شده، مصیبت تازه ای است که باید هر چه زودتر از آن رهایی یافت. برجستگی های رو به رشد اندام نیز عذاب دیگری است. نگاه سرزنش آمیز و عیب جویِ مادر همه جا همراه دختر است. سرِ سفره، در مهمانی های خانوادگی، در خیابان و خلاصه همه جا، دختر باید مواظب شکل نشستن و شیوه صحبت کردن و خندیدن خود باشد. مادر لباس های بلند و گشاد را برای دختر بیشتر می پسندد. دامن چین دارِ بلند به یک ضرورت اخلاقی تبدیل می شود چه در جمع خانواده و چه در مهمانی های رسمی.

نخستین خونریزی ماهیانه (قاعدگی)، نیز ضربه دیگری است. مادر آن را یک «بیماری طبیعی» می نامد. دختر، چه از پیش با این بیماری طبیعی آشنا شده باشد و چه در اوج بی خبری و ناآگاهی با آن روبه رو شود، دچار اضطراب و نگرانی خواهد شد. بسیاری از دختران از آگاهی های لازم در این زمینه بی بهره اند. این ناآگاهی در روزگار ما به سرعت رو به کاهش است. پیشرفت های جهان معاصر و گسترش رسانه های جمعی و کمرنگ شدن باورهای خرافیِ متعصبانه، دختر را بیش از گذشته با اخبار متفاوت و گوناگون علمی و فرهنگی آشنا می سازد. اما با این همه، بسیارند دخترانی که نخستین تجربه قاعدگی را اتفاقی نگران کننده و حتی شرم آور می دانند. معمولاً تیزبینی و کنجکاوی دختر و دلسوزی و راهنمایی مادر، کمی دیرتر از زمان لازم، به یاری دخترِ مضطرب و وحشت زده می آید. به هر حال آگاهی های کافی و آشنایی با جزئیاتِ نه چندان خوشایند زنانگی، سبب نمی شود دختر با آغوشی باز از این تحولات جسمانی استقبال کند.

عدم تطابق تحولات جسمانی و نیازهای روحی و عاطفی و غیر منتظره بودن اتفاق هایی که در جسم روی می دهد و دختر را با محدودیت ها و محرومیت های جهانِ زنانگی آشنا می کند، ریشه بسیاری از اضطراب ها و افسردگی های دختران در سنین دبیرستان است. البته نباید این نکته را فراموش کرد که آن دسته از دخترانی که با پیش آگاهی و اطلاعات کافی وارد این مرحله می شوند نیز از پیامدهای ناگزیر این تغییر و تحول در امان نیستند. هیجان شیرین بلوغ و ورود به عالم جوانی و بالندگی، گروهی از دخترها را برای رسیدن به چهره ای زنانه در روابط عاطفی و اجتماعی، شتابزده می کند. این شتاب و هیجان در انتخاب نوع لباس، افراط در آراستن صورت و رفتارهای زنانه شکل نگرفته و تصنعی، به روشنی آشکار می شود.

دختران بسیاری از «تنها ماندن» در هیجان و اضطراب تب بلوغ، شِکوه می کنند. و از آن سو دختران بسیاری هستند که انگار از مادران و معلمان خود بیشتر «می دانند». نه آن ندانستن و تنها ماندن و نه این «دانستنِ زودهنگامِ» خطرآفرین، هیچ کدام کمکی به سرگردانی دختران نسل نو نمی کند. شاید تنها یک چاره پیش روی دختران نوجوان و بزرگ ترهایشان باشد و آن آگاهی دادن بجا و متناسب با سن و سال و شرایط زمانی است. وظیفه واجبِ آگاه سازی، همزمان، بر عهده مادرها و مربی هاست. وقت آن فرا رسیده است که دخترها شرم زدگیِ تاریخی خود را فراموش کنند و مادرها دوستانه تر، صمیمانه تر و همدلانه تر با دختران خود به گفتگو بنشینند. با ایجاد چنین رابطه ای، محیط بیرون از خانه برای دختران خطرناک و ناامن نخواهد بود.

... همه چیز از خانه آغاز می شود.

 

 

 

منبع:پیام زن :مرداد 1382، شماره 137

Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved