درحال بارگزاري
  • تاريخ: يکشنبه 20 ارديبهشت 1394

راههای افزایش احساس رضایتمندی از زندگی


           
 
 سوده موحدی
 
زندگی روزانه بسیاری از مردم به گونه ای شده است که با وجود فعالیت های زیادی که در طول روز انجام می دهند به رضایت مورد نظر خود از زندگی نمی رسند. واقعا لازمه بدست آوردن رضایت کامل و زندگی بهتر چیست؟ چه کارهایی باید انجام دهیم، چگونه باید بیندیشیم تا به رضایت حداکثری برسیم؟ چه چیزی باعث رضایت ما می شود؟

لازمه دریافت پاسخ سوالات بالا، آموزش شیوه و مهارت درست فکر کردن است. این که بیاموزیم چگونه فکر کنیم و چگونه تفکری داشته باشیم؟ برای به دست آوردن تفکر بهتر پیروی از چند اصل مهم، لازم و ضروری است.

چگونگی تفکر افراد ارتباط مستقیمی با احساسات و عملکردشان دارد. یعنی به هر اندازه اندیشه و تفکر صحیح و مثبت باشد، انسان از زندگی روزانه خود لذت بیشتری می برد و به سوی رستگاری هدایت می شود و بلعکس آن در شرایطی که اندیشه و طرز تفکر رویگردان از تفکری سالم و مثبت باشد، انسان در بهبود مسائل زندگی و کسب مهارت های لازم، موفقیت کمتری به دست می آورد. در همین راستا شاهد افرادی هستیم که برای تفکر و اندیشه انسان محدودیت قائل شده اند و آن را مختص گروه های خاص دانسته اند و بر این تصور غلط می باشند که اصلاح اندیشه مختص افراد کم  سن و سال و جوانان است. این تصور غلط، اما رایج میان مردم به عبارت "از من گذشته"، شهرت دارد که روی زندگی تعداد زیادی از مردم تاثیر نامطلوبی گذاشته است. این افراد از این جمله می خواهند به عنوان راه فراری برای عدم اصلاح اندیشه شان استفاده کنند. اصلاح اندیشه شرایط سنی ندارد، جنسیت نمی شناسد، ریئس و مرئوس ندارد و ... اصلاح اندیشه و اندیشه سالم مختص همه انسان های آزاد اندیش است که به دنبال سلامت روح و روان و لذت بردن از زندگی مادی و معنوی خود هستند. آری، خداوند نعمت هایش را در اختیار بندگانش قرار داده است و هر کس بنا به دیدگاه و اندیشه خود از این موهبت الهی استفاده می کند.

زندگی انسان ها در طول تاریخ با اندیشه و تفکر همراه بوده است. پس در قدم اول باید ایمان پیدا کنیم که کسب اندیشه و تفکر سالم منحصر به یک و یا چند گروه خاص نیست. انسان در تمام مراحل زندگی اش نیازمند به تفکر، رشد و تربیت می باشد. به عبارت دیگر اندیشه صحیح یعنی صرف فعل خواستن و توانستن و حرکت به سوی کمال. به این معنا که من باور دارم که می توانم اندیشه سالمی داشته باشم و درست فکر کنم و به مدد تفکر سالم، خود را به درجات متعالی در امور دنیوی و معنوی خواهم رساند. در شرایطی که نسبت به انجام کاری ایمان دارید، ذهن تان راه های انجام آن را پیدا می کند و بلعکس هنگامی که اعتقاد دارید کاری نشدنی است ذهن تان دلایل و توجیهاتی را می یابد تا نشدن آن کار را اثبات کند. با اتکا به جمله مثبت "من می توانم" برای مشکلات خود راه حل های مناسبی ارائه دهید. یادتان نرود که جملات منفی، افکار منفی دیگری را به دنبال خواهد داشت. پس با حذف جملات منفی نظیر؛ نمی شود، امکان ندارد، غیر ممکن است، بی فایده است ... به راه حل های تازه برسید و ایمان داشته باشید که به هدفتان خواهید رسید.

برای اینکه طرز تفکر بهتری داشته باشید ذهنتان را درگیر مسائل مثبت کنید و جلوی ورودی های منفی را بگیرید. به این صورت که برای فکرتان خوراک مناسب آماده کنید. از جمله موضوعات مناسبی که می توانید مورد تفکر قرار دهید؛ تفکر در مورد دنیا، آخرت، حسابرسی های روزانه از اعمال و کارهایی که در طول روز انجام داده اید، نوع ارتباط با دوستان تان و ... می باشد. به عبارت دیگر سعی کنید ظرف فکری تان را با فکرهای خوب و مثبت و فکرهایی که مطلوب خداوند است و در نهایت منجر به تقرب الهی می شود پر نمایید.

انسان به مدد افکار مثبت، استعداد و توانایی پیشرفت در مسیر الهی را به دست می آورد و با وجود افکار منفی می تواند در مسیر غیر الهی قدم بگذارد. شنیدن هر سخن، دیدن و گفتن هر مطلب، بدون فیلتر رضایتمندی خدا، در هدایت و سازماندهی افکار ما نقش مهمی ایفا می کند. چشم، گوش، زبان، اوقات فراغت، نوع و نحوه ارتباط با دوستان همگی برای درست زیستن و درست اندیشیدن احتیاج به پاکسازی و فیلتر دارد. چه طور می توان از شخصی که هر فیلم و تصویری را می بیند، هر حرف و سخنی را بدون توجه به صحت آن می شنود و بیان می کند و حق هر رفت و آمدی را بدون توجه و در نظرگرفتن موقعیت اعتقادی و فرهنگی برای خود قائل می شود، انتظار داشت که اندیشه و فکر سالم و پاک را دنبال کند. باید ورودی های فکر را کنترل کرد تا زمینه ای برای اندیشه سالم و پاک و افکار درست فراهم شود.

این بیت معروف را حتما شنیده اید،
" ز کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود       به کجا می روم آخر ننمایی وطنم"
این بیت شعر تمایل انسان را برای بهتر زیستن و مطلوب خدا بودن تقویت می کند و یادآوری بر این مطلب است که برای چه به این دنیا آمده ایم و باید مراقب رابطه مان با خداوند باشیم. ولی متاسفانه حقیقت این است که ما انسان ها آنچنان خود را غرق این دنیای مادی و فانی کرده ایم که دیگر مجالی برای تفکر و رسیدن به حقیقت باقی نگذاشته ایم.

مدام گفته ایم و شنیده ایم و بارها از خود پرسیده ایم که ما که هستیم؟ از کجا آمده ایم و برای چه به این دنیا آمده ایم و به کجا خواهیم رفت؟ آیا این دنیا برای ما کافی است؟... برای جواب این سوال ها باید شناخت درست و دقیقی از خود، مبدا و معاد و دنیا داشته باشیم. اولین قدم برای رسیدن به شناخت، تفکر است، ما نمی توانیم و نباید بدون در نظر گرفتن اصل تفکر به دنبال شناخت و تغییرات اساسی در زندگی مان باشیم. منظور از شناخت حقیقی، باور و اعتقاد قلبی است وگرنه خیلی از مردم در مقام علم ظاهری جواب این سوالات را می دانند. به عبارت دیگر دانستن تنها و بدون باور تعهد نمی آورد، برای رسیدن به باور و اعتقاد قلبی تفکر لازم است که بواسطه نبودن آن موجبات عدم غفلت انسان فراهم می شود.



Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved