• Date: 2010 Jul 10

متون ديني و آثار علمی ائمه، رازگشا و راهنما (2)


           

 

متون ديني و آثار علمی ائمه، رازگشا و راهنما (2)

متون صادره از امام حسين عليه السلام

دوره ي امام حسين عليه السلام، دوره ي يکه تازي بني اميه و تلاش در ايجاد انحرافات بزرگ فکري، فرهنگي و اجتماعي بود. آن ها مفاهيم اصيل دين را مورد تحريف قرار مي دادند. با توجه به اين واقعيت دردآور بود که آن حضرت عليه السلام موضعگيري هاي سنجيده، دردمندانه و الهام بخش و نجات بخش خود را در قالب گفتار ها و نوشتار ها و خطابه هاي آتشين ابلاغ فرمودند.
متوني که از امام حسين عليه السلام نقل شده، به دو صورت است.
1) صورت شفاهي،
که مجموعه ي خطبه ها، موعظه ها، پند ها و اندرز هاي ايشان است که از زمان انتقال جريان امامت به ايشان آغاز گرديده تا کربلا و روز عاشورا تداوم يافته است.
2) صورت کتبي،
که مجموعه ي نامه ها و پاسخ نامه هاي ايشان به سؤالات و نامه هايي بوده است که براي آن حضرت عليه السلام از نواحي مختلف سرزمين اسلامي آن روز ارسال مي گرديده است و بعضاً نامه ها و مکتوباتي هستند که آن حضرت، ابتداً و رسماً براي افرادي مرقوم فرموده و ارسال مي داشته اند. نمونه هاي فراواني از هر دو نوع اين مکتوبات وجود دارد که هر کدام فصل جدايي در ارائه ي معارف ربوبي و ديني شمرده مي شود (نجمي، 1360، 17). اين نامه ها در متون مختلف، همچون بحارالانوار علامه مجلسي، اصول کافي، و ساير کتب تاريخي منعکس گرديده که همواره قادر است تشنگان معرفت و حقيقت را رهنمون شده و راه حقيقت و صراط مستقيم را براي هميشه بر آنان بشناساند.
دعاي عرفه، الهام بخش حقايق؛
امام حسين عليه السلام، با همه ي ابعاد روحي و فضايل وجودي، در دعاي عرفه متجلي مي شود؛ به گونه اي که مي توان همه ي انديشه ها، افکار، عزم و آهنگ ها، تصميم ها، شور و جذبه ها، فنا شدن هاي در ذات الهي، ترک همه ي دنيا و غرق شدن ها در بحر بيکران احديت را از آن دعاي بلند دريافت نمود و در واقع ، دعاي عرفه، تفسيري از عظمت هاي وجودي امام حسين عليه السلام است.
راويان دعاي عرفه، که از امام حسين عليه السلام صادر گرديده است، بشر و بشير پسران غالب اسلامي هستند که آن را روايت نموده اند:
پسين روز عرفه در عرفات در خدمت آن حضرت عليه السلام بوديم، پس از خيمه ي خود بيرون آمدند، با گروهي از اهل بيت عليهم السلام و فرزندان و شيعيان، با نهايت تذلل و خشوع، پس در جانب چپ کوه ايستادند و روي مبارک خود را به سوي کعبه گردانيدند و دست ها را برابر رو برداشتند، مانند مسکيني که طعام طلبند و اين دعا را خواندند «الحمدلله الذي ليس لقضائه دافع و لا لعطائه مانع و لاکصنعه صنع صانع» (قمي، 1342، 474).
اين فقرات جنبه هاي معرفتي و مضامين عرفاني بلندي را در خود نهفته دارد؛ اقرار به توحيد، ربوبيت الهي، تحولات پيدايش بشري و ضعف ساختاري در وجود انساني و شکر اين که در اهل کفر و امامان کفر او را به دنيا نياورده، لکن وجود مبارکش را پس از رسالت جد بزرگوارش به دنيا آورده، حفظ الهي را در کودکي و لطف مدامش را ياد آورده و اين که خداوند بندگانش و آفريدگانش را همواره مورد الطاف و نعم خويش قرار داده است، اما آن ها قدرناشناسي مي کنند و سپاس نعمت ها به جاي نمي آورند. سپس شهادتي عميق را ابراز فرموده که اگر تمام روزگاران در اختيارم باشد که شکر نعمتي واحد را به جا آورم نمي توانم.
سپس به وحدانيت الهي اشاره مي فرمايد و اشک ريزان عرض مي کند اللهم اجعلني اخشاک کافي اراک؛ خدايا مرا گونه اي قرار ده که از تو خشيت داشته باشم.
مجدداً نعمت هاي الهي را در حق انسان بيان مي کند و رضاي خدا را طلب مي کند خدا را پناهگاه دائمي انسان دانسته و به آن تأکيد مي ورزد و نصرت بر دشمنان را از خدا مطالبه مي کند و از خدايي که يونس را از شکم ماهي خارج مي کند و دريا را براي بني اسرائيل منشق مي فرمايد و فرعون و لشگريانش را تباه و هلاک مي کند، مي خواهد که او از درون تنگنا ها به نور هدايتش خارج نمايد.
دقت در فقرات دعا، اين حقيقت را ملموس مي نمايد که آن حضرت عليه السلام در حين خواندن دعا، به طور کامل حوادث کربلا را مد نظر داشته اند و شهادت خودشان را قضاي برگشت ناپذير الهي مي دانسته اند و بر آن شکر ورزيده اند. بر گويندگان است که در ايام تبليغي عاشورا فقرات بلند دعا را براي جامعه تبيين نمايد.

متون متعلق به امام سجاد عليه السلام

امام سجاد عليه السلام زينت عابدان و سردسته ي خيل عاشقان الهي و ميراث گرانقدر عاشورا و مخزن اسرار الهي و معارف رباني است که از ساحت قدسي وجود مبارکش، تشنگان معارف الهي را سيراب نموده و عاشقان جمال ربوبي را به مقصد نائل مي نمايد.
امامي که از شريعه ي مقدس جانش، حقايق فراواني تراويده و همچون خورشيدي تابنده، فرا روي شيعيان خويش قرار داده است. آثار وجودي مبارک اين امام همام را در فقرات گوناگون مي توان دنبال نمود. در ادامه به اهم آن ها اشاره مي نماييم.
1) خطبه اي در شام؛ در مجلس يزيد،
خطبه اي طولاني ايراد فرموده، خطيب خود فروخته ي دربار را نهيب زده و بر جان خبيثش شرر انداخت و فرمود: ويللک ايها الخاطب اشتريت مرضات المخلوق بسخط الخالق فيتو مقعدک من النار؛ واي بر تو اي سخنگوي نگونبخت، تو رضاي مخلوق را بر خشم خالق ترجيح داده و برگزيدي، اين نشيمن گاهت آتش دوزخ باد. سپس رو به يزيد کرده و فرمود: «أماذن لي ان اذهب الي هذه العواد؟»؛ «آيا اجازتم مي دهي به اين چوب ها بنشينم و خطبه اي بخوانم؟». اجازه داده شد و پس از آن معارف ربوبي جوشيد؛ برتري و فضيلت هاي خاندان عصمت را در گوش تاريخ طنين انداز کرده، عطاياي شش گانه و فضيلت هاي هفت گانه ي خاندان طهارت را ياد کرده و رسوايي مداوم را براي باطل پيشگان تاريخ در پي آورد (فاضل ، بي تا، 28).
2) نامه اي به محمد بن مسلم زهري، معروف به محمد بن شهاب زهري؛
محمد بن مسلم زهري، از علماي دربار امويان بوده و سمت قضاوت و فتوي را بر عهده داشته و از جهت اشتهار به علم و زهد، موقعيتي داشته و سخت خود فروخته بود و در عوض خوش خدمتي ها به امويان، موقعيت اجتماعي ظاهري را به وجود آورده بود. حضرت عليه السلام نامه اي به او نوشته و تکليف فرد عالمي همچون او را مشخص فرموده است (فراني، بي تا، 313).
اين نامه، متني بلند و منشوري راه گشا براي عالمان به احکام دين و شريعت است.
3) رسالة الحقوق؛
اين رساله ي شريف و مبارک را کتب معتبره اي به نقل و شرح در آورده اند. اين رساله، در واقع، نامه اي است که آن حضرت عليه السلام به يکي از اصحاب خودشان مرقوم فرموده اند و بعد در قالب يک رساله ي حقوقي، به عنوان ذخيره ي گران مايه و گران بار در اختيار شيعه قرار گرفته است (فراني، بي تا، 291). اين رساله ابعاد مختلف حقوق شخصي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي را در بر مي گيرد.
4) صحيفه ي سجاديه؛
صدور اين متن شريف، از آن امام همام عليه السلام، از مسلمات تاريخي است و کسي در آن ترديدي نورزيده است. اين سند شريف در مقدمه ي صحيفه ي کامله ي سجاديه، منعکس گرديده و همه ي نسخ صحيفه، که توسط افراد مختلف شرح و ترجمه شده بيان گرديده است (الهي قمشه اي، بي تا، 5 تا 14). اين متن شريف، در ابواب گوناگوني که روح و جوهر دين را منعکس مي نمايد، از کلمات نوراني آن حضرت عليه السلام در قالب دعا و نيايش شکل گرفته است. صدور اين ادعيه، از آن روح پرستنده، در دوران خفقان اموي، براي انتقال مجدد معارف رباني به تشنگان ربوبي بوده است.

متون متعلق به امام باقر و امام صادق عليهم السلام

دوراني که امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام در آن به سر مي بردند، دوران محنت امت اسلامي بود و انتقال خلافت از امويان به عباسيان اتفاق افتاد. گير و دار انتقال خلافت از دودمان بني اميه به بني عباس و پس ادعاي بني عباس مبني بر شعار ياري آل محمد عليهم السلام، باعث گرديد فضايي ايجاد گردد که آن دو امام همام بهتر بتوانند انديشه ي شيعي را بسط و گسترش دهند، اما به دليل گستردگي متوني که از آن دو امام بزرگ باقي مانده نمي توان در اين نوشتار کوتاه به همه ي آن ها پرداخت.

مدرسه ي علمي و فقهي امام باقر عليه السلام

امام باقر عليه السلام، از آن جهت، به باقر اهل البيت ملقب گرديده است که علوم مختلفه از زواياي وجودش نمايان بوده و جان علم و روح و لُب آن را شکافته و به چنگ آورده است. تراوشات وجود مبارکش در عناوين ذيل مشهود است:
1) تربيت شاگردان وارسته؛
او توانسته شاگرداني بلند آوازه، همچون عمر بن دينار، عبدالرحمن بن عمر اوزاعي، زيد بن علي بن الحسين عليه السلام، قرة بن خالد، محمد بن منکدر، يحيي بن کثير، محمد بن مسلم ملقب به محمد شهاب زهري، ربيعة الرافي، بکيربن اعين، جابر جعفي، موسي بن سالم، موسي الحناط، قاسم بن فضل، معروف کوفي، ابان بن تغلب، بريد عجلي، ابوحمزه ثمالي، حمران بن اعين، زرارة و ... را تربيت نمايد که هر کدام داراي مآثر فکري فراوان در تاريخ شيعي مي باشند.
2) نشر علوم الهي و ديني؛
امام باقر عليه السلام به انتشار علوم فراواني دست زده و مدرسه ي فکري و علمي ايشان هم اکنون آثار گرانقدري را نمايان ساخته و در روايات فقهي، معارفي، فلسفي و عرفاني کم تر جايي است که نام امام صادق عليه السلام و رواياتي از ايشان وجود نداشته باشد.
3) گشودن افق هايي نوين؛
آن امام بزرگ عليه السلام توانست مسير مدرسه اي را بگشايد که در ادامه فرزند برومندشان امام صادق عليه السلام، آن مدرسه را امتداد بخشيدند و رشد و رونق معارف تشيع را سبب گشتند.

مدرسه ي علمي و فقهي امام صادق عليه السلام

امام صادق عليه السلام، در مدرسه ي علمي خودشان، آثار پرمايه اي را بر جاي نهادند در واقع زمينه را براي نشر تعاليم اسلامي و شيعي فراهم آوردند. دعوتي از آغاز نمودند و فقه شيعي و جعفري را به نيکي رواج دادند.
1)تربيت زبدگان دين آگاه؛
ايشان توانستند شخصيت هاي بزرگي را به ظهور برسانند و در مدرسه ي علمي خودشان تربيت نمايند.
يکي ديگر از شاگردان ايشان ابان بن تغلب است که خود، صاحب تأليفات گران سنگي، همچون غريب القرآن، کتاب الفضائل، معاني القرآن، کتاب القراآت و کتاب الاصول في الرواية علي مذهب الشيعه است. ابان بن عثمان، بريد عجلي، زرارة بن اعين، محمد بن مسلم، جميل بن وراج، جميل بن صالح، حماد بن عثمان، حماد بن عيسي، حبيب بن ثابت و حمزه الطيار و هشام بن حکم و ... که هر کدام آثار وجودي گران قدري را با توجه به بهره هايي که از مکتب آن حضرت عليه السلام برده اند نشر داده اند، از شاگردان ديگر ايشان مي باشند (حيدر، 1970، 38).
2) تنظيم و احياي تفکر شيعي؛
مذهب شيعه، پس از امام صادق عليه السلام، مشهور به مذهب جعفري گرديده که منسوب به آن گرامي است. ايشان به احيا و نشر مذهب در بلاد شام، جبل عامل لبنان، عراق، مصر، هند و ايران پرداختند و از همان روز به نام مذهب جعفري، طرفداران مصمم و نستوهي يافتند.
3) مآثر فکري؛
اگر در فقه شيعه نگاهي بيفکنيم، سايه ي دل انگيز و گرماي روح بخش کلمات امام صادق عليه السلام در جاي جاي آن مشهود و محسوس است. اين مآثر فکري در حوزه هاي مختلفي همچون وصايا به پيروان و شاگردان، مناظرات با صاحبان اديان، تبيين فقه شيعي، عقايد شيعي و عرفان شيعي مي باشد که فصول کثير را به خود اختصاص داده است. به طور اجمال، متون ايجاد شده از مشرب علمي و وجودي آن امام همام بسيار گسترده است، که طالبان فضيلت را دست مايه اي فناناپذير و جهت دهنده و حيات بخش و تکامل آفرين مي باشد. يکي از برکات نهضت علمي امام صادق عليه السلام، رواج کتابت حديث پس از سالياني دراز بود (پيش از آن کتابت حديث پيامبر صلي الله عليه و آله منع شده بود).

متون متعلق به موسي بن جعفر عليه السلام

از امام مظلوم و حجت قاطع الهي و جامع علوم نبوي، گرچه به طور مستقل، متني مورد اشاره قرار نگرفته است، اما از مجموعه ي کتب روايي کلمات نوراني آن حضرت عليه السلام بيان گرديده است. در واقع، گروه کثيري از بزرگان، دانشمندان و راويان حديث، از کساني که در مکتب امام صادق عليه السلام تحصيل مي کردند، هنگام اقامت موسي بن جعفر عليه السلام در مدينه پيرامون وجود مبارک آن حضرت عليه السلام گرد آمدند و آن حضرت با وراثتي که از اجداد طاهرين خود داشتند و با عنايت خاص الهي، با توانايي بي بديل، همچون پدر بزرگوارش امام صادق عليه السلام علوم و معارف الهي را توسعه دادند. آن حضرت عليه السلام، در آغاز، راه پدر بزرگوارش عليه السلام، را ادامه مي داد، اما در نتيجه ي تنگنا ها و مضايقي که از ناحيه ي عباسيان فراهم شد، ايشان را به مرکز خلافت هارون برده تا زير نظر داشته باشند.
1) صفوان و شتر هايش که داستان پر عبرتي است، در اصول کافي و بحارالانوار نقل شده است.
2) تعيين حدود و اراضي فدک که رنگ هارون از چهره اش پريد، در اصول کافي و ديگر کتب اربعه نقل گرديده است.
3) روايت زياد بن ابن سلمه از آن حضرت، که در اصول کافي نقل گرديده است.
4) توصيه هاي آن حضرت عليه السلام به هشام،
که در اصول کافي در کتاب العقل و الجهل و ديگر موارد آمده است.
5) توصيه هاي آن گرامي به علي بن يقطين در باب تقيه و نحوه ي حضور در دربار هارون.
6) روايت نجوم آسمان
که در حضور هارون ايراد فرموده اند و آن را در مواردي که ضرورت دارد توصيه هم نموده اند و اشاره به اين که اهل بيت عليهم السلام نجوم آسمان معنويت اند.
7) وصيت هاي آن حضرت به علي بن موسي الرضا عليه السلام، که خود ماجراي مفصلي در تاريخ است.
8) نقل هايي که از آن حضرت عليه السلام، در فلسفه ي احکام که ثبت شده است.

متون متعلق به امام رضا عليه السلام

فرصت تاريخي مهمي براي امام رضا عليه السلام پيش آمد و آن، فراخواني جبري ايشان از مدينه به خراسان و پذيرش ولايت عهدي بود. اين فرصت تاريخي، تا زمان شهادت ايشان عليه السلام، مسيري را گرچه به جبر و ساختگي دستگاه خلافت، براي ايشان عليه السلام به وجود آورد که معارف رباني و الهي را در طول اين سفر بيان فرمايند؛ اگر چه قبل از آن، در مدينه نيز آن حضرت عليه السلام، به نشر علوم الهي و سنت اجداد طاهرينش اشتغال داشته اند. در فرصت ولايت عهدي، مکاتبات فراوان، سخنراني ها، جلسات مناظره، مناسبت هاي پيش آمده، کلاس ها و درس هاي فراواني از آن گرامي باقي مانده است که مي توان به طور خلاصه، آن ها را در متون ذيل مورد اشاره قرار داد.
1) مسند الامام الرضا عليه السلام،
اين کتاب نفيس را شيخ عزيزالله عطاردي خبوشاني درچاپخانه ي حيدري تهران در سال 1393 هجري به چاپ رساند. کلمه ي مسند در اين عنوان، وصف کتاب مخصوصي است که به حضرت رضا عليه السلام اسناد داده شده است. اين کتاب شامل شرح حال حضرت رضا عليه السلام است و حدود 2430 حديث در آن است که در 32 بخش دسته بندي شده است.
2) عيون اخبار الرضا عليه السلام،
مؤلف اين کتاب، عالم جليل القدر، شيخ صدوق قمي قدس سره است، که مرتبه اي بلند را در درک حديث و درجه ي فقاهت به دست آورد. مؤلف محترم در جمع آوري اين کتاب، فقط روايات مربوط به امام هشتم عليه السلام را گرد آورده و در مجموعه ي گران سنگي را براي مسلمين، به ويژه شيعيان، بر جاي نهاده است. اين کتاب 69 فصل دارد که در هر فصلي رشحات وجود نور امامت علي بن موسي الرضا عليه السلام در آن انعکاس يافته و هم اکنون به عنوان ذخيره ي فناناپذير و راه گشا در برابر ديدگان ما قرار گرفته است و بر ماست فهم و تدبر در آن (ابن بابويه، 1372، 36).
3) صحيفه ي رضوي عليه السلام،
اين صحيفه ي مبارکه نسخ متعددي دارد، مانند نسخه اي که در کتابخانه ي آيه الله مرعشي نجفي قدس سره است، نسخه اي که در خزانه است و نسخه اي که در کتابخانه ي فيضيه ي قم است و نسخه اي که ميرزا حسين مزري و احمد بن عبدالله طبرسي آن را گرد آورده اند.
طبق آنچه که سيد صاحب عبقات الانوار در کتاب خودش آورده است و از ابوشجاع شرويه ديلمي نقل کرده است، دوازده هزار حديث کوتاه از صحاح و غرائب و افراد و صحيفه هاي ديگر گرد آورده که از وجود مبارک علي بن موسي الرضا عليه السلام نقل گرديده است.
ابوالقاسم جارالله محمود بن عمر زمخشري در کتاب خودش ربيع الابرار چنين آورده است: «کان يقول يحيي بن الحسين الحسيني في اسناد صحيفه الرضا عليه السلام لو قري هذا الاسناد علي اذن مجنون الافاق»، که اگر سند هايش به گوش ديوانه هاي خوانده شود، خوب خواهد شد (نجفي، 1404هـ ، 17).
در اين صحيفه است حديث سلسلة الذهب و احاديث فراوان ديگر که سلسله ي سندش، به پيامبر صلي الله عليه و آله و خداي متعال مي رسد. اين صحيفه، که مشتمل بر احاديث درخشاني است، کافي است در اين که همه ي بشريت را هادي و راهنما باشد. در اين کتب، مجموعه ي مناظرات، مکاتبات و سخنراني هاي آن حضرت عليه السلام و نيز پاسخ به پرسش هاي مأمون و مجموعه ي حوادثي که حضرت عليه السلام در آن حوادث مطالبي را بيان فرموده اند، گرد آوري شده که براي طالبان فضيلت راه گشا و راز آموز است و در آن ها فلسفه ي احکام، فسلفه ي توحيد، فلسفه ي معارف الهي و ... بيان گرديده است.

متون متعلق به امام جواد  عليه السلام

دوران کوتاه امامت امام جواد عليه السلام با حوادث دردآور و گوناگوني تلفيق گرديده است. بعد از امام رضا عليه السلام فرزندش محمد عليه السلام جواد بود که با مأمون و برادرش معتصم هم عصر بوده است. ايام امام جواد عليه السلام داراي نوعي از آزادي بوده و مأمون و معتصم به ظاهر نرمش نشان مي دادند. عمر مبارک امام جواد عليه السلام کوتاه بود،
اما انواع علوم و پاسخ مسائل مشکل فراواني از ايشان به طور مفصل به جاي مانده است.
1) در مجلس يحيي اکثم؛
2) آداب و مواعظ؛
3) پرسش هايي که آن حضرت عليه السلام به طور مفصل پاسخ فرموده اند؛
4) حکم قطع يد سارق.
متون متعلق به امام هادي عليه السلام
از امام هادي عليه السلام که صفات پدران بزرگوارش را در خود جمع نموده و به اعلا درجه ي شرف و کرامت دست يازيده نيز نقل ها، خبر ها و متن هاي متيني بر جاي مانده است. امامي که اسرار حقايق و راز هاي امور گوناگون را چنان که هستند ادراک فرموده است، به گونه اي که علماي زمانش، مردم را به رجوع به ايشان فرا مي خواندند.
مجموعه ي متون باقي مانده و منقول از اين امام بزرگوار عليه السلام را به شرح ذيل اشاره مي نماييم:
1) رواياتي که امام هادي عليه السلام از پيامبر صلي الله عليه و آله نقل فرموده اند،
مانند روايت ابودعامه که آن را مسعودي در مروج الذهب، جلد 4 حديث 144 نقل نموده و مانند رواياتي که در جلد 3 بحارالانوار از آن حضرت عليه السلام منقول است.
2) رواياتي که در امالي شيخ طوسي عليه السلام، به طور مفصل، از آن حضرت عليه السلام نقل گرديده است. اين روايات درباره ي ولايت، شفاعت، ويژگي هاي دوستداران خدا و عمل صالح و کلمه ي نيکو بيان گرديده است.
3) رواياتي که در بحارالنوار ج 10 نقل گرديده است.
4) رواياتي که در امالي شيخ صدوق قدس سره نيز نقل گرديده است.
5) رواياتي که از علي عليه السلام نقل گرديده و در امالي طوسي و مآثر الکبرا ج 3 آمده است.
6) رواياتي که از امام باقر و امام صادق عليهم السلام نقل فرموده و در کتاب مآثر الکبرا آمده است.
7) رواياتي از موسي بن جعفر عليه السلام که در امالي شيخ طوسي آمده است.
8) روايتي که از امام رضا عليه السلام و از پدر بزرگوارش، امام جواد عليه السلام نقل فرموده است.
امام هادي عليه السلام بيشترين همت را در نشر علوم و معارف شريعت اسلامي و بيان احکام آن و تدريس علوم الهي داشته و عالمان و فقيهان پيرامونش گرد آمده و از سرچشمه ي علومش بهره مي بردند و تدوين مي نمودند آنچه را که از احاديث از آن حضرت عليه السلام بيان مي شد. همين احاديث در نزد شيعه ي اماميه از مصادر تشريع ديني و اسلامي شمرده مي شوند. ايشان علوم و احکامي را در مسائل فقهي، کلامي، معارفي و ... بيان فرموده که مراجعه کنندگان به آن بهره مند شده و از سرچشمه ي علم لدني و الهي سيراب مي شوند. درباره ي خمس، زکات، غسل، نماز در مکان غصبي، جامعه اي که از موي انسان بافته شده، سجود و احکام سجده، روزه و حج احکامي بيان فرموده است. در باب کمک به ستمگران، وقف، قضا و قضاوت، حدود کفر غلات که در کتاب هاي کلامي به نحو مبسوط وارد شده و بايد به کتب مربوط مراجعه شود.
متون کثيره ي ديگري از ايشان باقي مانده در قالب دعا ها، همچون دعا براي نابودي کفر پيشگان و زيارت جامعه ي کبيره که همچون لؤلؤ درخشاني در بين ديگر زيارات مي درخشد و سندش را شيخ الطائفه در تهذيب و صدوق در من لايحضر آورده است.

متون متعلق به امام حسن عسگري عليه السلام

با اين که آن حضرت عليه السلام، در دوره ي خفقان حکومت عباسيان و در عکسر (مقر استقرار ارتشيان) به سر مي برده اند، اما همه ي تاريخ نگاران اجماع دارند بر اين که امام عسکري عليه السلام در عصر خويش از مهم ترين و برجسته ترين شخصيت هاي علمي شمرده مي شدند و کسي را ياراي برابري با ايشان نبوده است. عالمان و زبدگان عصر آن حضرت عليه السلام اهتمام فراواني در ضبط کلمات و کتابت نکات صادر شده از بيان مبارک ايشان داشته اند.
در اعيان الشيعه ج 4 قسمت 3 در صفحات 308/ 309 رواياتي در باب توحيد ايشان نقل شده که برجسته ترين معارف توحيدي را تشکيل مي دهد.
همچنين در من لايحضره الفقيه ج 1 ص 76 و مرآة الزمان ج 6 ورقه 192 رواياتي در فلسفه ي احکام از آن امام بزرگ عليه السلام نقل گرديده است.
همچنين در من لايحضره الفقيه ج 2 و تهذيب ج 1 و استبصار ج 2 رواياتي در فلسفه ي احکام از ايشان عليه السلام بيان گرديده است.
توضيحات فراواني از امام عليه السلام در پاسخ شيعيان صادر شده که هم اکنون در کتب روايي ما موجودند.
آن حضرت راويان فراواني داشته اند نظير ابراهيم بن ابي حوض، ابراهيم بن خقيب، احمد بن اسحاق، احمد بن ادريس که تعداد آنها به 107 نفر مي رسد (شريف القريشي، 1409 هـ ، 175 - 131).

متون متعلق به امام زمان عليه السلام

از بيانات گهربار آن بقيه و ذخيره ي الهي، جهت تعيين تکاليف شيعه و مسلمانان در دوره ي غيبت، مطالب عميقي باقي مانده که معياري است بر راهي که بايد شيعه در دوره ي غيبت طي نمايد. اين مطالب را در چند عنوان مي توان مورد اشاره قرار داد.

ارتباط با شيعه از طريق نواب خاص

بدان که وکيلان و نواب آن حضرت عليه السلام در زمان غيبت صغري، چنان که از کتب معتبره استفاده مي شود، عده اي از انسان هاي مورد اعتماد و ستايش شده به اعتماد و امانت داري و صداقت هستند که از آن ها اوامر و نواهي آن حضرت عليه السلام و کرامت ها و اخبار غيبي نقل شده است.
اول آنان، شيخ ابوعمر و عثمان بن سعيد عمري است که توسط امام عسکري عليه السلام منصوب شده و فردي از قبيله ي بني اسد است. دوم ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعيد عمري است که چون پدرش فوت نمود به مقام او نشست با تصريح امام زمان و او راست کتبي تأليف شده و توقيع هاي زيادي با دست او نوشته شده است که درباره ي مهمات امر دين و دنيا و مسائل مردم مي باشد. سوم حسين بن روح بن ابي بحر نوبختي است که از عاقل ترين مردم در نزد موافق و مخالف شمرده شده و در نزد عامه مقامي والا دارد. چهارم ابوالحسن علي بن محمد سمي است که به جاي حسين بن روح نشسته و آخرين وکيل است و سپس امر رهبري به دست فقيهان قرار گرفته است.
نقل هاي فراوان ديگري از غير طريق نواب اربعه وجود دارد که استقصاي مواردي که نواب اربعه نقل فرموده اند و از طريق ديگر رسيده، کاري تفصيلي است. به طور اجمال، در مجموعه ي توقيعاتي که از طريق نواب معظم ايشان نقل شده، تکليف شيعه روشن گرديده و راهي و معياري است بر گزينش هدفي مشخص در دوره ي غيبت خصوصاً در توفيعي که اسحاق بن يعقوب از طريق محمد بن عثمان عمري دريافت کرده، امام زمان عجل الله تعالي فرجه فرموده اند: «اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواة احاديثنا فانهم عليکم و انا حجة الله» ؛ اما در حوادث واقعه، به راويان احاديث، (که همان فقهاي عادل و لايق رهبري و تصدي مقام ولايتند) رجوع کنيد که آنان نماينده ي من بر شمايند و من هم نماينده ي خدايم (صافي گلپايگاني، بي تا، 392). 
 
منابع و مآخذ
1) ابن اعثم کوفي، محمد بن علي (1314هـ)، الفتوح، تحقيق علي شبيري، بيروت، دارالاضواء، ج 4.
2) ابن بابويه، شيخ صدوق ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين القمي (1372)، توحيد، بيروت، اختر شمال.
3) ابن شهر آشوب، محمد بن علي (1316)، مناقب آل ابي طالب، تهران، بي تا، ج 1.
4) ابوالمظهر، شمس الدين، اوغلي، يوسف بن قز (سبط جوزي) (1401 هـ)، تذکرة، بيروت، مؤسسه ي اهل البيت.
5) الهي قمشه اي، محي الدين (بي تا)، صحيفه ي سجاديه، تهران، اسلامي.
6) امام خميني، روح الله (1368)، وصيت نامه ي سياسي ـ الهي، صحيفه ي نور، تهران، مؤسسه ي تنظيم و نشر آثار امام خميني، ج 19، ص 21.
7) امين، محسن (بي تا)، اعيان الشيعه، بيروت، دارالتعارف، ج 1.
8) ثعالبي، ابومنصور عبدالملک بن محمد بن اسماعيل (1403 هـ)، يتيمة الدهر في محاسن اهل القصر، شرح و تحقيق مفيد محمد قمحه، بي جا، ج 3.
9) حيدر، اسد (1970)، الامام الصادق و المذاهب الاربعة، بيروت، دار الکتاب العربي.
10) خويي، سيد ابوالقاسم (1371)، تکملة منهاج الصالحين في احکام القضاء و الشهادات و الحدود و القصاص و الديات، نجف، الادب.
11) رهبر، محمد تقي و صاحبي مسلم (1379)، سرچشمه هاي نور، تهران، شرکت بين الملل سازمان تبليغات.
12) شيرازي، سيد حسن (بي تا)، کلمة الامام الحسن، ترجمه ي عليرضا ميرزا محمد، تهران، نور.
13) صافي گلپايگاني، لطف الله (بي تا)، منتخب الاثر في الامام الثاني عشر عليه السلام، طهران، الصدر.
14) صفار قمي، محمد بن حسن فروخ (1404 هـ)، بصائر الدرجات، بي جا.
15) فاضل، جواد (بي تا) ، معصوم ششم، تهران، کتب ايران.
16) قمي، حاج شيخ عباس (1342)، مفاتيح الجنان، ترجمه ي مهدي الهي قمشه اي، تهران، چاپخانه ي محمد علي علمي.
17) کليني، محمد بن يعقوب (بي تا)، اصول کافي، ترجمه ي مصطفوي، تهران، بي جا، ج 1.
18) مطهري، مرتضي (1354)، سيري در نهج البلاغه، تهران، رودکي.
19) نجفي، محمد مهدي (1404 هـ)، صحيفة الامام الرضا عليه السلام، مشهد، دانشگاه علوم اسلامي رضوي.
20) نجمي، محمد صادق (1360)، سخنان امام حسين عليه السلام از مدينه تا شهادت، قم، دفتر انتشارات اسلامي.
21) يوسف مکي، سيد حسين (1404 هـ) ، عقيدة الشيعة في الامام الصادق عليه السلام، بيروت، دارالعلم.
  
نويسنده: علي اکبر نوايي      
منبع:انديشه ي حوزه، شماره ي 74


 

Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved