درحال بارگزاري
  • تاريخ: سه شنبه 10 اسفند 1389

انقلاب اسلامی و آینده جهان اسلام


           
بسم الله الرحمن الرحیم
«من با اطمینان می‏گویم اسلام ابرقدرت‏ها را به خاک مذلت می‏نشاند؛ اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدوده خود را یکی پس از دیگری برطرف و سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد.»  امام خمینی(ره)

چند سال پیش که "انسا" خبرگزاری رسمی ایتالیا اعلام می‏كرد كه: «اسلام در همه جهان، از مرزها فراتر رفته است و برای دوباره برپا كردن زندگی، در دنیای بحران‏زده كنونی به سیستمی جدید تبدیل شده است.[1]» کمتر کسی باور می‏کرد که اسلام هم می‏تواند راه‏حلی برای بحران‏های انسان معاصر بیان کند.

سال‏های سال بود که مذهب به حاشیه رفته بود و دین نای بلند شدن و دعوی اداره زندگی را از دست داده بود. اما با پیروزی انقلاب اسلامی، مجددا مذهب به زندگی بازگشت و توانست همه آنچه را که انسان جدید گم کرده بود بیابد و او را به مسیر اصلی باز گرداند.

با وقوع چنین حادثه بزرگی، جهان بویژه جهان اسلام به نقش تعیین‏کننده معنویت در حل معضلات انسان معاصر پی برد و شعار بازگشت به سنت و مذهب مورد توجه همگان قرار گرفت. اما آنان که ماهیت دین اسلام را نمی‏شناسند و از درک جهان اسلام عاجزند؛ هرگز پیش‏بینی نمی‏کردند نشانه‏های سیاسی قرآن و سنت، به مسلمانان، چسبیده و از آنان فاصله نمی‏گیرد و دوباره آنان را در همه عرصه‏های زندگی با خود درگیر می‏کند.

این همان چیزی است که امروزه غربیان از آن به بازگشت دوباره مذهب به سیاست یا عصر «پست سکولاریسم» یاد می‏کنند. این عصر که بر باز گشت معنویت تأکید می‏کند علاوه بر اینکه سکولاریسم را تلطیف می‏کند به نوعی هم، به تقویت روند‏های انقلابی یا رادیکالیسم می‏انجامد.

ترکیب این سه عنصر یعنی باز گشت به مذهب، به حاشیه رفتن سکولاریسم و فرا رفتن از روش‏های اصلاحی و روی آوردن به اقدامات انقلابی، چیزی است که «راجر هاردی» آن را محصول "فرزندان خمینی» می‏خواند.

فرزندان خمینی دربرگیرنده نه مؤمنی که در رکاب او به مبارزه برخاسته بلکه همه کسانی است که پیام او را سخن خدا و پاسخ به ندای فطری خود می‏دانند.

از نظر هاردی: «اسلام، امروز بزرگ‏ترین مسئله غرب است؛ حتی یك مسئله جهانی است، اسلام، امروز نه تنها در خاورمیانه؛ بلكه در همه جا، عالم‏گیر شده است و مبارزه با آن بسیار مشكل.»[2]

اینکه مبارزه با اسلام به قرائت امام خمینی برای کلیت غرب مشکل است به دین مسأله باز می‏گردد که جهان اسلام حتی آرمان‏های مدرن خویش مثل آزادی و دموکراسی را نه در نظام دانائی غرب بلکه در ذیل جهان‏بینی اسلام مطالبه می‏کند؛ به همین دلیل است که امروزه در پس و پیش شعارهای مردم مصر و تونس، همان شعار همیشگی مسلمانان یعنی «الاسلام هو الحل» قرار گرفته است.

"الاسلام هو الحل" شعاری است که مسلمانان در سال‏های پس از جنگ جهانی اول و دوم مرتب بر زبان جاری ساخته‏اند. تمام مصلحان مسلمان از سید جمال‏الدین اسد آبادی گرفته تا راشد الغنوشی، تنها راه‏حل کنونی معضلات مسلمانان را «اسلام» دانسته‏اند.

این راه‏حل همان راه حلی است که تنها در ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره) به پیروزی رسید و سرنوشت عمومی تفکر اسلامی در جهان را متأثر از خود کرد، و امروزه به رهبری حضرت آیت‏الله خامنه‏ای (دامت برکاته) با درایت و اقتدار همچنان به پیش می‏رود اگر چه دشمن با ساز وکارها و ابزار نوینی وارد کارزار شده است، اما همواره مغلوب خشم دینی ملت‏ها است.

انقلاب اسلامی ایران به دلیل جذابیت‏هایی که در شعارها و اهداف خویش دارد، همواره پدیده‏ای اثرگذار در جهان اسلام بوده است. این اثربخش به طور طبیعی و یا ارادی و برنامه‏ریزی شده، در كشورهای مسلمان بازتاب یافته و دولت‏ها و جنبش‏ها و سازمان‏های دینی را در آن جوامع به درجات مختلف متأثر كرده است.

امروزه نه تنها علاقمندان و شیفتگان انقلاب اسلامی؛ حتی دشمنان و مخالفان انقلاب تردیدی ندارند و معترف‏اند كه پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و سقوط رژیم دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی در سال 1357 ش (1979 م) نقطه عطف مهمی نه تنها در تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی جهان اسلام و حتی جهان بشریت بوده است. این انقلاب از یك طرف به نظام مستبد و وابسته شاهنشاهی پایان داد و از سوی دیگر در عصری که هیچ‏کس پیش‏بینی نمی‏کرد حکومتی مذهبی برپا گردد توانست پس از گذشت 1400 سال از رحلت نبی گرامی اسلام(ص) نظامی بر پایه ارزش‏های اسلامی و مذهبی برپا کند و این‏گونه به مدت ربع قرن در برابر این همه مشكلات، توطئه‏ها و فشارهای خارجی و داخلی دوام آورد، استحكام یابد و كارایی خود در دنیای مدرن متكی بر سكولاریزم و لائیزم را به اثبات برساند.

تحولات پر شتابی که پس از انقلاب اسلامی در ایران رخ می‏داد همه مسلمانان را به درجات متفاوتی متأثر از خود کرد. دولت‏های اسلامی که پایه‏های مشروعیت خویش را متزلزل یافتند کوشیدند با راه‏اندازی نمادهای دموکراسی، برای دوام خود مشروعیت دینی و مردمی دست و پا کنند.[3] ملت‏های مسلمان نیز که نوعا سهمی در قدرت سیاسی نداشتند به این نتیجه رسیدند كه باید در سرنوشت خویش مشارکت کنند و از روند سلطه دولت‏های وابسته و مستبد بکاهند. این نشان می‏داد که روند تحولات جهان اسلام، پس از انقلاب اسلامی با سال‏های پیش از آن متفاوت شده و بیداری جهان اسلام با معنا و مفهوم جدیدتری پیدا كرده است.

اگرچه از حدود یك قرن پیش، مصلحانی چون سید جمال‏الدین اسدآبادی در جهان اسلام ظهور كرده و شعار بازگشت به اسلام و رویارویی با فرهنگ غرب را سر می‏دادند اما پیروزی انقلاب اسلامی به همه مسلمانان ثابت كند بازگشت به اسلام تنها یك خیال نیست و می‏تواند واقعیت هم داشته باشد.

می‏توان ادعا كرد اولین بازتاب پیروزی انقلاب اسلامی ناشی از شكل‏گیری نظام جمهوری اسلامی و تداوم اقتدار آن در رویارویی با بحران‏ها و توطئه‏های گوناگون، به خصوص در تقابل با دنیای قدرتمند غرب، بود كه روز به روز بر امید و اعتماد مسلمانان جهان افزود و آنها را نسبت به بازگشت به عصر شكوهمند اسلامی امیدوارتر كرد. در واقع آنچه آرنولد توین بی در كتاب تمدن در بوته آزمایش در سال 1949 پیش بینی كرده بود، با پیروزی انقلاب اسلامی عینیت یافت.

«پان اسلامیسم خوابیده است، با این حال ما باید این امكان را در نظر داشته باشیم كه اگر پرولتاریای جهان (مستضعفین) بر ضد سلطه غرب به شورش برخیزد و خواستار یك رهبری ضد غربی شود، این خفته بیدار خواهد شد. بانگ این شورش ممكن است در برانگیختن روح نظامی اسلام و حتی اگر این روح به قدر خفتگان هفتگانه در خواب بوده باشد اثر روحی محاسبه ناپذیری داشته باشد. زیرا ممكن است پژواك‏های یك عصر قهرمانی را منعكس سازد. اگر وضع كنونی بشر به یك جنگ نژادی منجر شود اسلام ممكن است بار دیگر برای ایفای نقش تاریخی خود قیام كند.»[4]

البته میزان تأثیر و بازتاب انقلاب اسلامی بر همه جوامع اسلامی یكسان و یك نواخت نبوده؛ بلكه با توجه به قرابت‏های فكری، فرهنگی و جغرافیایی درجه تأثیر آن متفاوت بوده است و چون این انقلاب بر پایه تعالیم دین اسلام و مكتب اهل‏بیت به پیروزی رسید، زمینه تأثیرگذاری آن با توجه به همین امر متفاوت بود.

الف ـ بازتاب انقلاب اسلامی بر شیعیان

انقلاب اسلامی بر مسلمانانی كه پیرو مكتب اهل‏بیت بودند ـ شیعیان جهان ـ تأثیر فوق‏العاده و شگفتی گذاشت. می‏توان ادعا كرد جایگاه شیعیان جهان را از حاشیه به مركز ثقل تحولات جهان اسلام منتقل كرد. شیعیانی كه در طول چند قرن همواره در اقلیت و آماج حملات شدید تبلیغاتی، به ویژه توسط حكام و خلفای بلاد اسلامی، بودند و با تكیه بر اصل تقیه حتی از بروز اندیشه‏های خود هراس داشتند، با این پیروزی جانی دوباره گرفتند و در صف اوّل مبارزه با امپریالیسم و استكبار ایستادند.

شرق‏شناسان و اسلام شناسان غربی كه تا این زمان توجه چندانی به مكتب تشیع نداشتند و اسلام را از دریچه اكثریت می‏دیدند و مطالعات و تحقیقات خود را بیشتر بر پایه شناخت اسلام از دیدگاه اهل‏سنت و جماعت قرار داده بودند، ناگهان متوجه این غفلت بزرگ شدند و احساس كردند در شناخت مكتب تشیع دچار ابهام شدیدی‏اند.

در همین راستا بود كه مسیر تحقیقات خود را تغییر دادند و با تشكیل كنفرانس‏ها و سمینارهای مختلف و متعدد و انتشار مقالات و كتب گوناگون تلاش وسیعی را برای شناخت بهتر این مكتب آغاز كردند. به جرأت می‏توان ادعا كرد كه شناخت اسلام از دید غیرمسلمانان كه قبلاً معطوف به شناخت تعالیم اسلامی با تعبیر اهل‏سنت و جماعت بود، تحول اساسی پیدا كرد و گرایش به درك اسلام از دید مكتب تشیع بیشتر شد.

اگرچه آمار دقیقی در دسترس نیست؛ اطلاعات موجود گویای این واقعیت است كه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تعداد كسانی كه از دریچه مكتب اهل‏بیت به دین اسلام گرویده‏اند، به طور چشمگیری افزایش یافته است؛ در حالی كه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی صرفا كسانی اسلام را از این مسیر انتخاب می‏كردند كه در اثر آشنایی و برخورد تصادفی با ایرانی‏ها یا شیعیان تحت‏تأثیر قرار می‏گرفتند. 

این امر حتی در مورد تغییر مكتب از مكاتب چهارگانه اهل‏سنت به مكتب جعفری هم صدق می‏كند بدین‏معنا كه شمار قابل توجهی از اهل‏سنت در اثر پیروزی انقلاب اسلامی علاقه جدی به شناخت واقعیت‏های مكتب تشیع پیدا كردند و به دنبال یافتن رموز و ساز و كاری بودند كه در اثر آنها انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و توانست نظامی را تأسیس كند كه در آن ارزش‏های اسلامی حاكم باشد.

طبق اطلاعات به دست آمده، تنها در نیجریه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، جمعیت شیعیان آن ازپانزده هزار نفر بیش از پنج میلیون نفر رسیده است. در بسیاری از جوامع اسلامی همچون مالزی، اندونزی در خاور دور هم كه قبل از پیروزی انقلاب نامی و اثری از مكتب تشیع دیده نمی‏شد، به تدریج اقلیت شیعه شكل گرفت و جایگاه مطلوبی میان مكتب‏های مختلف اسلامی پیدا كرد.

از همه مهم‏تر تأثیر و بازتاب عظیمی بود كه انقلاب اسلامی میان شیعیان لبنان به وجود آورد و آنها را كه با وجود داشتن اكثریت نسبی، در شرایط سیاسی و اجتماعی اسفناكی به سر می‏بردند، ناگهان بیدار كرد و از آنها كه جامعه لبنان به عنوان محرومین شناخته می‏شدند[5]، بمب‏های متحركی ساخت كه توانستند در برابر اشغالگران، در مدت كوتاهی، پنج قدرت بزرگ غربی[6] را بدون دادن كوچك‏ترین امتیازی وادار به فرار از این كشور بنمایند و امروز در حقیقت حزب‏اللّه لبنان به عنوان نماد خارجی بازتاب انقلاب اسلامی چون ستاره‏ای می‏درخشد.

لبنان نه تنها كانال حضور انقلاب اسلامی در كل جهان عرب است، بلكه مهم‏ترین كانال برای تأثیر بر مسئله قدس، فلسطین و منازعه اعراب و اسرائیل است. این سر پل همچنان فعال و پویاست و با خروج اسرائیل از جنوب لبنان پس از 22 سال، محرز شد كه حزب‏اللّه و مقاومت اسلامی كه بازوی انقلاب اسلامی به حساب می‏آیند، سهم اساسی در این امر داشتند. چنانچه در تقارن یا توالی انقلاب اسلامی ایران، حركت سیاسی ـ اسلامی متشابهی در هر یك از كشورهای اسلامی اتفاق افتاده باشد، می‏توان این فرضیه را با قوت بیشتری بیان كرد كه این امر معلول انقلاب اسلامی بوده است.

برای نمونه، هم‏زمان با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، مردم عراق ـ به خصوص شیعیان ـ به صورت توده‏ای یا تشكیلاتی هیجانات و واكنش‏های وسیعی، مشابه مردم ایران، نشان دادند كه می‏توانست ناشی از تأثیر انقلاب اسلامی باشد.[7]

عراق به عنوان یك كشور مهم عربی با اكثریت شیعی و قدرت نفتی، كانال مناسب دیگری برای حضور و صدور انقلاب اسلامی در جهان عرب بود. 

ب. بازتاب انقلاب اسلامی بر جهان اهل‏سنت

اثری که انقلاب اسلامی ایران در این جوامع گذاشت «تقویت روش‏های اصلاحی» بود؛ بدین معنا كه مردم در این جوامع سعی كردند با استفاده از ساختارهای سیاسی موجود، گرایش‏های اسلامی خود را نفوذ دهند و قدرت را بدون تغییر سیاسی در اختیار گیرند. روشی كه اسلام‏گرایان در الجزایر و هم در تركیه اعمال كردند، حركت‏های رفورمیستی و اصلاحی بود كه گام‏به‏گام با حضور فعالانه در انتخابات شهرداری‏ها و به دنبال آن در انتخابات پارلمان زمینه كسب قدرت را فراهم كردند.

اگرچه در عمل این روش در الجزایر با حضور خشن و بی‏رحمانه ارتش سركوب شد و در تركیه با استفاده از قوانین حاكم حداقل سه‏مرتبه جلوی كسب قدرت كامل اسلام‏گرایان گرفته شد.

انقلاب اسلامی ایران برای مسلمانان جنوب شرقی آسیا، پس از گذشت سال‏های اولیه ـ پیش از آنكه به عنوان الگویی اجتماعی و قابل تكرار مطرح باشد ـ به مثابه منبعی الهام‏بخش تلقی و موجب تجدید توان حركت انقلاب اسلامی در این جوامع شد.

پیروزی انقلاب اسلامی و انعكاس رسانه‏ای آن در جنوب شرقی آسیا، موجب تقویت احساس هویت مذهبی میان مسلمانان و تسریع روند تجدید حیات اسلام، آن هم در این جوامع، كه وجه بارز آن افزایش تقاضا برای مشاركت در مسایل جهانی امت اسلامی بود در شئون مختلف جامعه گردید؛ علاوه بر این، در دو دهه اخیر، نیز شاهد بر افتادن حكومت سوهارتو و روی كار آمدن اسلام‏گراها ـ در كنار سكولارها ـ در اندونزی بودیم. 

پیروزی انقلاب ایران، بر تایلند نیز بی‏تأثیر نبود و راهپیمایی عظیم تایلندی‏ها در سال 1369 ش (1990 م) برای برپایی مسجد تاریخی كروزه، نمونه‏ای از تلاش مسلمانان برای ابراز هویت اسلامی خویش است.

در باب بازتاب انقلاب اسلامی بر مسلمانان آفریقا كه در توالی انقلاب اسلامی، با گذشت یك دهه، شاهد پیشرفت جبهه نجات الجزایر می‏باشیم.

این توالی و برخی تشابهات كه در شكل، محتوا، اهداف و شعارهای اسلام‏گرایان الجزایر با انقلاب اسلامی وجود دارد، پژوهشگران را در طرح این فرضیه كه «انقلاب اسلامی در برخی كشورها چون عراق و لبنان اثر فوری گذاشت و در برخی از كشورها در دهه اوّل بذرهایی پاشید كه در آغاز دهه دوم و سوم نمود پیدا كرد»، جدی تر می‏نماید.

در مصر، در دوران پیروزی انقلاب اسلامی موقعیت اخوان‏المسلمین میان مردم و جوانان تضعیف شد و شاخه‏هایی از آن نیز تجزیه و به گروه‏های جهادی و مسلحانه منشعب شدند؛ البته این امر سبب شد اخوان نزد دولت مصر تقرب بیشتری یابد.

با گسترش مبارزات انقلابی تحت لوای اسلام، به عنوان هدف و ابزار مبارزه، برخی از جنبش‏ها و سازمان‏های سیاسی و مبارزاتی مجهز به ایدئولوژی‏های كمونیسم، ناسیونالیسم و لیبرالیسم رنگ باختند و توان اثرگذاری خود را از دست دادند و در عمل متلاشی یا متحول شدند و امام خمینی(ره) ضمن این كه مشكل جهان اسلام را متوجه دولت‏ها و حکومت‏ها ساخت معتقد بود که «ملت‏ها با آن فطرت ذاتی که دارند، می‏توانند مسایل را حل کنند» و مانع اصلی را در روابط حکومت‏ها با ابرقدرت‏های می‏دانست «حکومت‏ها هستند که به واسطه روابطشان با ابرقدرت‏ها و سرسپردگی‏شان با ابرقدرت‏های چپ و راست، مشکلات را برای ما و همه مسلمین ایجاد کرده‏اند. (صحیفه امام، ج13، ص84)

امام خمینی(ره) با دوراندیشی تنها راه نجات ملت‏های مسلمان از حکومت‏های فاسد و فاسق را قیام همگانی و استقامت در این مبارزه می‏داند وی در سال 60 همه ابعاد و چگونگی قیام مردم مسلمان مصر را چنین بیان می‏کند.

ملت مصر باید این مطلب را بداند که اگر قیام کند برخلاف این توطئه‏ها، همان طوری که ایران قیام کرد، آنجا هم خواهد پیروز شد. ملت مصر از حکومت نظامی نترسد و به او اعتنا نکند و همان‏طور که ایران حکومت نظامی را شکست و به خیابان‏ها ریخت، آنها هم بشکنند وبه خیابان‏ها بریزند و این تفاله‏های امریکا را بیرون بریزند. ملت مصر ننشینند تا این قدرت از بین رفته دوباره دست و پای خودش را جمع کند و نفوذ خودش را بر ملت تحمیل کند.

امروز روزی است که ملت مصر باید قیام کند. امروز روز ضعف دولت است و قدرت ملت. باید قدرت را نشان دهد و اعتنای به این حکومت نظامی بر خلاف همه موازین نکند و بشکند این حکومت نظامی را و به خیابان‏ها بریزد و این دولتی [را] که می‏خواهد با سرنیزه با اسلام مخالفت کند و به صراحت می‏گوید که هرکس که به اسلام و فادار باشد او را سرکوب می‏کنیم، [از بین ببرد،] این تکلیفی است برای ملت مصر، برای علمایی که وابسته به حکومت نیستند. این تکلیفی است برای علما، علمای مصر بپا خیزیند و برای خاطر خدا، از اسلام دفاع کنند. چه عذری است برای علمای مصر که اعلام ضدیت با اسلام را ـ این حکومت قبل از آمدنش به سرکار اعلام کرده است که هر چه با اسلام ربط داشته باشد ما او را سرکوب می‏کنیم ـ چه عذری است برای علمای اسلام در مصر که نشسته‏اند و گوش می‏کنند تا اینکه اینها دوباره غلبه کنند؟! امروز شما پیروزید. ملت مصر امروز قدرت دستش است.

ارتش معلوم نیست که با دولت باشد، مگر آنهایی که جیره خوار امریکا هستند. ارتش مصر توجه کند به اینکه اگر بخواهد پشتیبانی کند از این حکومتی که اعلام کرده است که من تابع امریکا هستم و اسرائیل و من هرکس دم از اسلام بزند او را خفه می‏کنم، این ننگ را به خودش، ارتش مصر راه ندهد و مهلت ندهد تا بعد از این، باز اسرائیل بیاید و به شما حکومت کند، و اسرائیل و امریکا مقدرات شما را در دست بگیرند. (صحیفه امام، ج15، ص285)

ایشان پیامی هم برای دول عرب دادند و به آن تاکید داشتند..
بر ملت و دولت‏های اسلامی و عربی است که... «حسنی مبارک» 24 نسخه دوم انور سادات و دیگر خائنین به اسلام را از خود برانند که اینانند که شما را بازیچه خود قرار داده‏اند تا متعمدا یا بدون عمد سد راه شرف و عزت اسلام شوند. (صحیفه امام، ج2، ص98  16/5/65)

فریاد امام خمینی(ره) فراتر از آسیای شرقی، در آفریقای عربی نیز تأثیرات بسیاری نهاده است. حزب نهضت اسلامی تونس نیز به رهبری راشد الغنوشی پس از پیروزی انقلاب ایران که معتقد به اجرای دستورات دینی در اداره کشور می‌باشد بشدت متأثر از امام خمینی است. غنوشی که یکی از هواخواهان امام خمینی در جهان اسلام است تنها روش آن فقید را راه‏حل نهایی جهان اسلام می‏داند.

این جنبش که هواخواهان زیادی در میان روشنفکران و طبقات متوسط شهری دارد با فرار زین العابدین بن علی از تونس مجددا فعال شده و غنوشی با باز گشت به تونس در سرنوشت آینده این کشور نقش مهمی ایفا خواهد کرد.

در مصر نیز آثار انقلابیون ایرانی مثل شهید مطهری تأثیر زیادی نهاده است. کوتاه نیامدن ایران از مسأله فلسطین و حمایت همه‏جانبه ایران از غزه و مخالفت با ابومازن و اسرائیل بسیاری از مصریان را به ایران متمایل ساخته است.

شاید این تأثیرات بیشتر بر سازمان آزادی‏بخش اسلامی مصر که از انشعابات اخوان المسلمین است و نیز جماعةالاسلامی مصر و سازمان جهاد مصر مشهود باشد. امروزه اخوان المسلمین توان انقلابی‏گری خویش را از دست داده و بیشتر روندهای اصلاح‏گرانه را در پیش گرفته است. چیزی که مصریان علاقمند به سرنوشت فلسطین نگران و آنان را بیش از پیش به ایران متمایل می‏سازد. ملت مصر بیدار و هوشیاراست.

رهبر فرزانه انقلاب، این بیدار را چنین توصیف می‏فرمایند: «آنها خودشان تکلیفشان را می‏دانند، به خودشان آگاهند که چه باید بکنند و درست هم فهمیده‏اند، ملت مصر درست فهمیده است ؛ جوانان مصر درست فهمیده‏اند که در مقابل حکومتی که به آرمان اسلامی و به آرمان فلسطین و به سرنوشت کشورهای اسلامی خیانت می‏کند؛ ایستاده‏اند. ( 8/2/1372)

نكته‏ای كه ضرورت دارد به عنوان استثنا در جوامع اهل‏سنت به آن پرداخته شود.

اگرچه حماسه مردم فلسطین پدیده‏ای تصادفی نبود و سال‏هاست كه آنان با دست خالی برابر حملات وحشیانه صهیونیست‏ها مقاومت می‏كنند؛ اما واقعیت این است كه پس از انقلاب اسلامی، حركت نوینی در مبارزات مردم فلسطین آغاز شد و جوانان بی‏شماری به اسلام روی آوردند و تعداد مساجد در كرانه باختری و نوار غزه افزایش یافت.[8]
  
حزب‏اللّه فلسطین نیز كه از فرزندان انقلاب اسلامی‏اند، در زندان غزه به عنوان گروهی مبارز اعلام موجودیت كردند و دیری نگذشت كه تحت عنوان انتفاضه اسلامی مبارزه با اسرائیل را متحول ساختند.
  
در حقیقت انتفاضه، با آموختن درس‏های تاریخی از انقلاب اسلامی ایران بهترین راه حل را «در نجات ملت فلسطین با تكیه بر آرمان اسلامی» می‏دانند.

بازتاب انقلاب اسلامی میان جوامع اهل‏سنت را می‏توان چنین بر شمرد:

1ـ بیداری و احیاگری اسلامی: اگرچه بیداری و احیاگری اسلامی میان علما و اندیشمندان اسلامی اهل‏سنت به قبل از پیروزی انقلاب اسلامی برمی‏گردد، گسترش آن مرهون پیروزی انقلاب اسلامی است. امروز موضوع جدایی دین از سیاست برای همه مسلمانان امری غیر قابل‏قبول شناخته شده و بازگشت به اسلام به عنوان یك اصل پذیرفته شده. نه تنها در زندگی فردی و اجتماعی بلكه در زندگی سیاسی همه مسلمان ـ تقویت و تثبیت شده است.

2ـ تقویت روحیه ضد استكباری و ضد سلطه بیگانه: با مقاومت و رویارویی موفقیت‏آمیزی كه انقلاب اسلامی در برابر قدرت‏های بزرگ به ویژه آمریكا نشان داد، در همه جوامع اسلامی كه طعم حقارت و سلطه استعمار و استكبار را چشیده بودند، اثرات خود را برجای گذاشت و امروزه روحیه ضداستكباری به ویژه ضدآمریكایی در جهان اسلام گستردگی كافی پیدا كرده است. این امر نیز مرهون بازتاب انقلاب اسلامی است.

3- از بین رفتن حس حقارت و خودكم‏بینی: انقلاب اسلامی موجب شد احساس حقارت و خودكم‏بینی از بین برود و مسلمانان به طور اعم به گذشته و به هویت اسلامی خود افتخار كنند و در پی بازگشت به ارزش‏های اسلامی باشند. به همین دلیل بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، مسلمانان، به ویژه جوانان، به حضور در مساجد و مجامع مذهبی رغبت فزاینده‏ای پیدا كرده‏اند، حتی پوشش و ظاهر خود را نیز به شكل و شمایل اسلامی درآورده‏اند. استفاده از حجاب اسلامی میان زن‏ها یك افتخار و سمبل مقاومت دانسته می‏شود. این امر تا آنجا پیش رفته است كه زنان متعهد، حتی به قیمت محرومیت از تحصیل و از دست دادن شغل خود، از پوشش اسلامی دست برنمی دارند.

4ـ ظهور مساجد به عنوان كانون فعالیت‏های سیاسی: مساجد به عنوان كانون اصلی مبارزات و فعالیت‏های سیاسی عمومیت یافته است و هر زمان كه مسلمانان با مشكل سیاسی روبه رو می‏شوند، به مساجد روی می‏آوردند و فعالیت‏های خود را در این مكان مقدس برنامه ریزی می‏كنند و شكل می‏دهند. به همین دلیل نه تنها مساجد موجود در جهان اسلام بعد از پیروزی انقلاب اسلامی رونق فوق‏العاده‏ای یافته است؛ روز به روز بر تعدادشان افزوده می‏شود و مساجد نه تنها محلی برای انجام فرایض عبادی، بلكه به عنوان مركزی برای فعالیت‏های سیاسی و اجتماعی، تثبیت شده است.

5- گسترش نهضت‏های رهایی‏بخش: بحث از انقلاب اسلامی و ارتباط آن با نهضت‏های رهایی‏بخش، از آنجا ناشی می‏شود كه ملت‏های جهان سوم و زیر سلطه استعماری، با مشاهده وقوع این انقلاب، بسیار كنجكاو شدند تا انقلاب اسلامی را بشناسند. ویژگی «معنویت محوری» انقلاب اسلامی نیز آنان را با این واقعیت مواجه ساخت كه می‏توان بدون كمك از ایدئولوژی‏های غیراصیل، در صدد ایجاد یك نظام مردمی برآمد. بنابراین، خودباوری و بیگانه ستیزی، بزرگ ترین تأثیر انقلاب اسلامی بر شكل گرفتن جنبش‏ها یا فعال‏تر شدن نهضت‏هایی بود كه از قبل وجود داشتند.

6ـ رفتار مذهبی: گرایش بیشتر زنان به حفظ حجاب، افزایش استقبال عمومی در انجام فرایض دینی (مثل برگزاری نمازهای جمعه و جماعت، گسترش جلسات آموزش‏های دینی او جمله آموزش قرائت و تفسیر قرآن و حضور گسترده تر در مجالس و محافل مذهبی) از مواردی است كه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی توسعه بیشتری یافته است.

7ـ حساسیت اسلامی: گرایش به استفاده از نام‏ها و عناوین اسلامی برای اشخاص و مؤسسات، و دوری از به كاربردن عناوین و نام‏های غربی از آثار انقلاب اسلامی بعد از پیروزی انقلاب است، به طوری كه حتی رژیم بعثی عراق، تحت‏تأثیر این حساسیت، شعار اللّه اكبر را زیب پرچم كشور عراق كرد.

8 ـ حمایت از مقدسات دینی: پس از صدور فتوای امام خمینی - رحمه الله علیه - در مورد سلمان رشدی، انتشار كتاب مزبور در تمامی كشورهای اسلامی ممنوع اعلام شد و تقریبا در تمامی كشورهای اسلامی، تظاهراتی بزرگ علیه سلمان رشدی و حامیانش بر پا شد؛ از جمله در كشورهایی چون هند، پاكستان و...، حتی این عكس‏العمل‏ها در پاكستان منجر به كشته و زخمی شدن تعدادی از مسلمانان گردید.

9ـ مطالبات سیاسی: افزایش تقاضا برای اسلامی‏تر شدن قوانین و شئون جامعه و وادار نمودن دولت به واكنش‏های مثبت و اقناعی در اغلب كشورهای اسلامی، به عنوان خواست عمومی، مطرح است و این امر نظام‏های لائیك را به چالش كشانده است.

10ـ مشاركت بین‏المللی: (تقویت احساس تعلق به امت اسلامی و ابراز حساسیت نسبت به تحولات جهان اسلام).

همه این‏ها برگرفته از آموزه‏های دینی است که به برکت انقلاب اسلامی و رهبری خردمندانه امام خمینی(ره) و حضرت آیت‏الله خامنه‏ای (دامت برکاته) منشور قیام‏ها، حرکت‏های آزادگان جهان بویژه مسلمین قرار گرفت و عامل پیروزی و موفقیت آنان در حرکت‏های مقدس خواهد بود.

والسلام 

 
پی‏نوشت:
----------------------

1. جایگاه اسلام در جهان امروز، محمدحسن اختری، سلسله نشست‏های كانون گفتمان دینی، مركز مطالعات حوزه علمیه قم، 1382، صص 4 و 3.
2. همان.
3. رایت، رابین، شیعیان مبارزان راه خدا، ترجمه علی اندیشه، تهران، قومس، ص 174 ـ 175.
4. توین، آرنولد، بی‏تمدن در بوته آزمایش، ترجمه یعقوب آژند، تهران، مولی، 1362، ص 117.
5. امام موسی صدر اولین تشكّل ایجاد شده از شیعیان لبنان را حركت المحرومین نامید.  
6. در سال 1356 و به‏دنبال حمله گسترده اسرائیل به خاك لبنان و اشغال بخش‏هایی از بیروت، چهار قدرت غرب (آمریكا، انگلیس، فرانسه و ایتالیا) در لبنان نیرو پیاده و پایگاه‏هایی در غرب برای خود ایجاد كردند؛ اما در سال 1361 و به دنبال عملیات استشهادی نیروهای مقاومت اسلامی ناچار به ترك خاك لبنان شدند.
7. ملت‏های عربی و انقلاب اسلامی، وزارت ارشاد اسلامی، دفتر برنامه‏ریزی و هماهنگی تبلیغات خارجی، نشر بی‏تا، ص 12.
8. فصل‏نامه مطالعات آسیای مركزی و قفقاز، س 5، ش 13، بهار 1375، ص 284. 
  
   
به کوشش معاونت بین‏الملل مجمع جهانی اهل‏بیت(ع)
  
  
Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved