درحال بارگزاري
  • تاريخ: سه شنبه 12 مرداد 1389

تولد دوباره یا حیات طیبه


           
نویسنده: مهدی عزیزان

 

 

ارکان زندگی نباتی و حیوانی

در این دنیای پهناور و بی انتها موجودات بسیاری زندگی می کنند . گیاهان، حیوانات و انسان ها سه دسته موجوداتی هستند که ما به عنوان موجودات زنده از آن ها نام می بریم . اما به راستی علائم زندگی گیاهان چیست؟ زندگی حیوانات چطور؟ و انسان ها چگونه؟ به تعبیر دیگر، زندگی گیاهان دارای چه نشانه هایی است؟ زندگی حیوانات چه شاخصه هایی دارد؟ و زندگی انسانی مبتنی بر چیست؟

گیاهان، از آب، خاک، هوا و نور خورشید تغذیه می کنند، بر اثر تغذیه، رشد (تنیمه) می کنند و برای بقای نسلشان تولید مثل می نمایند .

بنابراین سه شاخصه «تغذیه » ، «تنمیه » ، «تولید مثل » را به عنوان علائم حیاتی گیاهان می شناسیم . حیوانات نیز علاوه بر تغذیه و رشد و تولید مثل، با اراده خود حرکت می کنند، و به این سو و آن سو می روند . به چیزهایی «میل و گرایش » نشان می دهند و از چیزهایی «گریزانند» . بنابراین شاخصه اصلی زندگی حیوانی، عبارت است از حرکت ارادی بر اساس «شهوت » (میل ها و گرایش ها) و «غضب » (نفرت ها و ترس ها). البته شهوت و غضب حیوانات بر اساس غریزه و طبیعت خاص آن ها شکل می گیرد و فقط دارای منشا غریزی است .
موجودی دوزیست

انسان از آن جهت که دارای بعد مادی و معنوی است، موجودی دو زیست است و یا به عبارت دیگر شهروند دو کشور است .

انسان از آن جهت که شهروند کشور مادیات است، مانند گیاهان تغذیه می کند، رشد و نمو دارد و تولید مثل می کند . و نیز مانند حیوانات دارای شهوت و غضب است . یعنی به اموری که موافق طبع او است گرایش و میل نشان می دهد و از اموری که مخالف طبع اوست، فرار می کند و نفرت نشان می دهد . تا اینجا، زندگی انسانی با زندگی گیاهی و حیوانی هم مرز است و انسان از این جهت با گیاهان و حیوانات احساس خویشی می کند . اما زندگی انسانی، در همین محدوده خلاصه نمی شود، بلکه از آن جهت که دارای عقل و اندیشه و روح مجرد و غیرمادی است، می تواند پا به کشوری تازه بگذارد و تابعیت آنجا را بپذیرد .
اولین تولد انسان

اگر محدوده زندگی انسان را در زندگی مادی خلاصه کنیم، زندگی انسان با تولد آغاز می شود و با مرگ نیز خاتمه می یابد و برای همیشه پرونده زندگی او مختومه اعلام می شود . قرآن کریم این اعتقاد را چنین بیان می کند:

«وقالوا ما هی الا حیاتنا الدنیا نموت ونحیا وما یهلکنا الا الدهر وما لهم بذلک من علم ان هم الا یظنون » (1) ; «آن ها گفتند: «چیزی جز همین زندگی دنیای ما در کار نیست، می میریم و زنده می شویم و جز طبیعت [و روزگار] ما را هلاک نمی کند، آن ها به این سخن که می گویند علمی ندارند، بلکه تنها گمان [بی پایه] دارند .»

اما در نظر قرآن، گر چه ابتدای تولد انسان، پا گذاشتن به دنیای مادی است، اما انتهای زندگی او، خارج شدن از دنیای مادی نیست .

تمام همت پیامبران بر این بوده است که پنجره جدیدی به روی انسان بگشایند و افق دید او را وسعت بخشند، تا انسان بداند زندگی دامنه ای بی انتها دارد و باید خود را برای چنین زندگی بی انتهایی آماده کند .
تولد دوباره انسان

انسان، با زاییده شدن از شکم مادر «حیات حیوانی » می یابد، و با گذر از عالم حیوانی و غلبه بر شهوت و غضب، «حیات انسانی » پیدا می کند . بنابراین کسانی که هنوز در بند شهوت و غضب حیوانی اند، به لحاظ انسانی زنده نیستند و مرده محسوب می شوند . انسان، با شنیدن دعوت انبیای الهی و دل سپردن به آن زنده می شود و «حیات انسانی » خود را آغاز می کند . قرآن کریم می فرماید:

«اومن کان میتا فاحییناه وجعلنا له نورا یمشی به فی الناس کمن مثله فی الظلمات لیس بخارج منها، کذلک زین للکافرین ما کانوا یعملون » (2) ;

«آیا کسی که مرده بود سپس او را زنده کردیم و نوری برایش قرار دادیم که با آن در میان مردم راه برود، همانند کسی است که در ظلمت ها باشد و از آن خارج نگردد؟ این گونه برای کافران اعمال [زشتی ] که انجام می دادند تزیین شده است .»

و نیز می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا استجیبوا لله وللرسول اذا دعاکم لما یحییکم » (3) ;

«ای کسانی که ایمان آوردید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می خواند که شما را حیات می بخشد .»

و یا می فرماید: «من عمل صالحا من ذکر او انثی وهو مؤمن فلنحیینه حیاة طیبة ولنجزینهم اجرهم باحسن ماکانوا یعملون » (4) ;

«هر کس کار شایسته ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده می داریم و پاداش آن ها را به بهترین اعمالی که انجام می دادند، خواهیم داد .»

بر اساس این آیات شریفه، انسان های دارای ایمان و عمل صالح، حیات دوباره ای می یابند که سایر انسان ها از مواهب این حیات، بی بهره اند .

انسان های برخوردار از این حیات تازه، چیزهایی می بینند که دیگران نمی بینند، چیزهایی می شنوند که دیگران از شنیدن آن ها عاجزند و از احساسات لطیفی برخوردارند که دیگران فاقد آنند . این عده، گر چه در زندگی مادی با دیگران شریکند و از دنیای آن ها بهره می برند، اما دیگران با دنیای اینان بیگانه اند و از مواهب آن محروم .

در حدیث معراج آمده است: «اما الحیاة الباقیة فهی التی یعمل لنفسه حتی تهون علیه الدنیا وتصغر فی عینیه وتعظم الآخرة عنده . . . فاذا فعل ذلک اسکنت فی قلبه حبا حتی اجعل قلبه لی، وفراغه واشتغاله وهمه وحدیثه من النعمة التی انعمت بها علی اهل محبتی من خلقی وافتح عین قلبه وسمعه حتی یسمع بقلبه وینظر بقلبه الی جلالی وعظمتی; (5)

زندگی ماندگار آن است که فرد [در انجام اعمال صالح] برای خود کوشش کند تا آنکه دنیا نزد او کوچک و آخرت در چشم او بزرگ شود . . . هرگاه چنین عمل کرد، قلب او را پر از محبت [خود] می نمایم تا آنجا که چشم و گوش قلبش را باز کنم تا با قلب خود [کلام مرا] بشنود و با [چشم] قلب خود به عظمتم بنگرد .»
ویژگی های حیات طیبه


1- زندگی عاقلانه و دین مدارانه

قال علی علیه السلام: «لا حیاة الا بالدین ولا موت الا بجحود الیقین (6) ;

زندگی، جز با دین نیست، و مرگ چیزی غیر از انکار یقین نیست .»

و «توحید» به عنوان رکن رکین تمام ادیان الهی، موجب حیات روحانی است .

امام علی علیه السلام فرمود: «التوحید حیاة النفس (7) ;

[ایمان به] توحید، موجب حیات روح است .»

همچنین امام علی علیه السلام فرمود:

«انی اذا استحکمت فی الرجل خصلة من خصال الخیر احتملته لها واغتفرت له فقد ما سواها ولا اغتفر له فقد عقل ولا عدم دین لان مفارقة الدین مفارقة الامن ولاتهنا حیاة مع مخافة وعدم العقل عدم الحیاة ولاتعاشر الاموات (8) ;

من، هرگاه صفتی از صفات نیک را در کسی مستحکم بیابم، او را بخاطر داشتن همان صفت، تحمل می کنم و از نبود سایر صفات نیک در او در می گذرم، اما از دو ویژگی فقدان عقل و نبود دین نمی گذرم، چرا که جدایی از دین، جدایی از امنیت است و هیچ زندگی همراه با ترس گوارا نیست، و نبود عقل نبود زندگی است و با مردگان، نتوان زیست .»


2- زندگی عالمانه و حکیمانه

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «العلم حیاة الاسلام وعماد الایمان (9) ;

علم موجب حیات اسلام، و پایه ایمان است .»

و امام علی علیه السلام فرمود: «اعلموا انه لیس من شیی ء الا ویکاد صاحبه یشبع منه ویمله الا الحیاة فانه لایجد له فی الموت راحة . وانما ذلک بمنزلة الحکمة التی هی حیاة للقلب المیت وبصر للعین العمیاء وسمع للاذن الصماء وری للظمئان وفیها الغنی کله والسلامة (10) ;

بدانید که هیچ چیز نیست جز آنکه دارنده اش از آن سیر و دلگیر شود، مگر زندگی [که بر آن چیزی نگزیند] چون در مرگ آسایشی نبیند . و آن همانند حکمت است که حکمت مایه حیات دل مرده است و چشم کور را بینایی است و گوش کر را موجب شنوایی . سیراب کننده تشنه [حقیقت ] است، و در آن همه بی نیازی و سلامت است .»

همچنین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «لا عیش الا لرجلین: عالم ناطق ومتعلم واع (11) ;

فقط دو کس زندگی می کنند: عالم گوینده [که علم خود را نشر می دهد] و یاد گیرند علم [که در راه کسب دانش است . ]»

و در همین راستا، هم نشینی و آمد و شد و انس و الفت با عالمان ربانی، کار ساز است .

امام علی علیه السلام فرمود: «مجالسة الحکماء حیاة العقول وشفاء النفوس (12) ;

«هم نشینی با حکیمان، موجب زنده شدن عقل ها و شفاء روح ها است .»


3- خشنودی از تقدیر الهی

امام علی علیه السلام فرمود: «ان اهنا الناس عیشا من کان بما قسم الله له راضیا (13) ;

«گواراترین زندگی از آن کسی است که به آنچه خداوند نصیب او گردانیده است راضی و خشنود باشد .»

و در حدیث معراج آمده است: «یا احمد! هل تدری ای عیش اهنی ء وای حیاة ابقی؟ قال: اللهم لا، قال: اما العیش الهنیی ء فهو الذی لایفتر صاحبه عن ذکری ولاینسی نعمتی ولایجهل حقی، یطلب رضای لیله ونهاره (14) ;

«ای احمد! آیا می دانی کدام زندگی گواراتر و ماندنی است؟ گفت: خداوندا! نه . فرمود: کسی زندگی گوارا دارد که در ذکر و بیاد داشتن من سستی نکند، نعمت مرا فراموش نسازد، نسبت به حق من جاهل نباشد و پیوسته در روز و شب، خشنودی و رضایت مرا طلب کند .»


4- تدبیر و آینده نگری

رسیدن به هر قله ای، مادی یا معنوی و دنیوی یا اخروی، بدون برنامه ریزی، عاقبت اندیشی و محاسبه، امکان پذیر نیست . از این جهت یکی از صفات مهم مؤمنان، هم در زمینه مسایل مادی و دنیوی و هم در زمینه مسایل معنوی و اخروی، تقدیر، تدبیر و تنظیم امور است .

امام علی علیه السلام فرمود: «قوام العیش حسن التقدیر وملاکه حسن التدبیر (15) ;

پایداری زندگی به تقدیر و اندازه گیری خوب است و ملاک تقدیر خوب، [عاقبت اندیشی و ] آینده نگری مناسب است .»


5- یاد خداوند

جان آدمی نیز مانند جسم او محتاج رسیدگی و تغذیه است، و چون جان او پرنده ای از عالم بالا و زاییده شده در آنجا است، غذای حیات آن، ارتباط با عالم بالا و ملکوت دارد .

امام علی علیه السلام فرمود: «فی الذکر حیاة القلوب (16) ;

زندگی قلب ها [و جان ها]، در یاد خداست .»

و نیز فرمود: «من ذکر الله سبحانه احیا الله قلبه ونور عقله ولبه (17) ;

هر کس به یاد خداوند سبحان باشد، خداوند قلب او را زنده و عقل و مغز او را نورانی خواهد کرد .»

همچنین آن حضرت فرمود: «الذکر نور العقول وحیاة النفوس وجلاء الصدور (18) ;

یاد [خداوند]، موجب نورانی شدن اندیشه ها، زنده شدن روح ها و صیقل یافتن دل ها است .»

بدون اتصال به معدن معنویت، جان آدمی مانند گلی بی آب و نور، پژمرده می شود و خارهای اطراف، گلبرگ های لطیف آن را می رنجانند، و در نتیجه زندگی را بر او تنگ می گیرند .

خداوند متعال می فرماید:

«من اعرض عن ذکری فان له معیشة ضنکا ونحشره یوم القیمة اعمی » (19) ;

«کسی که از یاد من روی گرداند، زندگی سختی برای اوست و در روز قیامت او را کور محشور خواهیم کرد .»
6- پندگیری

در هیاهوی دنیا و گرد و خاکی که اهل آن بپا می کنند، خود بخود و ناخواسته، بر جان آدمی گرد و غبار می نشیند و دیده او را تیره می کند . در این میدان، نسیمی بهاری و دل انگیز لازم است تا غبارها را بزداید و موانع دید دل را از میان بردارد . یکی از این نسیم های خوش، موعظه و پند است که باید آن را به جان خرید .

امام علی علیه السلام فرمود: «المواعظ حیاة القلوب (20) ;

«موعظه ها [و پندها]، موجب زنده شدن دل ها می گردند .»


7- معاشرت با نیکان

در این سفر دراز روحانی، همراهی با نیکان و خوبان، قوت قلب است و بر نشاط رفتن می افزاید و خستگی ها را از جان می زداید، از غفلت ها جلوگیری می کند و اشتباهات را گوشزد می نماید . امام علی علیه السلام فرمودند:

«صحبة الولی اللبیب حیاة الروح (21) ;

همراهی با دوست خردمند، موجب حیات روح است .»

و نیز فرمودند: «معاشرة ذوی الفضائل حیاة القلوب (22) ;

معاشرت با صاحبان فضیلت، موجب حیات قلب ها است .»

راوی می گوید: امام صادق علیه السلام فرمودند: «خمس خصال من فقد واحدة منهن لم یزل ناقص العیش، زائل العقل، مشغول القلب . فاولها: صحة البدن والثانیة: الامن . والثالثة: السعة فی الرزق . والرابعة: الانیس الموافق .

قلت: وما الانیس الموافق؟ قال: الزوجة الصالحة والولد الصالح والخلیط الصالح . والخامسة: وهی تجمع هذه الخصال: الدعة (23) ;

پنج خصلت است که اگر کسی یکی از آن ها را نداشته باشد، دائما دچار نقص در زندگی، تشویش خاطر و دل مشغولی خواهد بود:

1- تن درستی 2- امنیت 3- گشادگی در روزی 4- مونس موافق

[راوی می گوید: ] گفتم: مونس موافق کیست؟ فرمود: همسر صالحه، فرزند صالح و دوست صالح . 5- نرمی و ملایمت [در اخلاق] که در بر گیرنده همه این صفات است .»

از آن سو، همراهان ناباب، مزاحم راهند و باعث آزار، و کام رهرو را تلخ می کنند و در نهایت او را به آتش می اندازند، قرآن کریم می فرماید:

«الا خلاء یومئذ بعضهم لبعض عدو الا المتقین » ; (24)

«دوستان در آن روز دشمن یکدیگرند، مگر پرهیزگاران .»

و نیز می فرماید: «یا ویلتی لیتنی لم اتخذ فلانا خلیلا . لقد اضلنی عن الذکر بعد اذ جائنی » ; (25)

«ای وای بر من! کاش فلان [شخص گمراه] را دوست خود انتخاب نکرده بودم . او مرا از یادآوری [حق] گمراه ساخت، بعد از آنکه [یاد حق] به سراغ من آمده بود .»

همچنین در قرآن کریم می خوانیم: «وان کثیرا من الخلطاء لیبغی بعضهم علی بعض الا الذین آمنوا وعملوا الصالحات وقلیل ما هم » (26) ;

«و بسیاری از شریکان [و دوستان ] به یکدیگر ستم می کنند مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند، اما عده آن ها کم است .»

امام صادق علیه السلام فرمودند: «ثلاثة تکدر العیش: السلطان الجائر، والجار السوء والمرئة البدیة (27) ; «سه نفر موجب ناگواری زندگی می شوند: سلطان ستمگر، همسایه بد و همسر بد .»


8- اخلاق خوب

زندگی انسانی، زندگی گروهی و دسته جمعی است و لازمه آن آمد و شد با دیگران است . اخلاق خوب و شایسته، تابلویی زیبا از وجود آدمی ارائه می دهد تا دیگران به راحتی و با اشتیاق با صاحب آن ارتباط برقرار کنند و از بودن با او لذت برند .

امام صادق علیه السلام فرمودند: «لا عیش اهنا من حسن الخلق (28) ; در زندگی هیچ چیزی دلپذیرتر از خوش اخلاقی نیست .»

و امام علی علیه السلام فرمودند: «بحسن الاخلاق یطیب العیش (29) ;

با خوش اخلاقی است که زندگی پاکیزه [و دلپذیر] می شود .»

از سوی دیگر بد اخلاقی و ارتباط نامناسب با دیگران، زندگی را بر کام بداخلاق و دیگران تلخ می کند . امام علی علیه السلام فرمودند: «ثلاث لا یهنا لصاحبهن عیش: الحقد والحسد وسوء الخلق (30) ;

سه خصلت است که زندگی را بر صاحبشان ناگوار می کنند: کینه ورزی، حسادت و بداخلاقی .»


9- سازگاری با مردم

انسان ها در درجات کمال و درکات نقص با یکدیگر همسان نیستند . در زندگی اجتماعی رتبه انسان ها از بی نهایت زیر صفر شروع می شود و تا بی نهایت بالای صفر ادامه پیدا می کند . اگر بدنبال زندگی ای باشیم که در اطراف خود، انسان های پرکمال و بی نقص و بهتر از خود داشته باشیم، «بهشتی » را خواسته ایم در «دنیا» محقق کنیم . تنها در سرای دیگر و بهشت خوبان است که همه خوبند و هیچ جایی از لغو و تاثیم نیست . زندگی دنیایی، مملو از انسان های رنگارنگ و جور واجور است . چاره ای نیست جز آنکه در بسیاری از اوقات خود را به ندیدن و نشنیدن بزنیم و از لغزش دیگران تغافل کنیم . و آن وقت که لغزش دیدیم تا آنجا که مربوط به حقوق شخصی ماست، از آن درگذریم و به رخ نکشیم . تنها در این صورت است که می توان به زندگی اجتماعی تن داد، و گرنه زندگی، به جهنمی سوزان بدل خواهد شد که کمتر کسی خواهد توانست حتی با نزدیکان خود نیز آمد و شدی داشته باشد . امام علی علیه السلام فرمودند:

«سلامة العیش فی المداراة (31) ; سلامت زندگی در مدارا [و سازگاری] با مردم است .»

و نیز آن حضرت فرمودند: «من لم یتغافل ولا یغض عن کثیر من الامور تنغصت عیشته (32) ; کسی که تغافل نکند و از بسیاری از امور چشم پوشی ننماید، زندگیش تیره [و دلگیر] می شود .»

ناگفته پیداست که تغافل و گذشت در اموری مطلوب است که به حق شخصی ما مربوط می شود، اما در جایی که پای حقوق الهی و حق دیگر انسان ها در کار است، باید دقیق و سخت گیر بود .


10- ساده زیستی و قناعت

همچنانکه انسان ها در کمالات روحی به دارا و ندار و متوسط تقسیم می شوند و همه در یک سطح از دارایی قرار ندارند، در مواهب مادی نیز چنین است و همه در یک سطح از برخورداری نیستند . در این میان اگر کسی بخواهد داراترین و برترین باشد، تنها خاک گور است که می تواند چشم او را بپوشاند و او را از زحمت برتری جویی خلاص کند .

چاره آن است که هر کس در حد توان تلاش کند و به آنچه خداوند روزیش می کند بسنده کند و خرسند باشد و دل و دیده را از آنچه در دست دیگران است برکند و تمام توان و تلاش خود را در میدان مسابقه معنوی و علمی به کار گیرد تا در آن میدان سرآمد روزگار شود و مدال «السابقون السابقون اولئک المقربون » را بر گردن آویزد .

امام علی علیه السلام فرمودند: «اهنی ء العیش اطراح الکلف (33) ;

دلپذیرترین زندگی، زندگانی بدون تکلف است .»

و نیز فرمود: «ان اهنا الناس عیشا من کان بما قسم الله له راضیا (34) ;

گواراترین زندگی از آن کسی است که به آنچه خداوند نصیب او گردانیده، راضی و خشنود باشد .»

از جمله حکمت های حضرت سلیمان علیه السلام این بود که فرمود: «قد جربنا لین العیش وشدته فوجدنا اهناه ادناه (35) ;

سختی و آسانی زندگی را تجربه کردم، و گواراترین زندگی را در ساده ترین آن یافتیم .»

امام علی علیه السلام فرمودند: «اطیب العیش القناعة (36) ;

پاکیزه ترین زندگی، قناعت است .»

همچنین آن حضرت فرمودند: «انعم الناس عیشا من منحه الله سبحانه القناعة واصلح له زوجه (37) ;

برخوردارترین مردم در زندگی، کسی است که خداوند سبحان به او قناعت و همسر خوب عنایت کرده است .»


11- برخورداری مادی و معنوی

در زندگی پاک، باید هم از «حسنه دنیا» برخوردار بود و هم از «حسنه آخرت » . «ربنا آتنا فی الدنیا حسنة وفی الاخرة حسنة » (38) و در مسیر دستیابی به آخرت نباید سهم و نصیب خود را از دنیا فراموش کرد . «ولاتنس نصیبک من الدنیا» (39) ، چرا که زندگی طیب و پاک، با استفاده از «طیبات » امکان پذیر است و محروم کردن خود از رزق طیب الهی، با توجیه بدست آوردن مقامات معنوی، به هیچ وجه پذیرفته نیست . قرآن کریم می فرماید:

«قل من حرم زینة الله التی اخرج لعباده والطیبات من الرزق قل هی للذین آمنوا فی الحیوة الدنیا خالصة یوم القیمة کذلک نفصل الآیات لقوم یعلمون » (40) ;

«بگو چه کسی زینت های الهی را که برای بندگان خود آفریده و روزی های پاکیزه را حرام کرده است؟ بگو: این ها در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آورده اند [اگر چه دیگران نیز با آن ها مشارکت دارند، ولی] در قیامت، خالص [برای مؤمنان ] خواهد بود . این گونه آیات [خود] را برای کسانی که آگاهند شرح می دهیم .»

مطابق این آیه شریفه، مواهب طبیعی دنیا برای اهل ایمان آفریده شده است، و غیراهل ایمان ریزه خوار اطراف این سفره اند، اما در سفره اخروی تنعمات، فقط اهل ایمانند که می توانند از آن بهره ببرند و آن سفره «بطور خالص » از آن آنان است . در سفره مواهب دنیا، دیگران با مؤمنان شرکت دارند و از آن استفاده می کنند، اما در سفره مواهب آخرت، دیگران بی بهره اند و فقط مؤمنان برخوردار . لذا برد با مؤمنان است .

امام علی علیه السلام می فرماید: «واعلموا عبادالله ان المؤمنین المتقین ذهبوا بعاجل الخیر وآجله شارکوا اهل الدنیا فی دنیاهم ولم یشارکهم اهل الدنیا فی آخرتهم . یقول الله عزوجل: «قل من حرم زینة الله التی اخرج . . .» سکنوا الدنیا بافضل ما سکنت واکلوها بافضل ما اکلت . شارکوا اهل الدنیا فی دنیاهم اکلوا من افضل ما یاکلون وشربوا من افضل ما یشربون ولبسوا من افضل ما یلبسون وسکنوا بافضل مایسکنون وتزوجوا من افضل مایتزوجون ورکبوا من افضل مایرکبون، اصابوا لذة الدنیا مع اهل الدنیا مع انهم غدا من جیران الله عزوجل یتمنون علیه، فیعطیهم ما یتمنون، لایرد لهم دعوة ولاینقص لهم نصیب من لذة، فالی هذا یشتاق من کان له عقل ولا حول ولاقوة الا بالله (41) ; بندگان خدا! آگاه باشید که مؤمنان پرهیزکار از هر دو خیر (دنیا و آخرت) برخوردارند . با اهل دنیا در [برخورداری آنان از] دنیایشان شریکند، اما اهل دنیا در [برخورداری مؤمنان از] آخرتشان، بهره ای ندارند . خداوند [در قرآن] می فرماید: [ای پیامبر! ] بگو چه کسی [برخورداری از ] زینت های (نعمت های) الهی را که برای بندگانش آفریده است، حرام کرده است . . .»

[مؤمنان پرهیزکار] در دنیا به بهترین صورت سکونت دارند، و به پاک ترین صورت، از آن برخوردار هستند . با دنیاییان در دنیایشان شریکند، از بهترین آنچه آنان می خورند، می خورند، و از بهترین نوشیدنی آنان می نوشند، از بهترین آنچه می پوشند در بر می کنند، از بهترین سکونت آنان، سکونت می یابند، از برترین ازدواج های آنان برخوردار و از والاترین مرکب های آنان بهره مندند .

[امروز] همراه دنیاییان از لذت دنیا کام می گیرند، حال آنکه فردا، آنان همسایگان خدایند . از او درخواست می کنند و هر چه از خدا بخواهند، عطایشان کند، هیچ خواسته ای از آنان رد نشود و هیچ نقصی در لذت آنان رخنه نکند . پس آنان که از اندک عقلی برخوردارند، مشتاق چنین زندگی هستند . و هیچ حول و قوه ای جز از خدای بزرگ نیست .»

امام باقر علیه السلام نیز در دعای خود، از خداوند «رفاه دنیایی » طلب می کند، آنجا که عرض می کند: «اسالک اللهم الرفاهیة فی معیشتی ماابقیتنی معیشة اقوی بها علی طاعتک وابلغ بها رضوانک . . . ولاتجعل الدنیا علی سجنا ولاتجعل فراقها علی حزنا (42) ;

خدایا! از تو می خواهم تا زمانی که مرا زنده می داری، به من رفاه در معیشت عطا کنی، آنچنان معیشتی که با آن بر اطاعت و فرمانبرداریت قوت یابم و به رضوان تو نایل گردم . . . و دنیا را زندان من، و جدایی از آن را باعث اندوه من قرار نده .»


12- فایده رسانی به مردم

زندگی پاک، در این نیست که فقط سعی کنیم خود از هوای پاک استفاده کنیم و با دیگرانی که در هوای آلوده تنفس می کنند کاری نداشته باشیم . نباید بین خود و دیگران دیواری بلند کشید و دیگران را از نشستن در کنار سفره ای که روزی معنوی آن را خدا به ما داده است، بر حذر داشت بلکه باید دیگران را در روزی معنوی خود شریک کرد .

امام علی علیه السلام می فرماید: «احسن الناس عیشا من عاش الناس فی فضله (43) ;

بهترین زندگانی از آن کسی است که مردم با فضل و [احسان] او زندگی کنند .»

و نیز آن حضرت فرمود: «ان احسن الناس عیشا من حسن عیش الناس فی عیشه (44) ;

خوب ترین زندگی از آن کسی است که مردم با زندگی او، خوب زندگی کنند .»

پی نوشت ها:

1) جاثیه/24 .

2) انعام/122 .

3) انفال/24 .

4) نحل/97 .

5) ارشاد القلوب دیلمی، ص 204 .

6) میزان الحکمة، ج 1، ص 710، (در کلیه ارجاع ها به کتاب میزان الحکمة، دوره 4 جلدی آن ملاک است) .

7) همان .

8) غررالحکم/3785 .

9) کنزالعمال/28944 .

10) نهج البلاغه، خطبه 133 .

11) میزان الحکمة، ج 3، ص 2217 .

12) غررالحکم/4723 .

13) همان/3397 .

14) ارشاد القلوب/204 .

15) غررالحکم/6807 .

16)...

17)...

18) 2 و 3 و - همان/1999 و 8876 و 6445 .

19) طه/124 .

20) میزان الحکمة، ج 4، ص 3576 .

21) همان، ج 2، ص 1568 .

22) همان، ج 3، ص 1981 .

23) وسائل الشیعه، ج 20، ص 51 .

24) زخرف/67 .

25) فرقان/29- 28 .

26) ص/24 .

27) تحف العقول، ص 320 .

28) علل الشرایع، ج 1، ص 560 .

29) غرر الحکم/4263 .

30) همان/4663 .

31) همان/5607 .

32) همان/9149 .

33) همان/2964 .

34) همان/3397 .

35) شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 3، ص 159 .

36) میزان الحکمة، ج 3، ص 2216 .

37) همان .

38) بقره/201 . «پروردگارا! به ما در دنیا نیکی عطا کن و در آخرت نیز نیکی مرحمت فرما .»

39) قصص/77 . «و بهره ات را از دنیا فراموش مکن .»

40) اعراف/32 .

41) الغارات، ابراهیم ابن محمد ثقفی، ج 1، ص 235 .

42) بحار الانوار، ج 97، ص 379 .

43) غررالحکم/3058 .

44) همان/3636 .

 

 

منبع:www.hawzah.net

Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved