• تاريخ: شنبه 25 ارديبهشت 1389

آيا فداكاري و از خودگذشتگي امكان‌پذير است؟


           
 سوال:مي‌گويند تمام فعّاليّتهاي انسان به منظور به دست آوردن يك رشته منافع مادّي و روحي و يا دفع ضرر از ناحيه جسم و روان صورت مي‌گيرد، حتّي آن رشته از كارهاي انساني مانند كمك به بينوايان و تربيت فرزندان كه جنبه عاطفي و نوعدوستي دارد، باز از اين اصل مستثنا نيست؛ زيرا انسان از طريق كمك و ابزار محبّت و علاقه به آنان، بر روان مضطرب خود آرامش بخشيده و خويشتن را از شكنجة وجدان كه نتيجة مشاهدة اين مناظر رقّتبار است رها مي‌سازد.

با توجّه به اين اصل كه محرّك انسان در تمام فعّاليّتها و كارها، همان موضوع منفعت‌طلبي و سودجويي جسمي و رواني اوست، چگونه مي‌شود كه برخي از كارها يك نوع ايثار و فداكاري و جانبازي و ازخودگذشتگي شمرده مي‌شود؟

مهر و عاطفه مادر عالي‌‌ترين مظهر جانبازي و فداكاري است، در حالي كه مادر از ابراز هر نوع مهر و علاقه به فرزند خويش لذّت مي‌برد و خودداري از كمك و تربيت كودك او را شكنجه مي‌دهد و ناراحت مي‌سازد -مع‌الوصف- چگونه مي‌توان مهر مادر را عشق پاك و دور از هر نوع آلايش شمرد و عمل او را يك نوع جانبازي و فداكاري صد در صد ناميد؟

پاسخ:اين پرسش را مي‌توان از دو راه پاسخ داد:

1- مقصود از «ايثار» و «فداكاري» اين است كه انسان كاري را بدون «چشم‌داشت» و انتظار عوض از فرد يا جامعه انجام دهد، در برابر آن كاري كه جنبه معامله و معاوضه دارد و شخص به منظور كسب منافع مادّي زير بار عمل مي‌رود.

فرض كنيد مردي است كه از مشاهده مناظر رقّت بار بينوايان و يتيمان، سخت رنج مي‌برد و يا از كمك به اين گروه خوشحال و شادمان مي‌گردد، هرگاه همين فرد بدون ريا و تظاهر، قسمتي از زندگي خود را كه از آن نيز بي‌نياز نباشد در اختياز اين گروه بگذارد، در اين موقع اين عمل را «ايثار» و ازخودگذشتگي مي‌نامند؛ درست است كه اين كار او را از ضربات شكننده وجدان آزاد مي‌سازد و به زندگي او نشاط و شادي مي‌بخشد، امّا چون او در اين كار محرّك مادّي و سود دنيوي ندارد و حسّ مقابله و معاوضه او را بر اين كار وادار نساخه است، از اين نظر يك چنين كاري از نظر عقل و شرع، عملي شايسته و يك نوع فداكاري شمرده مي‌شود.

به عبارت ديگر: در قضاوت و داوري خود كه آيا كدام عمل ايثار و ازخودگذشتگي است، بايد انگيزه‌ها را در نظر گرفت. كارهاي عاطفي  انساني كه گاهي از آن به ايثار و ازخودگذشتگي و جانبازي تعبير مي‌آورند، فعّاليّتهايي است كه در آن حساب و كتابي مطرح نباشد و شخص هنگام عمل، هيچ نوع سود مادّي را در نظر نگيرد و انگيزه‌هاي كاري در درون او نهفته و در اعماق قلب او لانه گزيند و بدون تشويق و تقدير، بدون تظاهر و ريا، بدون انتظار نفع و سود از فردي يا جامعه‌اي، آن را انجام دهد.

ولي هرگاه در انجام عمل، محاسبات مادّي ناديده گرفته نشود و محرّك وي براي عمل، انتظار عوض مادّي از فردي يا اجتماعي باشد، در اين صورت بايد اين عمل را يك نوع معامله و معاوضه ناميد و شخص را يك فرد معامله‌گر شمرد.

2- عشق به چيزي و يا به كسي گاهي به جايي مي‌رسد كه انسان غير آن چيز و يا آن كس را فراموش مي‌كند و خويشتن را به دست فراموشي مي‌سپارد  كسي كه خويشتن را فراموش كند، منافع خويش را نيز فراموش خواهد كرد؛ در اينجاست كه غير از محبوب و يا مقصد، چيزي را نمي‌بيند و جز هدف مقدّسش، چيزي را نمي‌شناسد و جز به منافع محبوب خود به چيزي نمي‌انديشد و قانون تجارت و مبادله را كه در حال عادي صورت مي‌گيرد و در برابر از دست دادن چيزي، چيز ديگري را به دست مي‌آرود بكلّي رها مي‌كند  كنار مي‌گذارد  مرحلة فداكاري و ايثار و ازخودگذشتگي در راه هدف به جايي مي‌رسد كه خدمت به محبوب كه عالي‌ترين لذّت روحي شمرده مي‌شود و به جسم و جان او آرامش مي‌بخشد نيز به دست فراموشي سپرده مي‌شود؛ زيرا اساساً در اين حالت خود را نمي‌بيند و نمي‌شناسد تا چه رسد به لذّات مادّي و معنوي خود و اين همان چيزي است كه گاهي از آن به «مرحله فنا» تعبير مي‌شود.

بسياري از پيشوايان بزرگ ما در برابر ذات خداوند چنين حالي را داشتند و همين موضوع سب مي‌شد كه او را به خاطر ذات پاكش بپرستند و به خاطر ذاتش كه عين كمال و جمال است، عشق بورزند و او را براي خودش بخواهند و در راه او براي خودش جانبازي و فداكاري كنند.

شايد حديثي كه از امام اميرمؤمنان علي(ع) در مورد عبادت نقل شده اشاره به همين حقيقت باشد، آنجا كه مي‌فرمايد: «ما عَبَدْتُك خوفاً مِنْ نارِكَ وَلا طَمَعاً في جَنَّتِكَ بَلْ وَجَدْتُك أهْلاً لِلْعِبادَةِ؛ بارالها! من تو را به منظور ترس از آتش و يا چشم طمع در بهشتت نمي‌پرستم، بلكه انگيزه من براي پرستش تو، اين است كه تو را شايستة عبادت يافتم!»

نمونه آن، نيايش‌ها و راز و نياز و مناجاتهاي خود علي(ع) است؛ زيرا او در آن حالي كه آنچنان غرق جمال حق و كمالي بي‌مثال خدا مي‌شد كه به بيرون كشيدن پيكار تير از پاي خويش توجّهي پيدا نمي‌كرد؛ چنين كسي در حالت انجام عمل و پرستش خداوند، نمي‌تواند به سود و ضرر خويش بينديشد؛ زيرا هرچه مي‌بيند خدا مي‌بيند و هرچه مي‌كند به خاطر او انجام مي‌دهد، نه به خاطر خويشتن.

---------------------------
 
منبع:پاسخ به پرسش های مذهبی،تالیف آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله سبحانی،نسل جوان 1387
Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved