درحال بارگزاري
  • تاريخ: دوشنبه 21 ارديبهشت 1394

پایه شکوفایی ارزش های اخلاقی در خانواده


           
 
سوده موحدی
 
در بین تمامی ادیان الهی مخصوصا دین مبین اسلام، خانواده به عنوان زیربنای ساختار اجتماعی و عامل اصلی حراست از ارزش های اخلاقی و اجتماعی به شمار می رود. براستی که برای حراست از اهداف والای مکتب اسلامی، نیازمند به توجه جدی به خانواده و قدم نهادن در راستای تعالی و مصالح خانواده هستیم. اگر خانواده ها بتوانند از نهایت ظرفیت وجودی خود بهرمند شوند، باعث رشد اجتماع می شوند. به واقع با حفظ این بنای مقدس در مواجه با مشکلات مصون خواهیم ماند.

یکی از عواملی که برای ایجاد محیطی مستعد جهت شکوفایی ارزش های اخلاقی ضروری است، رعایت اصول صحیح تربیتی از سوی والدین است. هر پدر و مادری نسبت به تربیت فرزند خود مسئولیت دارد، در حقیقت زن و مرد با بچه دار شدن آمادگی خود را برای هدایت و سعادت بخشی یک انسان دیگر اعلام می کنند. نکته مهمی که در اینجا توجه به آن لازم و ضروری است و باید آن را مد نظر قرار داد توجه به علم وراثت است.

وراثت عامل بسیار مهمی در تربیت انسان به شمار می رود، پژوهشگران بر این عقیده هستند که اولین عاملی که در شکل گیری شخصیت انسان نقش اساسی دارد، وراثت است. وراثت به دو شکل ظاهری و باطنی در انسان تاثیر گذار است. منظور از شکل ظاهری، آن است که فرزند از حیث ظاهر نظیر اجزای صورت، قد و ... ؛ منظور از شکل باطنی، خصوصیات و صفات اخلاقی کودک نظیر، روحیات، شخصیت، اخلاق و ... شبیه به والدین خود می شود. اما نکته قابل تامل این است که اگرچه انتقال فضائل و رذائل به فرزند اثبات شده است ولی باید آگاه بود که نتیجه قانون وراثت جبری نیست. به این معنی که خصوصیات رفتاری که از والدین به فرزند منتقل می شود قابل تغییر است و خود انسان می تواند صفات ناپسند اخلاقی را به صفات پسندیده تغییر دهد.

پس اولین قدم در عرصه تربیت را با اصلاح خویشتن آغاز کنید. به این معنا که قبل از تصمیم به بارداری صفات و اخلاق حسنه و رذیله خود را مورد بررسی قرار دهید تا مانعی بر تاثیر صفات ناپسند و الگوی مناسبی برای فرزندتان باشید. واضح است که اگر الگوی تربیتی کودک سالم نباشد، نمی توان توقع یک نظام ارزشی سالم را از کودک داشت.

همه افرادی که در اطراف کودک هستند به نحوی بر تربیت کودک تاثیر گذارند، اما والدین بیشترین سهم و تاثیرگذاری را در تربیت فرزندانشان دارند. نسبت تاثیر گذاری نقش پدر و مادر متفاوت است، مادر به طبع زمان بیشتری که با کودک سپری می کند از نقش پررنگ تری برخوردار است و کودکان مخصوصا در سنین پایین مبانی فکری، اندیشه، رفتارهای اولیه اجتماعی و ... خود را از مادر می آموزند. نقش مادر در امر تربیت به قدری مهم قلمداد می شود که می توان گفت زمینه رشد و تعالی و یا زمینه انحطاط کودک تا حدود زیادی مربوط به آن است. ولی به واقع کودک با مشاهده شیوه رفتار والدین خود با ارزش ها و ضد ارزش ها و فرهنگ و ... آشنا می شود و بی شک رفتار و کردار والدین شخصیت کودک را شکل می دهد. وظیفه والدین است که برای پروراندن صحیح فرزندشان خود را به اطلاعات کافی مسلح کنند تا بتوانند الگوی مناسبی برای آن ها باشند. در صورتی که مقدمات اولیه تربیت و پرورش صحیح و اصولی چیده شده باشد، بهتر به سرانجام می رسد. والدینی که می خواهند در امر تربیت موفق شوند باید با مطالعه کتاب های متعدد و کمک گرفتن از افراد کارشناس پایه های اولیه تربیت را درست بنا کنند و نسبت به مسئولیت خود آگاهی کامل داشته باشند که در غیر این صورت هرگز قادر نخواهند بود به اهداف و مقاصد مورد نظرشان برسند.

دنیای امروز آنقدر پیچیده شده است که آموزش تفکر به فرزندان یکی از وظایف مهم والدین محسوب می شود. همه افراد قادر هستند که تفکر را آموزش ببینند و در آن مهارت کسب کنند ولی نباید فراموش کنند که این امر به تمرین و تکرار و پشتکار نیاز دارد. متاسفانه ارمغان و سوغات قرن حاضر بی توجهی انسان به نیروی فکر و اندیشه و به دنبال آن بی توجهی به صفات انسانی و پسندیده است. انسان به مرور زمان، فکر و اندیشه را از دست می دهد و در نهایت پوچ و توخالی و بدون آگاهی به دنبال بقیه روزگار سپری می کند. اگر کودکان و نوجوانان ما از ابتدا اهل فکر و اندیشه سازنده شوند دیگر ما دغدغه ای برای بزرگسالی آن ها نخواهیم داشت چرا که معمولا آموزش رفتار و کردار به کودکان همانند حکاکی بر روی سنگ است و تا پایان عمر در ذهن کودک باقی می ماند. در چنین فضایی است که به جرات می توان گفت سطح فرهنگی جامعه ارتقاء پیدا خواهد کرد.

متاسفانه تفکر و اندیشه در جامعه امروزی از جایگاه خوبی برخوردار نیست. به گونه ای که بسیاری از افراد، به جای دقت و توجه در اخلاق و رفتار حسنه و نیک، بهای بیشتری به مادیات می دهند. غالبا والدین در صدد این هستند که خواسته های فرزندانشان را تا حد توان برآورده کنند که جدای از تاثیرات خوب و بد تربیتی که دارد نتیجه اش آن می شود که والدین زمان زیادی را جهت کسب درآمد بیشتر و تامین مازاد احتیاجات باید بیرون از خانواده و به دور از فرزندان سپری کنند. اما آیا کدامیک ارزشمند تر است؟ تربیت نیک و یا رفاه بیشتر؟ براستی به همان اندازه که برای رفاه فرزندانتان هزینه و وقت صرف می کنید برای تربیت اندیشه و آموزش و فرهنگ تفکر هم وقت می گذارید؟ همان طور که برای خرید لباس های رنگارنگ و ... فرزندتان اهمیت قائل هستید تا فرزندتان با ظاهری آراسته در مجامع عمومی ظاهر شود به اخلاق و رفتار کودکتان نیز بها می دهید؟ آیا اندیشیدن را به فرزندانتان از همان آغاز کودکی می آموزید تا جامعه فرزندان سالم تر و صالح تری داشته باشد؟ حقیقت این است که زندگی بدون معنا و هدف ارزشی نخواهد داشت. علت نارضایتی در زندگی، عدم درک درست معنای زندگی است نه ناکامی در کسب رفاه. فاصله گرفتن افراد جامعه از تفکر و اندیشیدن موجب عدم درک معنای زندگی می شود.

به واقع آن والدینی که مدت زمان زیادی را صرف فعالیت های اجتماعی و کار می کنند به اجبار وقت کمتری را با کودک خود سپری خواهند کرد. توجه به ظاهر و خوراک و کودکان امری پسندیده و لازم است ولی بی اعتنایی نسبت به اخلاق امری بسیار نکوهیده است و نتایج زیانباری خواهد داشت که آن نتایج به مراتب مضرتر از نداشتن ظاهر شیک و خوراک های متنوع و لذیذ است. اگر انسان به دنبال فرزندی شایسته است و می خواهد فرزندی صالح و شایسته تحویل اجتماع دهد باید اول از خودش شروع کند و به اصلاح خود بپردازد و فرهنگ تفکر و اندیشه را در خانواده خود نهادینه کند. اگر مردم اجتماع به صورت یکپارچه فرهنگ اندیشیدن را در خانواده خود نهادینه کنند، طولی نخواهد کشید که شاهد گسترش نیروی اندیشه در اجتماع خواهیم بود و درصد اشتباهات در اجتماع کمتر خواهد شد. در جامعه امروز والدینی موفق هستند که بتوانند به تناسب سن کودک پیوند عمیقی بین تغذیه روح و جسم بوجود آورند.
 
Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved